eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
292 دنبال‌کننده
948 عکس
127 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
_ تا حالا شده تو بچگیت یه هدیه بدی به بابات؟ لبخند روی لبم نشست + تا دلت بخواد... یادمه یه بار یه نقاشی به پدرم هدیه دادم چقدر خوشحال شد... اینکه خودم کشیدم... اینکه هدیه‌ دادم...و یادمه بعدش چه هدیه ای بهم داد لبخند زد _ محبت امام زمان به ما بیشتر از محبت پدرومادر به فرزنده... دلم لرزید _ هر کار مستحبی میکنی به نیت مولا بکن... بی هوا صلوات بفرست هدیه کن به مولا... صدقه میندازی، درس میخونی، محبت میکنی، هرکاری میکنی به نیت مولا... بی جواب نمیمونه... دلم لرزید... دلم لرزید... دلم لرزید... [اندر احوالات]
خیلی قشنگه که شب تو ماشین با نوحه خوانی بابات خوابت ببره :)
الان چند دقیقه ست تو ماشین داره پخش میشه نوحه ی _ رُدَّنا اِلی حَرَمِ جَدَّنا... و من خیره ظلمت ابدی آصال؛ فکر میکنم به این جمله... اندوه میشینه تو نگاهم...
شیعه‌ رو دارن میکشن تو دنیا... مهدی‌عج بیا ... عاشقای حسین‌ع رو دریاب...
چادرش رو یه دور دورِ سرش چرخوند و کنار گونه‌اش سنجاق زد به چادر _ پاشیم نماز اول وقت گوشیش رو دست به دست کرد _ هنوز وقت هست... ده میخونم لبخند زد _ قربونت برم تو وقتی نون میخوری بربری داغ کنجدی بخوری بهت می‌چسبه یا نونِ بایات؟ نگاهش رو صفحه گوشی خشکید. [اندر احوالات]
منقطع شو! تا متصل بشی... [حاج‌حسین‌یکتا]
•| مَلْجَأ |•
+خدایا دلم آشوبه... اربعین تکلیفمون چیه؟ دلدارم... با من حرف بزن #گریه...
معبودِمن... دلم سرگردانه... آشوبه... عجیب به آرامش کلامِ الهی نیازمندم... ...
حاج‌محمودکریمی می‌گفت: _جاموندی از کربلا ؟ نگران نباش، خیالت راحـت باشه مادر همیشه سهمِ بچه ای که نیامده رو کنار میذاره؛ بیشتر از سهمش هم کنار میذاره... و من چشم بسته لبخند زدم و اشکم چکید رو گونه‌ام و زمزمه کردم +حضرتِ‌مادَر! :) [اندر احوالات]
جبین بر مهر تکیه میدهم... چشم فرومیبندم و نفس میکشم عطر تربتش را... و خویش را جایی حوالی کربلا به تصویر میکشم.. :)
داشت تعریف میکرد _بعد نماز یهو حس کردم خدایا دلم تنگ میشه تا نماز بعدی...دلم تنگ میشه برای این حال و هوا... همون لحظه نگام گره خورد به غلطگیر روی انگشت شستم... یادم افتاد صبح داشتم جزوه می نوشتم شاید اصلا ربطی نداشته باشه ولی پاکش کردم پاشدم از اول وضو گرفتم و وایسادم به نماز :)... هرکی یه تعبیری داره دیگهههه ‌[اندر احوالات]
+اگه امسال مرزها باز بود؛ جایی که حاج قاسم موشک خورده بود، چقدر شلوغ میشُد:) نه؟؟ []