eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
293 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
قرعۀ فال به نامِ منِ دیوآنھ زدند . . .
هدایت شده از قَنـّٰاسه
شِڪَرِ چآیۍ تو حُکمِ نمك را دارَد . . .
امروز، دوره به ابتذال کشاندن الفاظ است.
فرق است بینِ به بهای جان به کربلا رفتن و به بهانه جان به کربلا رفتن
هدایت شده از |حَرفِ حَق|
•° "ڪانهُ فَلقة القَمر . ." مسیرِ تاختن اسبش را با چشم دنبال میکردند شمشیرش را که در بالای سر میچرخاند تلاقیِ خطِ بُرَنده ی شمشیر با نور افتاب ، از او تصویری بهشتی میساخت کسی چشمِ شورش را به او دوخته ، موی ریش زیر لبش را جوید و گفت : تا به امروز ندیده بودم که ماه سوار برمرکب باشد و خورشید در فراز سرش!' دیگری چانه اش را خاراند و بلند گفت: قدری دیگر تامل کنی ماه پاره تحویل حسین ع میدهید . . و با چشم و ابرو به سم پاهای اسب اصیلش اشاره کرد و لشگری به گفته اش خندیدند و کف زدند . . [میم سادات هاشمی] harfehagh313 | حَرفِ حَق 🌿
گفت : _ تو خیابون می‌رفتیم با ماشین. یه جا کیک و آبمیوه می‌دادند. بچم گفت عه بابا ایستگاه صلواتی . منم می‌خوام. گازشو گرفتم رفتم جلو گفتم برات بستنی می‌گیرم. این چه کایه تو این اوضاع؟ به جای این خرجای اضافی، برید دستگاهِ دیالیز بگیرید برای بیمارستان. لبخند زدم: _ چند وقت پیش تو خیابون داشتم می‌رفتم دیدم جلو در تالار وسط خیابون، ساز و دهل راه انداختن، شیرینی پخش می‌کنند، صدای دوپس دوپس ماشینو زیاد کردند. ای بابا این کارا چیه؟ عوض اینا برید دستگاه دیالیز بگیرید برای بیمارستان. سکوت کرد و ادامه دادم: _ البته، عروسی‌و این کارای اضافه توفیر داره با ایستگاه صلواتی که زنده میکنه دل و روح آدمی رو. حرف من اینه چرا کسی برای اون قبیل کارا اعتراضی نمی‌کنه؟ خدا شاهده همین اینایی که ایستگاه صلواتی برگزار می‌کنند، همین اینا هم میرند دستگاه دیالیز و فلان کمک خدا پسندانه هم می‌کنند. [اندر احوالات]
هدایت شده از ‹نـارنــگی‌مـن🧡›
⸀ °.🌱 • . -مٰاسک‌،گَرما‌،فاصلہ‌،ضد‌عُفونۍ‌‌،وَقتِ‌ڪَم، روضہ‌هٰایَت‌ناز‌دارَد‌هَر‌چہ‌باشَد‌میخَرَم-! ‌『 - نارنگـے‌من』
ای گل پرپر حسین علی اصغر حسین
فقط لالایی خوندن های سوزناکِ خانما تو هیئت شب هفتم . . . : خودش روضه ست . . .
ولی من هربار هروله می‌بینم، یاد دسته طویریج میوفتم
اصلا خود هروله منو می‌بره به عمق عاشورا . . . انگار یه لحظه جلو چشمشون اومده اون صحنه که اینجوری می‌زنند تو سر خودشون . . .