هدایت شده از ☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
برق جاده رفت و ماه نور سپیدش را بیدریغ بر سر زائران حسین میپاشید...
#روایت_زیبایی
#معصومه_سادات_رضوی
#اربعین
#فکت هجدهم : ای فرزند آدم تو زندگی روزهایی برات رقم خورده میشه که هیچ وقت بهش فکر نمیکردی. یادت باشه این دنیا سفره و تو هم مسافر دل نبند و لذت ببر و عاقبتت رو آباد کن
وای بر کسانِ فریب خورده ای که فکر میکنند تفکرشان حاصل فکر کردن خودشان است و هیچگاه به این حقیقت پی نمیبرند که این سخنان زائیده تفکری است که عده ای با قصد عینا همان جمله بندی ها را در ذهن او و امثال او گنجانده اند. آمان از فریب خوردگانِ متعصب.
#یکڪلام
وای بر منتقدانِ روکشی که در پس روکشِ انتقاد، پتک را به قصد تخریب حواله سازه ها میکنند و در نهایت غبار را از شانه کتشان میتکانند. وای بر متنقدان روکشی که خیر خواه مردم نخواهند بود و سلاح به دست واژگان میدهند و آنها را به قصد برهم زدن اوضاعی که روبه سامان خواهد رفت، لشکر کشی میکنند. وای بر منتقدان روکشی و آه از بی بصیرتان
#یکڪلام
ولی همیشه با دیدن چهره ی امام خامنه ای حسِ لطیفِ معنویتِ همراه با شعف تو وجودم میپیچه
الله من! ما رو جدا نکنی از لشکر سیدعلی خامنهای؟ :)
برنامه ی نه چندان دور : نوشتن یک گزارش از بیست و ششم شهریور یکهزار و چهارصد و یک
نگهش دار برام دفتریادداشتم
دیدار دانشجویی امسال رفته بودم بیت آقا. اون دقایق آخر که آقا صحبت کردن، وقتی که به سمت اواسط حسینیه رفتن تا فرمایشاتشون رو آغاز کنند، یکدفعه همه بلند شدیم. ولایت پذیری رو اونجایی دیدم که آقا فرمودند همونجایی که هستید بنشینید، همه تو همون حالت نیمخیز دوباره نشستند.
[ اندر احوالات ]