eitaa logo
🫂 یواشکی های زندگی💍🔞
21.4هزار دنبال‌کننده
7.3هزار عکس
2.7هزار ویدیو
9 فایل
تبلیغات پربازده 👇💪🔥 https://eitaa.com/joinchat/4061725027C4a63c54783
مشاهده در ایتا
دانلود
🌱 سخت ترين چيز در عالم حواريون به عيسى گفتند: اى معلم خوب به ما بياموز كه سخت ترين چيزها در عالم چيست ؟ فرمود: سخت ترين چيز خشم خداوند بر بندگان است . گفتند: به چه وسيله مى توان از خشم خداوند در امان بود؟ فرمود: به فرو بردن خشم خود پرسيدند: منشاء خشم چيست ؟ پاسخ داد: الكبر و التجبر و المحقرة الناس خود بزرگ بينى ، گردن كشى و تحقير مردم . ________________________ درختان بهشتى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس بگويد: سبحان الله خداوند در برابر آن درختى در بهشت براى او مى كارد. و هر كس بگويد: الحمد الله خداوند در برابر آن درختى در بهشت برايش ‍ مى كارد. و هر كس بگويد: لا اله الا الله خداوند در برابر آن درختى در بهشت براى او مى كارد. و هر كس بگويد: الله اكبر خداوند در برابر آن درختى در بهشت برايش ‍ مى كارد. در اين وقت مردى از قريش به آن حضرت عرض كرد: يا رسول الله ! در اين صورت درختان ما در بهشت زياد خواهد بود، چون ما مرتب اين ذكرها را مى گوييم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بلى ! درست است لكن مواظب باشيد مبادا آنها را به آتش گناه بسوزانيد چون خداوند مى فرمايد: اى اهل ايمان ! خدا و رسولش را اطاعت كنيد و اعمالتان را باطل ننماييد.! ________________________ بهترين آرزو ربيعه پسر كعب مى گويد: روزى پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: ربيعه ! هفت سال مرا خدمت كردى ، آيا از من پاداش نمى خواهى ؟ من عرض كردم : يا رسول الله ! مهلت دهيد تا فكرى در اين باره بكنم . فرداى آن روز محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتم ، فرمود: ربيعه حاجتت را بخواه ! عرض كردم : از خدا بخواه مرا همراه شما داخل بهشت نمايد. فرمود: اين درخواست را چه كسى به تو آموخت ؟ عرض كردم : هيچ كس به من ياد نداد، لكن من فكر كردم اگر مال دنيا بخواهم كه نابود شدنى است و اگر عمر طولانى و فرزندان بخواهم سرانجام آن مرگ است . در اين وقت پيغمبر صلى الله عليه و آله ساعتى سر بزير افكند، سپس ‍ فرمود: اين كار را انجام مى دهم ، ولى تو هم مرا با سجده هاى زياد كمك كن و بيشتر نماز بخوان 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛
سوال ۶۷۷🌸🍃 شوهرم مقصر منو میدونه ناشناس ( تحصیلات : لیسانس ، 37 ساله ) با سلام و خسته نباشید من 37 سالمه که 6 سال است ازدواج کرده ام و یک دختر 4 ساله دارم . مشکل من با همسرم بیشتر بخاطر مشکلاتی که برای دخترم پیش میاد هست مثلا دخترم بعد از شش ماهگیش میوه میخورد براش رنده میکردم به هر حال میخورد ولی کم کم ذائقه اش فرق کرد دیگه نمی خوره دو ، سه روز پیش شکمش خوب کارنمی کردشوهرم مقصر منو میدونه میگه تو باید از اول بهش میوه میدادی حالا هر چی میگم من چه گناهی دارم خوب میشه ، یا برای پوشک گرفتنش دو ، سه باری فرش خیس کرد یه غوغایی کرد که خدا میدونه بعدش منو برد خونه مامانم که یه هفته اونجا بودیم نه زنگی زدنه احوالی پرسید که ببینه ما زنده ایم یا نه ،بخاطر اینکه پدر و مادرم شک نکنند خودم پیام دادم که اومد دنبالمون، یادم میاد زمانی که دخترم 4 ماهه بود شبها خیلی گریه میکرد بعد آقا بجای اینکه دلداریم بده با عصبانیت گفت حقته معلوم نیست روزها چی میخوری بعد شیرتو میدی به این بچه که قولنج و دلدرد میشه بعدش هم رفت طبقه پایین دیگه هم نیومد ببینه این بچه چکاره،و خیلی چیز های دیگه گریه هایی که کرد روزی که مهمون داشتیم و این شروع به گریه کردن و آروم کردنش هم سخت بود و توی همه اینها مقصر منو میدانه یا میگه بچه لوس بار آوردی و ..... بعضی موقع ها خیلی دلم غم میگیره از این قهر