✈️ رفتند فرودگاه. آنجا محسن بعد از خداحافظی چند بار و هر بار به بهانه ای بر می گشت و صحبتی می کرد.
آخرش مامان گفت :
_ محسن برو دیگه! چرا همش بر می گردی؟! می خوای دل منو تکون بدی؟!
محسن خندید.
برای آخرین بار دست تکان داد و گفت :
💕 _ خداحافظ! و رفت ..😭
#شهیدمنا_حاج_محسن_حاجی_حسنی_کارگر
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398