خدايا!
برايم نيرويۍ نيست ڪہ خود را بہ وسيلۂ آن از عرصه نافرمآنےات بيرون برم، مگر آنگاھ ڪہ به محبّتت بيدارم ساز؎
ا؎ نزديڪى ڪہ از فريفتگان دور نمی شود:)
و ا؎ سخاوتمند؎ ڪہ از اميد بستگان به پاداشش، دريغ نمےورزد.
خدايا!
قلبۍ به من عنايت ڪن، ڪہ اِشتيآقَش او را بہ تو نزديك ڪند، و زبانى ڪہ صدقش به جانبِ تو بالا بردھ شود. و نگآهى ڪہ حقّ بودن او را بہ تو نزديك نمايد :)
خدايا!
ڪسی ڪہ به تو شناختہ شد، ناشناختہ نيست ..
و آن ڪہ به تو پنآهنده شد ، خوار نیست ..
و هر ڪہ را تو به او رو؎آور؎ برده نيست ..
خدايا!
آن ڪہ به تو رآھ جويد ، راهش روشن است و آن ڪہ بہ تو پنآھ جويد ، در پنآھِ توست و من به تو پنآھ آوردم اى خداى من :))
پس گُمانم را از رحمتت نااميد مَساز و از مهربانیت محرومم مڪن ..
خدايا ؛ در ميانِ اهل ولايتت برنشانم، نشاندن آن ڪھ بہ افزون شدنِ محبّتت اميد بسته ..
خدايا!
شيفتگى به ذڪرت را پيوستهـ به من الهٰام فرما و همّتم را در نسيمِ ڪاميابىِ نامهايت و جايگاه قُدست قرآر دھ :)
خدايا!
من بندھِ ناتوانِ گنهڪارِ توام و مملوك توبه ڪننده به پيشگاهت،
مرا از ڪسانی ڪہ رويت را از آنان برگرداندۍ قرار مَدھ و نه از ڪسانى ڪہ غفلتشان از بخششت محرومشان نمودھ ..
و ديدگانِ دلھايمان را بہ پرتوِ نگآھ به سوى خويش روشن ڪن، تا ديدگانِ دݪ پردھ های نوࢪ را دريده و به سرچشمهـِ عظمت دست يابد، و جانهايمان آويختہ به شڪوه قدست گردد،
خدايا!
مرا از ڪسانى قرار دھ كه آوازشان دادى، پس پاسخت دادند،
به آنها توجہ فرمود؎، پس در برابرِ بزرگیات مدهوش شدند،
و با آنان راز پنهان گفتى و آنان آشڪارا براى تو ڪار ڪردند :))
خدايا!
گر خطاهايم مرا از نظرت انداختہ،
بہ خاطرِ حُسنِ اعتمآدم بر تو از من چشمپوشى ڪن :))
خدايا!
اگر گناهان از جايگاھِ مڪارمِ لطفت مرا پائين آوردھ، اما يقين به ڪَرمِ عنايتت هوشيآرم نمودھ :))
خدايا !
اگر غفلت از آمادھ شدن براۍ ديدارت بہ خوابم فرو بردھ، ولى معرفت به نعمت هاى ڪريمانہات مرا بيدآر ساختہ است.