و آشتی های بچه گانه بدم میاد و اهل درد دل کردن با دیگران نیستم به کسی چیزی نمیتونم بگم . دلم میخواد یه بچه دیگه داشته باشم بیشتر به خاطر دخترم دوست ندارم تنها باشه و دلم میخواد خواهری یا برادری داشته باشه از این طرف هم سنم بالا داره میره ، تصمیم گرفتیم که 4 ماهی دیگه اقدام کنیم برای بچه دوم شوهرم خودش دلش مخواد اما توی دو راهی افتادم که چکار کنم حقیقتا خیلی می ترسم از روزی که بچه م بدنیا آمد هر چند وقت یکبار یه دعوایی داشتیم بعضی وقتا با خودم میگم قید بچه دوم بزنم همین یکی رو بیچاره کردم کافیه ، این خلاصه از بدبختی من بود، شوهرم مرد بدی نیست ته دلم دوستش دارم اما با این رفتارش ناراحتم میکنه از اینکه مقصر من میدونه، کمکم نمیکنه حالا نمیدونم با این اعصاب ضعیفی که من دارم با رفتار شوهرم چکار کنم برای بچه دوم اقدام کنیم یا کلا بیخیال شوم با تشکر مشاور: الهه سادات صالحی سلام همراه عزیز متوجه شدم در شرایط سختی قرار دارید و همسرتان به کلیه ی اعمال و رفتار های شما گیر می دهد و انتقاد می کند و به گونه ای حق به جانب شما را مسبب هر مشکلی در نظر میگیرد .در عین حال هیچ گونه همدلی و همکاری با شما ندارد.همچنین قدردان زحمات شما هم نیست. با این مشخصات احتمال می رود همسر شما یا دچار کامل گرایی و وسواس جبری باشد و یا دارای اختلال شخصیت خودشیفته باشد. با توجه به خود میان بینی و اهمیتی که برای اسایش و ارامش خودش قائل است و سرزنش های گاه و بی گاه شان و علی الخصوص این همیشه حق به جانب بودن و مقصر دانستن شما در همه ی امور  می تواند نشانه هایی باشد از اعتماد به نفس پایین و متزلزل ایشان و همچنین کنترل گری ایشان که احتمال اختلال شخصیت یا رگه هایی از اختلال شخصیت خودشیفته محتمل تر است .البته توجه داشته باشید که اینها احتمالاتی ست که با توضیحات اندک شما در نظر گرفته ایم.برای نظر قطعی نیاز به مداخله ی بالینی و اطلاعات بیشتری می باشد . پیشنهاد بنده به شما دوست عزیز در مورد سوالتان این است که شاید بهتر باشد بهتر به موضوع بچه دار شدن فکر کنید و همه چیز را سبک سنگین کنید. در حال حاضر از فکر یک فرزند دیگر و تنهایی فرزندتان بیرون بیایید و تمرکز تان را روی برطرف کردن مشکلات خودتان و همسرتان قرار دهید و از یک مشاور مجرب برای برطرف شدن مشکل استفاده کنید. توجه داشته باشید اصلاً به دنبال بهبود در رفتار ایشان و یا ایجاد تغییر در رفتار ایشان نباشید چرا که  کاری ست بی حاصل.  همسرتان تمام عیب ها و ایراد ها را در دیگران می بینند و می یابند و خودشان  را بی نقص و کامل می‌دانند و این مسئله، آسیب های فراوانی به شما  می زند بر اثر تحقیر ها  ، سرزنش ها ،گیر دادن ها عیب جویی های مداوم اعتماد به نفس شما از بین می رود و شما را منزوی می کند به مرور دچار اضطراب و افسردگی خواهید شد .تنها کاری که شما می توانید انجام دهید تغییر در خودتان است و در نحوه برخورد با ایشان. ‌پیشنهاد می کنم : ‌۱-حتما از یک روانشناس خانم کمک بگیرید . تا اموزش های لازم در مورد نحوه ی برخورد با همسر خودشیفته ویا وسواسی را به شما بیاموزد. ..تا مگر اسیب کمتری از مجاورت و زندگی با ایشان متوجه شما یا کودکتان شود. ‌ ۲_علاوه بر کمک گرفتن از روانشناس،  حتماً به رشد فردی خودتان بپردازید.شما نیاز به خود مراقبتی دارید همچنین افسردگی در شما باید بررسی شود.  امیدوارم رهنمودهای اندکی خدمتتان عرض شد کمی از مشکل شما بکاهد . ‌درپناه خدای مهربان باشید .🌹
