روزی رسول الله ص به خانه زهرا سلام الله علیها آمد...
دید علی و فاطمه مشغول کار خانه و مقدمات پختن نان هستند...
پیامبر از آنها پرسید
_ کدام یک خسته تر هستید
علی علیه السلام پاسخ داد
_ فاطمه!
رسول الله به جای فاطمه سلام الله نشست و کار او را انجام داد...
در خانه حضرت، صمیمیت و صفا و روح تعاون و همکاری در عالیترین حد وجود داشت. (:
[سیره چهارده معصوم]
پیامبر هنگامی که فاطمه را در کمال زهد و پارسایی دید، سه بار فرمود
_ فداها ابوها...
(((:
ام ابیها:
_ خدایا! خودم را در نزد خودم کوچک کن. و مقام خودت را در نزدم بزرگ گردان
شهید چمران:
_مرا به خاطر گناهانی ڪه در طول روز با هزاران قدرت عقل توجیهشان میڪنم ببخش..!
دلم تنگ اینگونه عاشقانه ها بود...
که هی بگویم معبودا..
هی بگویی جانم عبدم؟
که گویی اصلا همین یک بنده را داری...
آن هم بنده ای پرادعا...
دیروز اولین تاریخ دفتریادداشت مجازی ام را که میدیدم، دلم گرفت برای آن روزهای نه چندان دور