خدايا!
اگر محرومم ڪنى پس ڪيست آن ڪہ به من روزى دهد؟ و اگر خوارم سازى پس ڪيست آن ڪہ بہ من يارى رساند؟! :)
خدايا! اگر شايستہِ رحمت نيستم، تو سزاوارى ڪہ بر من با فراوانى فضلت بخشش نمايى:')
خدايا! گويى من با همۂ هستیام در برابرت ايستادهام، درحالیۍ ڪہ حُسنِ اعتمادم بر 'تو' بر وجودم سٰايہ افڪنده است، و آنچه را تو شايستۂ آنى بر من جارى ڪردھای و مَرا با عفوت، پوشاندھ اى ..
خدايا!
نيڪیات بر من دࢪ روزهاى زندگیام پيوستہ بود، پس نيڪىِ خويش را در هنگامِ مرگم از من قطع مكن :')
خدايا!
گناهانى ࢪا در دُنيآ بر من پوشاندۍ، ڪہ بر پوشاندنِ آن در آخِرَتْ مُحتآجْ ترم، گناهم را در دُنيآ براى هيچ يك از بندگان شايستہات آشڪار نڪردى، پس مرا در قيامت در برابرِ ديدگانِ مردم رُسوا مڪن :')
بارخدايا ؛ روزى ڪہ در آن ميانِ بندگانت حڪم مےڪنى، مَرا به ديدارت خُوشحآل ڪن:)
خدايا!
عذرخواهىِ من از پيشـگاهت عذرخواهۍ
ڪسىاست كه از پذيرفتنِ عذرش بی نياز نگشته، پس عذرم را بپذير اےڪريمترين ڪسی ڪہ بدڪاران از او پوزش خواستند :)
خدايا؛
اگر خوارۍام را مےخواستى، هدايتم نمینمودى،
و اگر رسوايےام را خواسته بودى، عافيتم نمیبخشيدى،
خدايا؛ اين گمآن را بہ تو ندارم ڪہ مرا در حاجتى ڪہ عمرم را در طلبش سپرى ڪردھام، از درگاهت بازگردانى.
خدايا؛ تو را سپاس، سپاسى ابدى و جاودانہ، هميشگى و بی پآيآنْ، سپاسى ڪہ افزون شود و نابود نگردد، آنگونه ڪہ پسندى و خشنود گردى :)