🌿 اگر عاشق کسی هستید.، خوانید هدف از ابراز عشق، انجام دادن کاری برای سعادت کسی است که دوستش دارید. پس اگر عاشق کسی هستید، باید زبان صحبت کردن با او را یاد بگیرید... ما آدم ها به روش های متفاوت نسبت به همدیگر ابراز عشق یا آن را دریافت می کنیم اما اگر نفهمیم که همسرمان چه چیزی را ابراز عشق می داند، میزان موفقیت مان در زندگی زناشویی مان به تدریج کم فروغ می شود و علتش را هم متوجه نمی شویم. اینجاست که باید زبان عشق همسرمان را یاد بگیریم و بفهمیم. همه زوجین، زبان مشترکی برای درک عشق ندارند. ممکن است زبان محبت شما با همسرتان متفاوت باشد و از این مساله غافل باشید. ممکن است زبان محبت شما، هدیه گرفتن و زبان محبت همسرتان صرفا تایید کردن باشد. خیلی از مردان با کارهایی مانند تعمیر میز شکسته آشپزخانه، علاقه خود را به همسرشان نشان می دهند؛ در صورتی که زنان با بیان کلمات، این کار را می کنند. بالاخره زنان و مردان راه های متفاوتی برای بیان احساسات خود دارند. پس به شکلی که همسرتان از طریق آن ابراز احساس می کند، احترام بگذارید. ● زبان اول؛ تایید و تشویق شاید همسر شما از آن دسته افرادی باشد که دوست دارد با تاییدکردنش به او ابراز علاقه کنید. به عنوان نمونه، برای اینکه شب ها کیسه زباله را بیرون از خانه می برد، از او تشکر کنید. اما توجه داشته باشید که این تشکر شما باید به شیوه ای درست باشد: «ممنونم از اینکه کیسه زباله را بردی»؛ نه اینکه: «حالا که داری کیسه زباله رو می بری، تازه بوی بدش بلندشده!» بهتر است که لحن سخن تان طعنه آمیز نباشد. به یاد داشته باشید که تشویق ها، همگی بر ارزشمندی همسرتان صحه می گذارند و رابطه ای نزدیک و صمیمی بین تان خلق می کنند. با استفاده از کلام تاییدآمیز به طور شفاهی از همسرتان تعریف کنید و از اینکه برای شما کاری انجام داده، قدردانی کنید. صمیمانه به حرف هایش گوش دهید و تمام تلاش تان را برای تحقق آرزوها و اهدافش به کار برید. اگر روی نقاط ضعف همسرتان تکیه کرده اید، حتما مساله را هرچه زودتر حل و فصل کنید. هرگز با تحکم یا تهدید، درخواست یا پیشنهاد خود را منعکس نکنید و بدانید که راه های ارتباط کلامی پرمهر بسیاری وجود دارند. فهرستی از نکاتی را که همسرتان می پسندد، تهیه و بر اساس آن فهرست، از او تعریف کنید. ● زبان دوم؛ اختصاص وقت آیا تا به حال به این موضوع توجه کرده اید که همسرتان در گله و شکایتی که از شما در زندگی زناشویی اش داشته، مدام در صحبت هایش به این مساله اشاره کرده که: «چرا وقتی برای او نمی گذارید؟!» این یعنی زبان محبت و عشق ورزی به همسرتان، «وقت گذاشتن برای اوست». شاید با خودتان بگویید که شما همیشه با او بوده اید اما وقت گذاشتن به معنای توجه و تمرکز شما به همسرتان است؛ نه به معنای کنار هم بودن. بهتر است زمانی که با همسرتان هستید، او را در کانون توجه خود قرار دهید. حال که زبان محبت همسرتان را فهمیده اید، بهتر است وقتی با او هستید کاملا حواس تان به او باشد و حین صحبت با او تمرکز بیشتری داشته باشید؛ کارهای مورد علاقه همسرتان را انجام دهید و از انجام فعالیت های مشترک، لذت ببرید. هر روز حداقل ۱۰ دقیقه در مورد مسایلی غیر از کار، خانواده، وظایف و رابطه تان صحبت کنید. برخی افراد فکر می کنند همیشه در حال برقراری ارتباط با همسرشان هستند؛ در حالی که در واقع در حال انجام کارهای روزمره اند. ارتباط برقرار کردن واقعی یعنی اینکه شما در رابطه با موضوعات خصوصی، اهداف و رویاهایتان با همسرتان صحبت کنید. به عنوان نمونه، موضوعاتی مانند اینکه آیا شده برای چیزی حسرت بخوری؟ وقتی بچه بودی، مامان را بیشتر دوست داشتی یا بابا را؟ سال گذشته، بهترین کاری که انجام دادی و حالا به آن افتخار می کنی چه بوده است؟ هرچه سوالات خصوصی تر باشد، درجه صمیمیت شما بالاتر می رود. ● زبان سوم؛ هدیه دادن شاید شما برای همسرتان وقت می گذارید و مدت زمانی را به او اختصاص می دهید یا اینکه از کارهایی که برای زندگی تان انجام داده است به صورت شفاهی تشکر می کنید اما هنوز نتوانسته اید به همسرتان ابراز عشق کنید. شاید زبان محبت کردن به همسر شما، دادن هدیه باشد.برخی از هدایا گران قیمت هستند و برخی ارزان قیمت، از نظر کسی که زبان اصلی محبت او دریافت هدیه است، قیمت هدیه اهمیت چندانی ندارد؛ بلکه اعطای آن به عنوان نمادی از عشق برایش اهمیت دارد. شاید انتخاب هدیه برایتان مشکل باشد اما بدانید که حتی دادن یک شاخه گل نیز می تواند مخزن عشق او را پر کند. 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛
