بارخدايا ؛ روزى ڪہ در آن ميانِ بندگانت حڪم مےڪنى، مَرا به ديدارت خُوشحآل ڪن:)
خدايا!
عذرخواهىِ من از پيشـگاهت عذرخواهۍ
ڪسىاست كه از پذيرفتنِ عذرش بی نياز نگشته، پس عذرم را بپذير اےڪريمترين ڪسی ڪہ بدڪاران از او پوزش خواستند :)
خدايا؛
اگر خوارۍام را مےخواستى، هدايتم نمینمودى،
و اگر رسوايےام را خواسته بودى، عافيتم نمیبخشيدى،
خدايا؛ اين گمآن را بہ تو ندارم ڪہ مرا در حاجتى ڪہ عمرم را در طلبش سپرى ڪردھام، از درگاهت بازگردانى.
خدايا؛ تو را سپاس، سپاسى ابدى و جاودانہ، هميشگى و بی پآيآنْ، سپاسى ڪہ افزون شود و نابود نگردد، آنگونه ڪہ پسندى و خشنود گردى :)
خدايا!
اگر مرا بر جرمم بگيرى، من نيز تو را به عفوت بگيرم ..
و اگر به گناهانم بنگرى، جز به آمرزشت ننگرم ..
و اگر مرا وارد دوزخ كنى، به اهل آن آگاهى دهم كه تو را دوست دارم :)))
خدايا!
چگونہ از بارگاهت با نوميدى و محروميت بازگردم، درحالی ڪہ خوشگمانیام به بخششِ وجودت اين بودھ ڪہ مرا نجآتْ يافتہ و بخشيدھ باز می گردانى :)
خدايا!
عمرم را در آزمندى غِفلَت از تو نآبود ساختم، و جوانی ام را در مستىِ دورى از تو پير نمودم.
خدايا ؛ در روزگارِ غُرور نسبت به تو، بيدآر نشدم و گاھ تمايلم به سوى خشم تو آگاھ نگشتم ...
خدايا!
و من بندھٔ تو و فرزندِ بندھٔ توام، در برابرت ايستادھام، به ڪَرمَت به حضرتِ تو متوسّلم :')
خدايا!
برايم نيرويۍ نيست ڪہ خود را بہ وسيلۂ آن از عرصه نافرمآنےات بيرون برم، مگر آنگاھ ڪہ به محبّتت بيدارم ساز؎
ا؎ نزديڪى ڪہ از فريفتگان دور نمی شود:)
و ا؎ سخاوتمند؎ ڪہ از اميد بستگان به پاداشش، دريغ نمےورزد.
خدايا!
قلبۍ به من عنايت ڪن، ڪہ اِشتيآقَش او را بہ تو نزديك ڪند، و زبانى ڪہ صدقش به جانبِ تو بالا بردھ شود. و نگآهى ڪہ حقّ بودن او را بہ تو نزديك نمايد :)
خدايا!
ڪسی ڪہ به تو شناختہ شد، ناشناختہ نيست ..
و آن ڪہ به تو پنآهنده شد ، خوار نیست ..
و هر ڪہ را تو به او رو؎آور؎ برده نيست ..