+ هروقت کارش به گره میوفتاد و دست به دعا برمیداشت، انقدر برای اطرافیانش دعا میکرد که حاجت خودش یادش میرفت
_ چرا میگی اغتشاشگر؟ اینا مردم اند منم جزو معترضینم.
_ تو فکر میکنی من میگم اغتشاشگر منظورم مردمی هستند که ندونسته یا ساده لوحانه وارد این جریان شدند؟ من به اون لیدری میگم اغتشاشگر که به خود این مردم از پشت خنجر میزنه. به اونی میگم اغتشاشگر که چادر از سر یه دختر میکِشه و یه مادر رو با بچهش میکُشه. به اونی میگم اغتشاشگر که گلوی یه مامور رو میدره. به اونی میگم اغتشاشگر که مظلومانه پلیس رو شهید میکنه. به اونی میگم اغتشاشگر که مسجد رو آتیش میزنه. به اونی میگم که خیمه حسین بن علی (ع) رو در قرن چهاردهم آتیش میزنه. به اونایی میگم که پدر یه پسرِ نوجوان رو زیر مشت و لگد میگیرن. به اونی میگم که امنیت رو به خط میندازه و به عاملان امنیت سنگ میزنه. حالا میتونی انتخاب کنی که با ادعای انسانیت تو کدوم جبهه وایمیستی! اگر اعتراض داری به گشت ارشاد پس بدون این میدونش نیست و راهتو سوا کن برو.
هدایت شده از |مُنتَهیَ الاَماني🌿|
در مجموع به حالِ محبت یا ترسی که
در اثر درک عظمت طرف مقابل در قلب
ایجاد میشود، حالت خشوع میگویند.
@ant_maazi
یک نفر گفت حسن کل حرم ریخت به هم
بار ها با این مصراع بغض کردم. ولی اونجایی که تو خیمه گاه هنه یک صدا گفتن حسن(ع) خیلی دلم سوخت خیلی . . .
این فتنه رو راه انداختند که بگن نسل جوان از این نظام بیزاره. رنج سنیشون هم سیزده تا بیست و سه ساله البته جدای از لیدرهاشون. حالا دقت کن؛ کسایی که شهید شدند رو هم ببینی اکثرا نسل جوان اند. از اون مادر به همراه فرزند سه ماهش گرفته تا شهید دوست محمدی.
و مکرو و مکرالله و الله خیرالماکرین.
دفتر یادداشتم !
سیزده دی ماه هزار و چهارصد و یک هجری شمسی، را به یادم آور . . .
•| مَلْجَأ |•
ولی خیلی بی معرفت شدم. نه؟
مردی که هنگام عروجش، روح بلندش سرو ها را حیران کرد و آسمان را به بلندای قامتش شرمنده و زمین را دلتنگ.
https://harfeto.timefriend.net/16277872335671
دوست دارم انتظارتون از ملجا رو بخونم ⇧
•| مَلْجَأ |•
ولی خیلی بی معرفت شدم. نه؟
حاج قاسم!
یک روز دشمن بمباران کرد ملت ها را. خانه ها مخروبه شد و غیرت زانوی غم بغل گرفت. ناگاه شما پا به عرصه نهادید. و طنین قدم هایتان پناهی شد برای مظلومان. شمعی در خانه ها روشن کردید و نوار کاست «کربلا کربلا ما داریم میآییم» را در ضبط صوت خاک خورده خانه ها نهادید. پنجره خاک گرفته را گشودید و آماج ها را نشانه رفتید و قرائت کردید:
_ فضل الله المجاهدین...
و از طنین کلامتان، آفتابگردان ها سر برآوردند و امینالدوله ها پیچک زدند بر دیوار پنجره.
شما قوای تحلیل رفته را بازگرداندید. شما قوتی هستید برای ملت ها در مبارزه با ظلم، تا خود را بشناسند، بایستند، و برزمند؛ تا آنان باشند قهرمان مبارزه با ظلم!
و کسی هست که نداند، قهرمانِ قهرمانان، شما هستید؟
شما که جهادتان بر محوریت عاشورا است. شما که راه قدس را از کربوبلا گذراندید. شما که نهضت عاشورا و قیام حسینی را یادآور ملت ها شدید! شما؛ شمعی که چهل سال در راه عشق ایستاد و سوخت تا روشنای راهمان باشد.
پ.ن : کتابِ عین