🫂 یواشکی های زندگی💍🔞
#داستان_یک_اشتباه 🌸❌ تهران، شهری که «به هیچ‌کس نمی‌خندد» مهتاب را ترسانده بود. از یک خانه کوچک رو
❌🌸 بعد از بیرون آمدن از زندان از خانواده‌اش فقط یک خواسته داشته؛ اینکه او را از دست شوهرش خلاص کنند و طلاقش را بگیرند. می‌خواهد پولی به او بدهند و راضی‌‌اش کنند که بچه پیش او بماند. «گفتم اگر بخواهید مجبورم کنید به خانه برگردم، دوباره فرار می‌کنم و باز هم آبرویتان را می‌برم. آنها هم ترسیده بودند. راضی شدند. مادر و پدر و دایی‌ام همه آمده بودند جلوی زندان. خلاصه قبول کردند و با شوهرم حرف زدند». شوهر مهتاب با 170 هزار تومان پول به جدایی راضی می‌شود. او هم دوباره با بچه و خواهرش برمی‌گردد تهران؛ «نمی‌خواستم دیگر آنجا بمانم. می‌خواستم جدا شوم از همه‌ چیز. دختر همسایه هم وقتی برگشت پیش خانواده‌اش خط‌و‌نشان کشید که دیگر پیش آنها نمی‌ماند. آنها هم یک‌جورهایی دیگر با او کاری نداشتند و او هم دوباره به تهران آمد». این بار خانه‌ای اجاره کردند؛ «خانمی که قبلا خانه‌اش کار می‌کردم، سه میلیون تومان به من داده بود که بتوانم خانه اجاره کنم. در شرق تهران یک خانه 60متری پیدا کردیم. سه میلیون پول پیش دادیم و ماهی هم 60 هزار تومان اجاره‌اش بود. دوستم شبانه‌روزی می‌رفت سر کار و هفته‌ای یک شب می‌آمد خانه. برای همین مبلغ ناچیزی برای اجاره می‌داد و چون ما سه نفر بودیم، سهم بیشتری از اجاره را من پرداخت می‌کردم. اما خیلی برایم سخت بود. پول اجاره درنمی‌آمد. مجبور شدم دوباره برگردم به کار شبانه‌روزی». مهتاب به برادر کوچکش هم گفته بود بیاید تهران پیش آنها. می‌خواست همه را نجات دهد. او هم 16، 17 سالش بیشتر نبود. مجبور بود بچه دو‌ساله را بگذارد پیش خواهر و برادرش و برود سر کار. شش روز در هفته شبانه‌روز سر کار بود و هفته‌ای یک شب برمی‌گشت خانه. فقط هفته‌ای یک شب می‌توانست بچه دو‌ساله‌اش را ببیند؛ «آن یک شبی هم که در خانه بودم، یا در آشپزخانه غذا می‌پختم یا در دستشویی لباس‌های یک هفته آنها را می‌شستم. همه‌شان بچه بودند. خیلی نگران دخترم بودند. خیلی کوچک بود و نیاز داشت پیش او باشم، اما من نبودم. خیلی سخت گذشت». یاد ایام رنج، دوباره مهتاب را به گریه می‌اندازد. بعد از یک سال مهتاب از آن کار بیرون آمد و دید بچه‌ سه، چهار‌ساله‌اش هنوز شناسنامه ندارد! ‌آغاز بی‌هویتی یک کودک تا وقتی بچه حدودا یک‌ساله شود، یعنی همان اولین سال فرار مهتاب، او می‌ترسید برای شناسنامه بچه اقدام کند. فکر می‌کرد از این طریق به‌راحتی پیدایش می‌کنند. ازدواجش هم عقد دائمی و محضری نبود؛ صیغه محرمیت بلند‌مدت خوانده بودند. در تمام سال‌هایی که شوهر داشت، اسم هیچ مردی در شناسنامه او نوشته نشده بود. بچه که به دنیا آمد هم کسی فکر نکرده بود که این بچه شناسنامه لازم دارد؛ «اشتباه پدر و مادر می‌تواند زندگی یک نفر را تا آخر عمر تباه کند. من خودم که تباه شدم هیچ، بچه‌ام هم تباه شد. من که حالی‌ام نبود، واقعا حالی‌ام نبود؛ یعنی اگر می‌دانستم، نمی‌گذاشتم بچه‌ام به دنیا بیاید و روزگارش این شود. خانواده‌ام هم نمی‌دانم چرا یک‌سری کارها را برای من انجام ندادند. حتی موقع طلاق هم فکرم به شناسنامه بچه نرسید. آن‌موقع آن‌قدر درگیر این بودم که از دست شوهرم نجات پیدا کنم و بچه‌ را هم بگیرم که اصلا به این موضوع فکر نکردم. فقط می‌خواستم خلاص شوم». پدر بچه هم چیزی برایش مهم نبود. از 40روزگی بچه دیگر او را ندیده بود. حتی وقتی یک سال بعد از فرار، مأمورها مهتاب و بچه را به روستا برگرداندند، حتی در آن 15 روزی که مهتاب زندان بود، حتی هنگام جدایی، هیچ‌وقت بچه را ندید. 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛
