eitaa logo
•| مَلْجَأ |•
293 دنبال‌کننده
948 عکس
126 ویدیو
3 فایل
﷽ • . دراندرونِ من، رزمندھ ا؎ برکلاشینکف‌ش تکیه داده وخیرۀ اࢪوند می‌بارد... ☕️📘 https://abzarek.ir/service-p/msg/2453239 @Man3I3 . - 99 / ‌2 / ‌4 - صرفا یه دفتر یادداشت
مشاهده در ایتا
دانلود
معتضد عباسی سپاهی را به سامرا برای دستگیری حضرت مهدی عج فرستاد.. رشیق می گوید _ وقتی سپاه او وارد سامرا شد، از آنجا به طرف آن سرداب که حضرت مهدی در آنجا بود هجوم آوردند... پشت در صدای تلاوت قرآن را از حضرت مهدی که در سرداب بود شنیدند. لشگر در پشت در سرداب اجتماع نمودند تا امام صعود نکند و بیرون نرود. فرمانده لشگر در پیشاپیش لشگر ایستاده بود تا همه افراد برسند. ناگاه حضرت مهدی از راهی که به سرداب منتهی میشد، آمد. و از پیش روی لشگر عبور کرد و رفت و غائب شد. در این هنگام فرمانده لشگر خطاب به سپاه گفت _ وارد سرداب شوید و او را دستگیر کنید... سپاهیان گفتند _ مگر ندیدی که مهدی از روبه روی تو عبور کرد؟! [سیره چهارده معصوم/ص‌990]
شهید آوینی: _ هیچ شنیده ای که مرغی اسیر،قفس را هم بر دارد وباخود ببرد؟! :)
شهید آوینی: _هم الان اگر ملک‌الموت سررسد وتو را به عالم باقی فراخواند،هرچند با شهادت،آماده ای؟ [+ وی به فکر فرو می‌رود]
شهید آوینی: _یاران، پای در راه نهیم که این راه رفتنی است ونه گفتنی...•••🌱 :)
ولی به خودم قول دادم که یه روزی بیام سر مزارتون و همون حرف هایی که قرار بود بزنم و بگم بهتون! (دفتریادداشت قشنگم! این آدرسو برات نوشتم تا یه روزی برم و از اونجا برات بنویسم)
+شهید سالخورده [ اسم ایشون هم یادت باشه... :) ]
[و همینطور، شهید گمنامِ توی پادگان شهید زین الدین]