eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
293 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
داشت فکر میکرد _ میگه شما از امام هاتون بت می سازید... بهشون سجده می کنید...بهش گفتم چطور؟ میگه مثلا همین دیگه میرید جلو ضریح سجده می کنید... حالا تو فکر یه استدلالم که چجوری حرفای تو ذهنمو قانع کننده بهش بگم... کتب در قفسه چیده شده را از نظر گذراندم و کتاب مد نظر را بیرون کشیدم همانطور که صفحه هایش را ورق میزنم لبخند را ضمیمه حرفم کردم _ بگو این سجده به معنی پرستیدن نیست... اگر گفت استثنا جایز نیست... بهش بگو تو قرآن هم داریم سجده هایی که به معنی پرستش نیست... مثل سوره یوسف و سجده برادران حضرت به ایشان :')))) صفحه مد نظر را مقابلش گذاشتم و با لبخند دستی برایش تکان دادم و از سالن خارج شدم... [اندر احوالات]
یادمه یه روز می گفت _خدا می فرماد ای کسی که ما را ترک کرده ای برگرد... به اونی که رفته و عین خیالشم نیست میگه برگرد... حالا یکی این وسط از گناهانش عذاب وجدان گرفته و ناراحته و دلش آغوش خدارو میخواد و قصد داره برگرده، پسش می زنه؟! خدا ست عزیزم من... خدا :)
گفت _ اصلا به خاطر همین تکبرش بود که از بهشت رانده شد... مغرور، از سرزنش بدش میاد... پس بیا یه کاری کن! هر وقت بهت گناه تعارف کرد، یه پوزخند بزن و یه بسم الله بگو و شروع کن به سرزنش کردنش... " +د آخه موجود رانده شده، میبینی محلت نمیدم برو دیگه. سمج... بدم میاد هی خودشو میندازه وسط..." به همین راحتی :)) [اَندَر اَحوآلآت]
+امسال نبینم اگر ایوان نجف را جان را ببُر و وعده دیدار به ما ده :') :)
از ساعت یک و چهل و شیش دقیقه سه شنبه هفتمین روز مرداد ماه نود و نهمین سال قرن... تا دو و چهل و هفت دقیقه همان روز... در تاریک روشن اتاق.. فک. می‌کند به قرآن و اهل بیت... و به این می اندیشد که چرا قرآن را ز یاد برده ایم؟! :') امضاء : پرادعا ترین بنده
_مرز دل‌تنگی؟ +مهـران
به هم مرتبط بودن این عکسا رو فقط میشه حس کرد... در بند واژگان نیستند...
از غربتشون همین بس که منِ شیعه یک بار زندگی‌نامه شون رو نخوندم .. ... .... ...
_ غریب ترین امام! + اوهوم( لبخندِ سوالی) _ ولادتشون ماه صفره و شهادتشون هم روزیه که حاجی ها از مدینه خارج میشن...و هیچ کس نیست :') + یاد اون مداحی افتادم : کسی نیست تا روی قبرش یه دونه شمع بذاره... [اَندَر اَحوآلآت]