eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
291 دنبال‌کننده
950 عکس
127 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
•| مَلْجَأ |•
سایہ خطوط برگ را بنگر! شبنمی می‌چکد بر روی برگ سبز بهاری. زلال است، آیینۀ تلألؤ آفتاب است. از روی خطوط پیش می رود، ناگاه بادی مخالف می وزد و شبنمِ مہ‌نشان را از پهنای برگ سقوط می دهد. سایہ می دانی چه می‌خواهم بگویم؟ من‌ و تو پاک‌ و زلال‌ به‌ دنیا آمدیم، هرکه بهر تحقق یک هدف. سایہ سخت است شـبنمِ زلال ماندن، سخت است آئینہ‌وار ماندن. سخت است تا انتهای خطوط برگ بین باد و طوفان قد علم کردن. سـخـت اسـت استقامت؛ اما باید محکم قدم برداریم. مقصد نهایی‌مان انتهای برگ است؛ آن وقت است که غرق آفتاب می شویم و وجودمان پیش می رود تا کرانه های هور. مقصد یکی ست اما هر کدام پا بر یک برگ گذاشته ایم. هرکدام یک مسیر داریم سایہ. سایہ استقامت کن! طوفانِ هوای نفس را باید چشم‌‌پوشی‌ کنیم‌ سایہ استقامت کنیم، زلال باشیم. آیینہ‌ تلالوی‌ آفتاب، درفشان باشیم. دل بدهیم به هور، به نور. آن‌وقت وجودمان تا آسمان‌ها همره ابرها پیش می رود. سایہ این برگ را ببین، رد شبنم بر رویش می‌درخشد! به‌گمانم شبنمی‌ استقامت‌ کرده و تا آسمان‌ها پیش رفته است. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مرسوله‌ی نخست [مشبهات] از خویشتَن به سایۀ‌داستانم
سُبْحَانَ‏ مَنْ‏ لَا يَعْتَدِي‏ عَلَى‏ أَهْلِ‏ مَمْلَكَتِهِ‏، سُبْحَانَ‏ مَنْ‏ لَا يَأْخُذُ أَهْلَ الْأَرْضِ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ، سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِيمِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فِي قَلْبِي نُورًا وَ بَصَرًا وَ فَهْمًا وَ عِلْمًا، إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ‏. - دعای تقویت حافظه -
بچه ها فکرنکنید حاج قاسم رفت که رفت ها! نه حواسش بهمون هست میدونم‌نگاهمون میکنه ماهم میریم پیشش نگران نباشیدا! اون طرف اهل بیت و حاجی منتظرن ماهستن ماموریتمون اینجاتموم شه بریم پیش اونا:) دیر و زود داره سوخت و سوز نداره... شبتون بخیر✨ @ayande_sazan_mostafayi
امان از مستحباتی که به بهانۀ 'واجب‌نیست‌که!' ترک شد . . .
هدایت شده از - رَحیل -
💙🌿
هدایت شده از شِیخ .
برایش روشن شد ؛ آدمی می‌تواند حتی دلتنگ کسی شود که او را فقط در خیال خود دیده است :))
گفتم : _ اندوه یعنی چی؟ گفت : _ از قصد پرسیدی؟ چون میدونی که ناراحتم از زمین خوردنم؟ هر بار دست رو زانوم گذاشتم و بلند شدم، یکی بود که هلم بده و بیفتم. موانع جلوی راهم انقدر بزرگه که گاهی می‌خورم به بن بست. لبخند زدم و گفتم : _ هزار بار هم خوردی زمین، هزار و یک بار دستتو بزار رو زانوت و بلند شو. کم نیار و یادت باشه زور خدا از همه بیشتره ! بار ها زمزمه کن ''ید الله فوق ایدیهم'' [ اندر احوالات ]
ـ 1:20
•| مَلْجَأ |•
ـ 1:20
و تو چه می‌دانی از سحرهنگامی که عطر سیب سرخ در خیابان بغداد پیچید؟!