🌱 یکی از مسلّمات ما مسألة سؤال قبر است، چنان که در زیارت آل یس می‌خوانیم: «اَنَّ ناکراً وَ نَکیـراً حَقٌّ.» در روایتی از امام صادق(ع)هم آمده است: مَنْ أنْکرَ ثَلَاثَةَ أشْیاءَ فَلَیسَ مِنْ شِیعَتِنَا الْمِعْرَاجَ وَ الْمـُسَاءَلَةَ فِی الْقَبْـرِ وَ الشَّفَاعَة ؛ هرکس سه چیز را انکار کند، از شیعیان ما نیست: معراج، سؤال در قبر و شفاعت. در روایات بسیاری آمده است که وقتی متوفی وارد عالم قبر شد، دو ملک به نام‌های نکیر و منکر بر او وارد می‌شوند و از او سؤال می‌کنند؛ «أنَّ للهِ تَعَالَی مَلَکینِ یقَالُ لَهـُمَا نَاکِرٌ وَ نَکیـرٌ یَنْزِلانِ عَلَی الْمـَیِّتِ فَیَسْألانِه.» شاید از این رو به‌این دو نکیر و منکر می‌گویند که نکره و ناشناخته‌اند و موضع خود را روشن نمی‌کنند تا آنچه در باطن متوفی هست را واکاوی و بازرسی کنند. البته از برخی روایات برمی‌آید که‌این بازپرسان قبر برای مؤمن و غیرمؤمن یکسان نیستند. نکیر و منکر برای اهل معصیت با چهره‌ای عبوس می‌آیند، ولی برای مؤمنین بشیر و مبشَر هستند. ابوبصیر از امام صادق(ع)پرسید: «یَدْخُلَانِ عَلَی الْمـُؤْمِنِ وَ الْکافِرِ فِی صُورَةٍ وَاحِدَة؛ آیا نکیر و منکر بر مؤمن و کافر به یک شکل وارد می‌شوند؟» حضرت فرمودند: خیر. در دعای ماه رجب هم آمده است: وَ اَمِتْنی مَسْـرُوراً وَ مَغْفُوراً، وَ تَوَلَّ اَنْتَ نَجاتی مِنْ مُساءَلَةِ الْبَـرْزَخِ، وَ ادْرَأْ عَنّی مُنْکراً وَ نَکیـراً، وَ اَرِ عَینی مُبَشِّـراً وَ بَشیـراً؛ و مرا در حالی که شادمان و بخشیده شده هستم بمیران و نجات من را از سؤال برزخ به عهده گیر و نکیر و منکر را از من دفع کن و آن‌ها را برای من بشیر و مبشر قرار ده! چون نکیر و منکر به گونه‌ای بشارتی هم همراه دارند، به آنان مبشر و بشیر نیز می‌گویند. البته خیلی از اوقات به طور عام همان عنوان نکیر و منکر برای همه به کار برده شده است. آنچه از روایات اهل بیت (ع) برمی‌آید، این است که از همان اول ورود میت به عالم برزخ و قبر، سؤال قبر شروع می‌شود و این دو ملک می‌آیند.پیامبر اکرم (ص) فرمودند: إِنَّ الْعَبْد إِذَا وُضِعَ فِی قَبْـرِهِ وَتَوَلَّی عَنْهُ أصْحَابُهُ وَإِنَّهُ لَیَسْمَعُ قَرْع نِعَالِهِمْ فَیأْتِیه مَلَکانِ؛ همین که شخص را در قبر گذاشتند و دوستانش برگشتند، هنوز دارد صدای پایشان را هنگام برگشت می‌شنود که دو ملک می‌آیند. حضرت امیرالمؤمنین (ع) هم در «نهج البلاغه» می‌فرماید: إِذَا انْصَـرَفَ الْمـُشَیِّعُ وَ رَجَعَ الْمـُتَفَجِّعُ أُقْعِدَ فِی حُفْرَتِهِ نَجِیّاً لِبَهْتَةِ السُّؤَالِ وَ عَثْرَةِ الِامْتِحَان؛ همین که تشییع کنندگان برگشتند و گریه کنندگان رفتند، او را می‌نشانند، در حالی که از ناگهانی و دفعی بودن سؤال و خوف لغزش و رد شدن در امتحان صدای شخص خیلی آهسته درمی‌آید. در بحث تلقین میت پس از دفن، از امام صادق(ع)روایت شده است که وقتی متوفی را دفن کردند، نزدیکان او برخی بمانند و آن‌گاه یکی با صدای بلند تلقین را بالای سر میت بخواند. آن وقت در همین حال منکر به نکیر می‌گوید: باید برویم،«فَقَدْ لُقِّنَ حُجَّتَه؛ حجت و دلیلش را به او تلقین کردند.» سؤال قبر از چه چیزهایی است و با توجه به‌این‌که در قیامت هم یک بار دیگر سؤال هست، چرا در برزخ می‌پرسند؟ 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛
