eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
293 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
دومین تفاوتی که بین آزادی در اسلام و آزادی در غرب وجود داره اینه که باید به ریشه آزادی توجه کنیم. ریشه آزادی در غرب خواست انسان و تمایلات انسانه. و در جریان هستی که تمایلات هم گاهی خوبه گاهی بد. گاهی حقیر و مربوط به مسایل شهوانیه گاهی هم مربوط به مسایل فکر و روحیه.
غرب میگه هرچی که هست انسان باید میلش رو اعمال کنه. با اینکه میگه قانون مانع آزادیه اما همون قانون هم بر پایه تمایلات مردم بنا میشه. یعنی مردم تو دموکراسی غربی قانون رو تعیین میکنند. چرا؟ چون دلشون میخواد. فقط واسه اینکه باید به تمایلاتشون برسند. مهم هم نیست با ارزش های انسانی منطبق باشه یا نباشه.
حالا یه چیز این وسط بگم کسی که بیاد روی مسایل جهان غرب تامل کنه می‌فهمه که اصلا رای اکثریت رو میل اکثریت رو هم یه دسته مخصوصی از مردم به وجود میارند. اگر ریشه آزادی غرب رو بخوای یعنی اون آزادی ای که در انقلاب کبیر فرانسه در قرن هجدهم پایه گذاری شد و در آمریکا و اروپا و کشور های زیر دست اینا متولد شد، اینطور باید بهت بگم که خواست طبقات ممتاز جامعه ست. یعنی سرمایه دارا و صاحبان شرکت ها و صاحبان کارتل ها و . . .
پس ریشه آزادی غربی اگر چه در ادعا مبتنیه بر اراده ها و خواست های افراد بشر -که این هم باز غیر منطقیه- اما درواقع حتی ریشه حقیقی اون آزادی حتی این خواست و اراده ی مردم هم نیست. یعنی یه شعاری میدن که به اون هم عمل نمیکنند بلکه ریشه طبیعی این آزادی که قانون و نظام رو به وجود میاره، خواست های کمپانی ها و تراست ها و کارتل ها و شخصیت های اقتصادی و باند های سیاسیه.
حالا بیا در سطح کلان تر ببینیم. اعلامیه جهانی حقوق بشر هم بر اساس همین تصور به وجود میاد و خب می بینیم که هیچ کشوری اون چیزی که ادعا میکنه از آزادی در حقوق بشر و امضا کرده رو عمل نکرده. یعنی چی؟ یعنی حتی همون آزادی که خودشون قبول دارند رو هم عمل نمی‌کنند و یه فریب شکل میگیره که کشورهایی در نظر نویسنده های غربی آزاد ترند که رواج برآوردن تمنیات جنسی در اونا بیشتر از همه باشه.
یه نتیجه کلی بگیریم از ریشه آزادی در غرب که اون هم اینه که تمنیات انسانی و خواست ها و هوی و هوس او آزاد باشه و بتونه هرکاری که میخواد انجام بده در چارچوب همون قانون که اون قانون هم باز برآمدا از همین تمنیات و خواست هاست.
اما این یه سر قضیه بود. قسمت دیگه ریشه آزادی در اسلامه. ریشه آزادی در اسلام جهان بینی توحیدیه. یعنی چی؟ یعنی هرکس که معتقد به وحدانیت خداست باید انسان رو آزاد بزاره. اصلا تو این راستا هم می‌بینیم که اولین حرف تمام انبیاء اطاعت از خداست و اجتناب کردن از طاغوت که میخواد انسان رو اسیر کنه. ان اعبدالله واجتنبوا الطاغوت.
پس تا اینجا این شد که آزادی اسلامی متکی بر توحیده. روح توحید یعنی نفی عبودیت غیر خدا. حالا این غیر خدا چیه؟ چه شخص باشه چه نظام باشه چه هوی و هوس باشه چه عادت و سنت رایج غیرالهی باشه. از همه اینا باید اجتناب کرد. فقط از خدا اطاعت کنیم یعنی عمل به احکام الهی. قبول نظام الهی و قبول رهبریِ زمامداری که ارزش های الهی داره.
پس ریشه آزادی در اسلام عبارته از شخصیت و ارزش ذاتی انسان که بنده هیچکس غیرخدا نمیشه و در حقیقت ریشه آزادی انسان توحید و معرفت و شناخت خداست. در همین راستا آیه داریم که ای اهل کتاب ای یهود و نصاری بیاید بر یک کلمه با هم توافق کنید الا نعبد الا الله به غیر از خدا هیچکس دیگر رو عبادت نکنید و لا نشرک به شیئا و نه هیچ چیزی را. یعنی خواست و هوی و هوس ها رو هم اطاعت نکنید. و لا یتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله. هیچ کدام از ما آن دیگری را پروردگار خودمان و ارباب خودمان نگیریم مگر خدا ! یعنی سرور همه ی ما فقط خدا باشه و بس ! و این هون شعار اسلام و منشور جهانی اسلامه. آزادی ای که اسلام بشریت رو به اون دعوت میکنه، همینه ! پس تفاوت در ریشه آزادی در غرب و آزادی در اسلام رو هم فهمیدیم.
و یه تفاوت دیگه هم بین آزادی در اسلام و آزادی در غرب است و اون هم گستره آزادی در اسلام و غربه. در اسلام قانون که محدود کننده آزادیه فقط در زمینه مسایل اجتماعی نیست بلکه شامل مسایل فردی هم میشه.
اما در فرهنگ غربی که قانون مرز آزادی رو معین میکنه، فقط ناظر به مسایل اجتماعیه. یعنی چی؟ یعنی میاد میگه آزادی تو نباید آزادی دیگری رو تهدید کنه و منافع دیگران رو به خطر بندازه. اما اسلام میگه آزادی تو نباید آزادی دیگران رو به خطر بندازه و منافع جامعه و همچنین منافع خودت رو به خطر بندازه.
لذا ضرر زدن به خود در اسلام ممنوعه. مثل چی؟ خودکشی و خودزنی. زیر بار ظلم رفتن. راکد گذاشتن استعدادهای خود. عمل نکردن به واجبات. اما یه نکته مهم این وسط هست. اینکه آزادی در رابطه با حقوق خود و ضرر رسوندن به خود ممنوعه، خود این یه تکلیف شخصیه. یعنی هیچ دولتی حق نداره به او تحمیل کنه که حقوق خودتو حفظ کن یا اونو محاکمه کنه.