eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
293 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
آن شب توفیر داشت با تمام تاسوعاهای‌ پیش از آن. دیگر نمی‌شنیدی، می‌دیدی؛ شنیده‌ها را می‌دیدی. "علی العباس واویلا..." ایستاده‌ای وسط بین الحرمین، این سو را می‌نگری، اشک می‌ریزی. آن سو را می‌نگری، اشک می‌ریزی. "آن که قرار عالم است برده غمی قرار او" نوحه‌خوان نمی‌خواند، دلت هم می‌خواند، هم می‌گرید، هم لطمه‌زنی می‌کند، هم دم می‌گیرد، هم شور می‌زند، هم ذکر می‌گوید. یک تنه مجنون‌وار میدان‌داری می‌کند. رسم تعشق است، اول‌منزل جنون است، "حب الحسین اجننی" به جنون که رسیدی طریق‌ العشق‌ را می‌یابی. مخلص کلام آنکه تاسوعای بین‌ الحرمین حسابش با تمام این دنیا توفیر دارد؛ روضه می‌شنوی؟ روضه می‌بینی!
[ پخشِ صوتِ "هذا سلام! فلم السلام؟! نظرة تؤلم قلبی فی المنام..." لطفا ]
میگفت : این روزها زیاد زمزمه کنید یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی على دینک
لشکری‌ ایستاده بود کاملا نقطه مقابلِ‌ او، اباعبدالله صراط مستقیم و آنان صراطِ‌ سقوط! از چه باب میگویم نقطه مقابل؟ امام تنها بود؛ میان شلوغی‌ها. سبزِ هاشمی میان لشکرِ سرخِ یزیدی. یکه‌شجاعِ میدان بود مقابل لشکرِ ترس‌مسلکان. ترس؟‌ ترس از دنیا، ترس از دو صباح بیشتر زندگی کردن در این دنیا، دست و پا زدن های بی‌امان برای ماندن. به کدامین بها؟ گندم ری؟‌! بنده‌ی دنیا بودند و نشنیدند هل من‌ ناصر ینصرنی را. نخواستند امام یاری‌شان کند. جهل را برگزیدند و ایستادند مقابل امام. روضه به جای حساس رسید و نفسی نیست، بماند!
و صدای یاران حسین'ع به گوش می‌رسد: انا فتحنا لک فتحا مبینا
اسراء می‌گفت : ما وظیفمون میدونیم بلند عزاداری کنیم که روزی کسی نتونه بگه من نشنیدم.
•| مَلْجَأ |•
عطرِ آزادی قُدس‌ می‌آید...
کجایید‌ دیپلماتِ خوش‌قامتِ تاریخِ ایران :)
گاهی دلگیر می‌شوم از زمانه‌ای که در آن زیست می‌کنم. که چرا جهان مرزهای وستفالیایی دارد تا پای پر کشیدم به غزه را ببندد؟! که چرا نمی‌توانم اوراق و دواتم را در کوله پشتی‌ام بگذارم و روایت را از نقطه‌ی آغازِ محلِ زیستم شروع کنم و پا در رکاب راهیِ سرزمین‌های دور شوم تا قلم بزنم تاثیرِ طنینِ‌ دل‌آرای حق را تا ثبت شود و بماند در تاریخ، که تاریخِ آینده را رقم بزند! بنویسم از ظلمِ سفاکان، از مظلومیتِ بشر، از بیداری و جهالت، از حمله و دفاع، از فریاد و سکوت، از هق‌هق‌ها و قهقهه‌ها، از آوارگی و اِشغال‌، از مقاومت و تزویر. زمانه‌ی نامردی ست، الآن باید در سفر می‌بودم و از تاثیرات اسلامِ ناب می نوشتم...
"مرد این میدان ما هستیم.برای شما" [ خطاب به مسائل و مشکلات :) ]
•| مَلْجَأ |•
اینجوری، تشکیلاتی باش !
چطور میشه خسته نشد؟ ناامید نشد؟ ادامه داد؟
•| مَلْجَأ |•
کاش به اون نقطه ای برسم که ساعت ها پی درس و پژوهش باشم و وقتی از شدت خستگی پلکام نای باز موندن نداره
کاش به اون نقطه ای برسم که مثل شهید هادی مقام ولایت فقیه رو درک کنم و بگم: ما رهبر را برای دیدن و مشاهده کردن نمی خواهیم. ما رهبر را می‌خواهیم برای اطاعت کردن. من اگه نتوانستم رهبرم را ببینم مهم نیست بلکه مهم این است که مطیع فرمانش باشم و او از من راضی باشد.