سوال ۶۷۸🌸🍃 آیا خیانت مرد دروغگو رو افشا کنم؟ ناشناس ( تحصیلات : فوق لیسانس ، 37 ساله ) سلام . وقت بخیر من دختری 36 ساله و مجرد هستم . یک سال پیش از طریق یک سایت کاری با آقایی 39 ساله آشنا شدم. از همان ابتدا رابطه ما به صورت مجازی و کاری بود. تا اینکه اون آقا به من گفت که مجرد هست و به خاطر درگیری های شغلی تا حالا ازدواج نکرده و از من خواست تا با هم بیشتر در ارتباط باشیم تا بیشتر از هم شناخت پیدا کنیم. کم کم این ارتباط بیشتر شد و ما تقریبا هر روز با هم چت میکردیم و خوب طبیعتا علاقه ای هم بین ما شکل گرفت. البته ابراز علاقه و تمایل و اصرار به دیدار حضوری از طرف ایشان بسیار زیاد بود ولی من به دلیل فرهنگ و اعتقادات خودم و خانواده ام هرگز ایشان را از نزدیک ملاقات نکردم. راستش میخواستم مطمئن بشم که حتما مجرد هستند. شروع کردم به تحقیق کردن در موردشون و متوجه شدم که تمام حرفاشون دروغ بوده و نه تنها مجرد نیستند بلکه یک پسر هشت ساله هم دارن. خوب من بعد از فهمیدن حقیقت به بدترین شکل ممکن ارتباطم را قطع کردم . اما از آنجا که متوجه شدم خانمشون بسیار زن باوقار و خوبی هستند و برای زندگی مشترکشون خیلی تلاش میکنند دلم براشون میسوزه و میگم که حتما باید حقیقت این فرد خائن را به همسرشون بگم . چون اون طور که من متوجه شدم من تنها کسی نبودم که این دروغها را بهم گفتند و ارتباطات دیگری هم دارن. حالا سر دوراهی موندم از طرفی میگم اگر من حقیقت را بگم با توجه به اینکه کلی عکس و فیلم و چت از ابراز علاقه های اون مرد دروغگو دارم حتما خانمشون حرفم را باور میکنه و ممکنه کارشون به جدایی بکشه و اونوقت تکلیف بچه شون چی میشه ؟ از طرفی هم دلم میخواد اون مرد دروغگوی خائن را رسوا کنم که دیگه به این راحتی با چهره مظلوم و ظاهر فریبنده خانم خودش و بقیه خانم ها را فریب نده . لطفا راهنماییم کنید به خانمشون بگم یا بیخیال بشم و به زندگی خودم برسم؟! متشکرم مشاور: الهه سادات صالحی با سلام، همراه گرامی  ناراحت شدم از تجربه ای که مسلما برایتان سخت بوده و خوشحالم از اینکه با درایت و مدد گرفتن از عقل سالم این مسئله که می توانست عواقب سخت تر و درد ناک تری در پی داشته باشد را پشت سر گذاشتید . من متوجه خیر خواهی شما شدم که قصد دارید ذهن همسر این اقا را به حقیقت روشن کنید و از طرفی با رسوا کردن آقا کمی از ناراحتی تان کاسته شود . اینطور که بیان کردید شما تنها خانمی نبودید که این اقا قصد فریبش را داشته اند و دست ایشان یا برای همسرشان رو شده و یا دیر یا زود متوجه روابط خارج از زناشویی  شوهرش خواهد شد . شاید بهتر باشد با توجه به سن فرزندشان شما مسبب بر هم زدن زندگی شان نشوید، چراکه با دقت نظر و پیگیری که در شما دیده می شود نتیجه را پیگیر خواهید شد و چه بسا احساس گناه و خود سرزنشی برای شما در پی داشته باشد و این مسئله برای شما آسیب زا خواهد شد. در صورتیکه ماه زیر ابر نمی ماند و دیر یا زود حقیقت برای خانم ایشان روشن خواهد شد و انچه باید اتفاق بیفتد حادث می شود. شاید بهتر باشد از این ماجرا تجربه ای برای شما بماند و از ان عبور کنید و ذهن و انرژی خود را بیش از این درگیر این فرد و این داستان ناراحت کننده نکنید. به جای ناراحتی از اینکه قصد فریب تان را داشته اند و با احساسات تان بازی شده، شاکر خدا باشید که شما را یاری کرده که به چاه نیفتید و خیلی زود و بموقع اسرار برای شما نمایان شده . در پناه خدای مهربان باشید .🌹 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛
🍏 یکی از شکایات عمده زنان بخصوص در سنین باروری، وجود ترشحات واژن است. اغلب عفونت ها حتی در نوع خفیف، علامت هایی آزاردهنده دارند و بیمار را به یکی از کلینیک ها یا مطب می کشاند. اما عفونت بر اثر چه عاملی به وجود می آید و چه نشانه هایی دارد و مهم تر این که آیا هر ترشحی را باید عفونت قلمداد کنیم؟ پاسخ این پرسش ها را از دکتر طاهره فروغی فر، جراح و متخصص زنان و زایمان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران جویا شدیم. ابتدا درباره ساختمان واژن و نوع ترشحات طبیعی آن توضیح مختصری بدهید. واژن یک لوله توخالی فیبری عضلانی است که از دهانه خارجی دستگاه تناسلی زنانه شروع می شود و تا دهانه رحم امتداد می یابد. ترشحاتی در این ناحیه دیده می شود که طبیعی است. اما این ترشحات مربوط به واژن نیست، زیرا در بافت واژن غده ای دیده نمی شود و ترشحات از رحم یا از دهانه رحم به درون واژن ریخته می شود. وسط هر دوره ماهانه و با افزایش ترشح دهانه رحم که تحت تاثیر هورمون است، زنان ترشحات بیشتری را مشاهده خواهند کرد (زنانی که قرص های ضدبارداری استفاده می کنند به دلیل تغییرات هورمونی ممکن است این تغییرات را احساس نکنند). این ترشحات چه ویژگی هایی دارد؟ ترشحات طبیعی اصولا بی رنگ و بی بوست که در نیمه های سیکل نیز حجم زیادتری پیدا می کند. در واژن هر خانم، باکتری های هوازی زندگی می کند و جزئی از فلور نرمال طبیعی بدن محسوب می شود. اگر به هر دلیلی باکتری های بی هوازی بیشتر شود شرایط طبیعی واژن به هم می خورد و ترشحات غیرعادی آغاز می شود. گفته می شود مواردی مانند نزدیکی های مکرر، دوش های واژینال و… می توانند PH واژن را برهم بزند. PH واژن باید ۴ باشد و اگر قلیایی شود عفونت اتفاق می افتد. چه نوع عفونتی؟ نام این عفونت، باکتریوز واژینال است. ترشحات بسیار بدبو شبیه ماهی گندیده دارد و پس از نزدیکی شدت می یابد .اغلب آبکی و گاهی زرد کمرنگ یا پررنگ است. باکتریوز واژینال بعد از درمان شانس عود بالایی دارد، بنابراین باید بخوبی درمان شود. حتی خانم باردار نیز ممکن است دچار این نوع عفونت شود که گاهی باعث زایمان زودرس می شود (پاره شدن کیسه آب یا عفونت مایع آمنیوتیک و غفونت های رحمی بعد از عمل سزارین). این نوع از عفونت حتی در خانم های باردار باید درمان شود. درمان شریک جنسی لازم نیست، ولی در عفونت تریکومونا هر دو جنس یعنی مرد و زن باید درمان شوند. تریکو مونا چه علائمی دارد و چرا شوهر به درمان نیاز دارد؟ احتمال انتقال عفونت تریکو موناس واژینالیس از مرد به زن و از زن به مرد خیلی بالاست و آقایان پس از یک بار نزدیکی با زن مبتلا، دچار چنین عفونتی می شوند. اغلب مواقع عفونت در مردان علائم خاصی ندارد، گرچه برخی خانم های مبتلا ذکر می کنند همسرانشان هم دچار سوزش و خارش هستند. ترشحات تریکومونا بسیار بدبو است و اغلب ماهیت آمیزشی دارد، به همین دلیل وقتی عفونت حجیمی از نوع تریکو موناس واژینالیس را در یک بیمار مشاهده می کنیم، لازم است دیگر بیماری های آمیزشی مانند سفلیس و اچ. آی. وی را هم مد نظر داشته باشیم. حتما شریک جنسی باید درمان شود. در زنان باردار ممکن است باعث زایمان زودرس یا پارگی کیسه آب شود. در موارد عود مجبور به دادن کشت آزمایشگاهی از ترشحات هستیم، زیرا ممکن است انگل دیگری باشد که به داروی تجویز شده حساس نباشد (تریکومونا عفونت انگلی است). شایع ترین نوع عفونت در زنان کدام است؟ شایع ترین، عفونت های قارچی است که ۷۵ درصد زنان به آن مبتلا می شوند و از هر سه زن یک نفر در طول زندگی اش به آن مبتلا می شود. عواملی که باعث بروز این عفونت می شود بیشتر به سیستم ایمنی ما مربوط است. این ارگانیسم، ترشحی از خود دارد که روی سیستم ایمنی بدن تاثیر می گذارد. حتی برخی عوامل تحریکی که در ناحیه تناسلی خارش ایجاد می کند به دلیل توکسین موجود در قارچ است. تمام کسانی که سیستم ایمنی شان ضعیف شده است مانند خانم های باردار، دیابتیک یا کسانی که مدت طولانی از داروی آنتی بیوتیک برای درمان استفاده کرده اند، مستعد ابتلا به عفونت های قارچی هستند. بیماران از خارش و سوزش زیاد و ترشحات به شکل پنیری شکایت دارند و در برخی مواقع به اشتباه می گویند دچار سوزش ادراری هستند. عفونت های قارچی باید با دسته داروهایی از گروه آزول ها درمان شود. 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛
