از عذاب، انتقـٰام و مجـٰازاتِ سختِ روز قیـٰامت بر نفس خود بگری؛ نفسی ڪهـ در این دنیـٰا به نعمتـ و آسایشـ عادتش دادهای!
ای ڪم خرد و دیوانھای ڪهـ امروز و فردا میڪنی! این سرپیچی و شورش و انڪار و ڪفرانِ نعمتـ چرا؟! چرا به ضعیفیِبدن و نازڪیِپوست و باریڪیِاستخوانت رحم نمیڪنی؟!
آیا تو نبودی ڪه در دنیا با امثالِخودت مسابقه میگذاشتی؛ به اعیان و اشراف حَسَـد ورزیدھ و با ثروتمندان و عزیزان چشم هم چشمي ڪرده و فخر میفروختی و از نداری و ذلّـت پیوسته غصّـه میخوردی.
هنگامی ڪهـ تو را در زنجیر و دستبند به دست با چهرۀسیاه و چشمِڪبود به صف محشر بیاورند و ببینی دیگران چنین نیستند چه حالی خواهی داشت؟
به چپ و راستِ خود مینگری و میبینی《و در آن روز بعضی از چهره ها شاداب بوده و به پروردگارشان می نگرند. و در آن روز بعضی از چهره ها تابان، خندان و خوشحال است.》آنان لباسِ امان از عذاب پوشیدھ!
چگونه از شبیخون و خواری ایمن شده ای!
ڪسيڪهازمرگِدرخوابمیترسد،چگونهمیخوابد
ڪسـانی ڪه مواظبِ اعمـالِ خود بودھ و در طاعتِخدا تلاش میڪردند، در هر روز چندینبار صورتهایخود را به دقـت بررسی میڪردند ڪه ببینند آیا به حالِخود باقی مانده یا از ستم و سرپیچی سیـٰاھ شدهاست؟!
ومژده،ایعاقِݪوبامعرفتوصاحبنظرواختیار!
ڪه راهِ روندۀ به سویاو نزدیڪ است.
او خود را از خلقِ خود نمیپوشاند؛
مگر اینڪهـ آرزوهای مردم، خداوند را از آنان بپوشاند.
و اِی نَفْس!
بدان ڪه میتوانی نزدیڪی و رضایتِ او را در مدتِ یڪروز بلڪهـ در یڪساعت و یڪلحظه بهـ دست آوری؛ به شرطِ این ڪهـ بداند نیّتِ تو در ترڪَ غیرِخدا و قصدِدیدارِاو صادقـانه و پاڪ است.
زیرا او حاضر است نه غایب!
روآورنده است نه رویگردان!
و مُشـتـٰاق اسـت نـهـ غیـرِ آن!
ای عیسی ؛ چقدر چشم بدوزم و با بھترین شڪل بندگانم را بخوانم ولی آنها به طرفِ من نیایند !