•| مَلْجَأ |•
قدم اول :
_ رای میدم چون پنجاه ساله برای این انقلاب دویدم، وسط راه چرا کم بیارم؟
_ ملت ما دلخورند از وضعیت معیشت. وگرنه دلبستهی این نظام و ارزشهاشند.
_ اعتراض داریم؟ بابا کی میخوایم قبول کنیم تقصیر خودمونه که یقه این مسئولین رو نگرفتیم؟
_ تا حالا شده دست خالی بری خونه؟
قدم دوم :
_عزیز من با فکت بهت میگم که سیستم فساد نداره اگه مسئول مفسده.
_ رای نمیدم چون همهچیز انتصابیه.
_ بیا برو خونه درستو بخون بچهجون. تو رو چه به سیاست؟
_ جوونای ما آگاهند. برای مملکتشون تلاش میکنند بده مگه؟
_ از من شصت ساله بپرس قبل و بعد جمهوری اسلامی عزت و استقلال یعنی چی؟!
قدم سوم :
_ شما نمیخواید بنویسید رای میدید یا رای نمیدید؟
_ امیدی نیست. دارم مهاجرت میکنم.
_ دست به دست هم میدیم تا بسازیم این کشورو همونطور که شهید ستاری ها، باکریها، باقریها ساختند.
_ رای بدم؟ من سی ساله مهاجرت کردم برای ختم برادرم یه هفتهست اومدم.
قدم چهارم :
_ من ایرانی دلم برای مملکتم نسوزه کی بسوزه؟
_ سیستم احزاب نداریم برادر من. حزب باید باشه تا مسئول پاسخگوی مردم بشه.
_ آقا من بهت الگوی نماینده تراز میدم برو بگرد پیدا کن کی تو این الگو جا میشه.
_ یعنی همه بَد اند؟ یه نماینده دغدغه مند پیدا نمیشه؟ بیخیال مشتی.
_ یکیو میخوایم مثل بهشتی و مطهری اول انقلاب.
قدم پنجم :
_ منِ دانشجو درد مردم دارم میفهمم فقر یعنی چی میفهمم طرف پول نداره درس بخونه یعنی چی برای همین میرم جهادی مناطق محروم. منِ دانشجو پر از دردم برای همین میگم راه حل مشکلاتمون انتخاباته.
_ تو میگی رای بده؟ باشه آقاجون؛ به کی؟ کدوم یکی از نماینده ها به درد میخوره؟
قدم ششم :
_ مردم یعنی ما که تو این سرمای استخونسوز وایستادیم با هم حرف میزنیم چون دغدغه داریم برای مملکتمون.
_ شاید تعصبی باشه ولی رای میدم چون نمیخوام کشورم به چنگ کفتار های دور و برمون بیوفته.
_ خبر داری تورم چقدر بالا رفته؟
_ چرا خط میکشی بین خودت و من؟ ما ها یه جامعهایم ماها هموطن ایم. غیر هم کیو داریم؟
قدم هفتم :
_ من جونمم برای رهبری میدم. رای که چیزی نیست.
_ رای ندی مشکلاتت حل میشه؟ بیا رای بده پشتوانه باش برای پاسخگو کردنِ مسئولین!
_ فقط این یک ماه مونده به انتخابات یادتون میوفته ما هستیم؟
قدم هشتم:
_ منم از جنس شمام از کف همین جامعهم. من دانشجوییام که وایستادم جلوی مجلس اعتصاب کردم، برای کارگران اعتراض کردم، رفتم سیستان نامه زدم به فلان مسئول برای وضعیت آب، برای گازگشی فلان روستا مطالبه کردم؛ من از جنس شمام درد شما رو دارم واسه همین میگم با عدمرای مشکل حل نمیشه.
پ.ن : نشانیِ عکس ؛ تئاتر شهر، طِهران
دفاع مقدس : چالش و حل چالش
دوکوهه : آموزش و تربیت
فتح المبین : مدیریت تغییر کند، شرایط تعییر میکند.
فکه حسن باقری : عقلانیت
کانال کمیل : مقاومت
فکه آوینی : روایت
هویزه : پیشرُویی ( برای عدم سقوط )
هور و طلاییه : بنبست نداریم، میشه شرایط را تغییرداد.
اروند : از اونجایی ک دشمن فکرشو نمیکنه باید عمل کنیم
شلمچه : ایمان و توکل و دعا ؛ خدایا تو بخوای میشه.
فلذا ؛ آینده ساختنیه، یافتنی نیست! بسم الله . . .
دلم میخواد برم سیاستگذاری بخونم با استفاده از ابزارهای لازمِ علمی از دلِ دفاع مقدس سیستم مدیریتی استخراج کنم
#بماند برای بعدها
زمان:
حجم:
158.4K
. ⸤ نوایِ محزونِ دلنشین ⸣
01:20 ●━━━━━━─────── ♾ ⇆ ㅤ◁ㅤ❚❚ㅤ▷ㅤㅤ↻
+ شده تا حالا حس کنی به جایی که هستی تعلق نداری؟
_ اینجاست که باید تاثیر بزاری رو محیط!
خورده سال که بودم و موقع افطار از مامان میشنیدم شهرُ رمضان الذی انزل فیه القرآن، نمیدانستم شهر یعنی ماه و در حال و هوای کودکانه خیال میکردم رمضان شهری است که از همان ورودیاش نسیمی ملایم در هوای سورمهایِ مایل به بنفش، طنین حزنانگیز و دلآرای قرآن را به گوش همگان میرساند. شهری که در آجر به آجر خانههایش آرامش نهفته و از پنجرههایش نور میتراود. من حتی هنوز هم دلم میخواهد کودکانه از مامان بپرسم: کی میریم شهرِ رمضان؟! ^^