و من اندیشیدم به فلسفه اشک . . .
اشک میریزنند تا غبار های خستگی و جانفرسایی را پاک کنند تا فردا با قوتی بیشتر برزمند !
آه از کسانی که به محض شکستن آینه خیالشان زانوی غم بغل گرفته و به جرگه ناامیدان میپیوندند. آه از کسانی که.امتحان الهی را تنها در حوادث بزرگ میپندارند لکن ناآگاهند که زندگی عرصه امتحان الله است. آه از کسانی که یادشان رفته خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگر. آه از ناامیدانِ چشم فروبسته !
#یکڪلام
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
تا آن هنگام که ستارگان میدرخشند،
جای نومیدی نیست
تا آن هنگام که شبها بر برگها شبنم مینشانند
و آفتاب چهرهٔ صبح را زرّین میکند
جای نومیدی نیست.
هرچند که سیل اشک بر گونهها روان شود.
وقتی تو آه میکشی، بادها آه میکشند
و زمستانْ غصههای خود را چون برف
بر گور برگهای پاییزی فرو میبارد.
امّا زمین بار دیگر زنده میشود
و سرنوشتِ تو از کائنات جدا نیست
پس همچنان در سیر و سفر باش
و اگر چندان شاد و سرخوش نیستی
نومید و دلشکسته نیز مباش.
#اميلى_برونته
@ir_tavabin
با تعجب گفت :
_قبول نشدی؟!
لبخند زدم:
+ نه ولی شکر. قطعا یه حکمتی داره.
امروز نگام به این آیه افتاد و همونجا یه لبخند نحیفی جون گرفت 'تمام این سختی ها و راحتی ها برایتان آزمایشی بزرگ از طرف خدا بود | ابراهیم۶'
و تو این یک سالی که گذشت دنبال این آیه گشتم. دیدم تمام سختی های درس خوندن، آسونی رتبه و ترازی که آوردم و الآن سختی قبول نشدن، انگار یه صدایی بهم گفت قبول نشدی؟ خیلی جدی گرفتیآ ! همهش امتحانه. مبادا از امتحان خدا مردود بشی؟ لب به شکوه و گلایه باز نکنی یه وقت؟ خدا میخواد صبرتو بسنجه. :)
و نگاهم کشیده شد به آیه بعدش اونحا که خدا به فواد دلم فهموند ' یادتان باشد او اعلام کرده اگر شکر کنید قطعا سرمایه وجودی تان را زیاد میکنیم و اگر ناشکری کنید مجازاتم خیلی شدید است' من کسیم که از قدیم الایام از مامان شنیدم خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری و از بابا شنیدم شکر نعمت، نعمتت افزون کند !
پس شکر برای تمام درهایی که به روم بستی و درهایی که به روم گشودی الله من :)
خود حاجباقر آقا تعریف میکردن ک تو جبهه وارد سنگر فرماندهی ک میشدی مثلا میدیدی شهید باکری و شهید زینالدین دارن سر یه تصمیم شدیداً بحث میکنن، صداشون رو بالا میبرن، این یکی ب اون یکی میگه تو نمیفهمی و...
بعد از جلسه باز دست مینداختن گردن هم شوخی و خنده...
اینجوری باشید تو رفاقت.
سلام دفتریادداشتم.
امروز دوم شهریور ِ هزار و چهارصد هجری شمسی، برایت مینویسم اما تامل و اطلاحش را میگذارم برای اوقاتی دیگر :
#فکت یک : هیچ گاه هدف هایت را برای رسیدن به یکی از اهدافت تباه مکن. نامش بر رویش است، هدف ! و این تو هستی که باید مدیریت کنی آدم !
#فکت دو : ایده ، توکل ، باور ، همت ! هرگز از یاد مبر. چهار منزلگاهی است که تو را به مقصودت میرساند.