گفت :
_ سهرهوردی میگه : «ذات نخستین، پیوسته اشراق میکند و متجلی میشود و همه چیز پرتویی از نورالانوار است و در پرتوی او نور میگیرد.»
#کلاس
گفتم :
_ از کجا بدانم تو امامی؟
فرمود :
_ پیش آن درخت برو، بگو امامت صدایت می کند!
با خود گفتم یعنی دارد مرا دست میاندازد؟؟ تـا درخـت را خطـاب قـرار دادم دیـدم با ریشه از خـاک بیـرون آمـد
و خود را به موسی بن جعفر رساند!
[ اصول کافی | ج۱ | ص۳۲۵ ]
زنجیر و پابند،
از استخوان هایش توان و جان گرفته...
هر تازیانه، با کینه از پهلوی او تاوان گرفته.
اما به جایش؛ هر نیمه شب ،
روی سرش قرآن گرفته.
مثل مدینه، مولای ما انگشت بر دندان گرفته . . .
گفتن ندارد!
کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد ...
نامرد مردم!
حق علی و فاطمه خوردن ندارد!
مادر به خود گفت شاید کسی کاری به کار زن ندارد! من از نبی ام حتما کسی کاری به کار من ندارد.
افتادن زن، در پیش چشم دیگران دیدن ندارد!
آی نامرد مردم!
حق علی و فاطمه خوردن ندارد.
آی نامرد مردم . . .
#روضه
سخته تو قم باشی
و لیاقت نداشته باشی
بری حرموتسلیتبگی به
بیبی حضرت معصومهۜ
[#بغض]
سخته تو قم باشی
و به نوحه گوش دادن
کنج اتاق دلخوش کنی
و لایق زیارت نباشی
[#بغض]
چجوری بگم دلم تنگ شده برای جمعیت جلوی ضریح؟ چجوری بگم دلم تنگ شده برای نفس کشیدن تو دوسانتی متری شبکه های ضریح؟ چجوری بگم دلم تنگ شده برای لمس خنکای گرمِ ضریح وقتی که همه حرمافو فراموش میکنم و میگم بیبی جانم با کلی حرف اومدم ولی الآن چیزی یادم نمیاد جز اینکه بهم معرفت بدین:)
[#بغض]
چجوری بگم دلم تنگ شده برای رواق حضرت خدیجه و کتاب دعاهای سبز رنگ و زیارتنانه خوندن زیرلب
[#بغض]
چجوری بگم دلم تنگ شده برای اون لحظه که از سرما زیر چادرم پنهون میشم اما نمیتونم نگاه بردارم از گنبد طلایی و همونجور میشینم رو پله و دقایقی کثیر مبهوت میمونم.
[#بغض]