7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس آشنای اینجا رو میشه وصف نکنم؟
خب اینجوری اذان گفتید که شهید شدید دیگه:)
در پی اون حدیث قدسی که
_...و هر که من عاشقش شوم عاقبت او را شهيد مي کنم
گفت
_ دغدغه جامعه داشت... دستش تنگ بود؛ ولی میگشت ببینه کی مشکل داره گرهش رو باز کنه...
لبخند زد و ادامه داد
_ رفت گره جنگ رو باز کنه...جنگ گرهش رو باز کرد...
و من با خودم گفتم گریه های سجده بعد از نمازش اللهم ارزقنا شهادة بود...تنها گره اش این بود که پایبند زمین شده...او سماواتنشین بود...
[شهید غلامحسین محمودی]
هرگاه گریه کـنندگان بر حُسینم
دآخلِ بهشت شوند
من هم دآخلِ بهشت میشوم.. :)
#حضرتمادر
[ البُکا | ص۸۶]
مجاهد باشید،
زیرا جهاد فقط
به مردان محدود نمی شود
که فقط اسلحه حمل کنند
بلکه بگذارید
افکار شما سلاح شما باشد:)
چفیه یه بسیجی رو از دستش قاپیدن،
داد میزد:
_آهــــای...سفره، حوله، لحاف، زیرانداز، روانداز، دستمال، ماسڪ، ڪلاه، ڪمربند، جانماز، سایه بون، ڪفن، باند زخم، تور ماهی گیریم...
هــــمـــه رو بردن !!!
شادی روحشون ڪه دار و ندارشون همون یڪ چفیه بود صلوات
_ اِنَّ اَکرَمکُم عِندالله اَتقاکُم
دستور خدا بود
تا هیچ نژادی بر دیگری برتری نداشته باشد!
اشراف و بزرگان در مکهو مدینه امّا میگفتند:
_چرا پیامبر خدا، عرب را با عجم و غیرعرب و برده و #سیاه را با #سفید و اشراف برابر میکند!
#نژاد_پرستی
#ابوجهلهای_زمانه
قاسمبنالحسن؏ نوجوانی بود که
نه جنگ را،
نه پیامبر را،
و نه انقلاباسلامیاش را دیده بود.
امّا آن مفاهیم صدر اسلام را با همان روشنبینی
و با همان اقتدار
که روزی
یک نوجوان فهمیده (علیبن ابیطالب؏)
دنبال کرده بود، با #بصیرت دنبال میکرد...