🌱 نقش اعمال نيك در زندگى سه نفر از بنى اسرائيل با هم به مسافرت رفتند. در ضمن سير و سفر در غارى به عبادت خدا پرداختند. ناگهان سنگ بزرگى از قله كوه فرود آمد و بر در غار افتاد و دهانه غار گرفته شد. بيرون آمدنشان ديگر ممكن نبود. طورى كه مرگ خود را حتمى مى دانستند پس از گفتگو و چاره انديشى زياد به يكديگر گفتند: به خدا قسم ! از اين مرحله خطر نجات پيدا نمى كنيم ، مگر اينكه از روى راستى و درستى با خدا سخن بگوييم بياييد هر كدام از ما عملى را كه فقط براى رضاى خدا انجام داده ايم به خدا عرضه كنيم تا خداوند ما را از گرفتارى نجات بدهد. يكى از آنان گفت : خدايا! تو خود مى دانى كه من عاشق زنى شدم كه داراى جمال و زيبايى بود و در راه جلب رضاى او مال زيادى خرج كردم . تا اينكه به او دست يافتم و چون با او خلوت كردم و خود را براى آميزش آماده نمودم ناگاه در آن حال به ياد آتش جهنم افتادم از برابر آن زن برخاسته بيرون رفتم خدايا! اگر اين كار من به خاطر ترس از تو بوده و مورد رضايت تو واقع شده اين سنگ را از جلوى در غار بردار در اين وقت سنگ كمى كنار رفت به طورى كه روشنايى را ديدند. دومى گفت : خدايا! تو خود آگاهى كه من عده اى را اجير كردم كه برايم كار كند و قرار بود هنگامى كه كار تمام شد به هر يك از آنان مبلغ نيم درهم بدهم چون كار خود را انجام دادند من مزد هر يك از آنها را دادم ولى يكى از ايشان از گرفتن نيم درهم خوددارى كرده و اظهار داشت : اجرت من بيشتر از اين مقدار است ؛ زيرا من به اندازه دو نفر كار كرده ام به خدا قسم ! اين پول را قبول نمى كنم و در نتيجه مزدش را نگرفته رفت و من با آن نيم درهم بذر خريده در زمينى كاشتم خداوند هم بركت داد و حاصل زياد برداشتم پس از مدتى همان اجير پيش من آمده و مزد خود را مطالبه نمود من به جاى نيم درهم هيجده هزار درهم (اصل سرمايه و سود آن ) به او دادم خداوندا! اگر اين كار را من تنها به خاطر ترس از تو انجام داده ام اين سنگ را از سر راه ما دور كن در اين هنگام سنگ تكان خورد كمى كنار رفت به طورى كه در اثر روشنايى همديگر را مى ديدند ولى نمى توانستند بيرون بيايند. سومى گفت : خدايا! تو خود مى دانى كه من پدر و مادرى داشتم كه هر شب شير برايشان مى آوردم تا بنوشند يك شب دير به خانه آمدم و ديدم به خواب رفته اند خواستم ظرف شير را كنارشان گذاشته و بروم ترسيدم جانورى در آن شير بيفتد خواستم بيدارشان كنم ترسيدم ناراحت شوند بدين جهت بالاى سر آنها نشستم تا بيدار شدند بار خدايا! اگر من اين كار را به خاطر جلب رضاى تو انجام داده ام اين سنگ را از سر راه ما دور كن ناگهان سنگ حركت كرد و شكاف بزرگى به وجود آمد و توانستند از آن غار بيرون آمده و نجات پیدا کنند 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛
🫂 یواشکی های زندگی💍🔞
یلدا چشمش را به او دوخت. فرناز گفت چرا اینطوری نگاه میکنی؟ پسر خوبیه دیگه. چقدر هوای بیرون عالی بود.
🌸🍃 . از این که سهیل او را به آن زودی فراموش کرده بود ته دلش ناراحت شد و با خود گفت یعنی همه ی مردها واقعا اینطوری اند؟ و باز از اینکه خود را از شر نگاههای سمج او رهانیده احساس رضایت کرد. نمیدانست چرا شهاب زود آمده است. صدای زنگ آمد . یلدا با سرعت خود را به پنجره رساند و با خود گفت خدایا باز این دختره است. و با گفتن این جمله چشمها را با ناراحتی بست و به دیوار تکیه داد. صدای میترا را که به خانه آمده بود میشنید. گویی مخصوصا بلند حرف میزد. در حالی که میخندید گفت شهاب زود باش دیگه . چته تیبل خان؟ تا تو تکون بخوری همه ی تالارهای رو بسته اند. و شهاب که صدایش تقریبا شنیده نمیشد... دوباره میترا گفت دیگه شب شد تو هنوز آماده نیستی. قرار بود من خودم بیام دنبالت . چی شد تو اومدی؟ بابا نبود . من هم حوصله ام سر میرفت. فکر کردم دیر میشه. بهتره زودتر راه بیافتیم. از حرفهای شان معلوم بود قرار است تالار عروسی رزو کنند. یلدا آنقدر اعصابش بهم ریخته و متشنج بود که نتوانست بقیه ی صحبت های آنها را بشنود. روی زمین نشست و سعی کرد دوباره بشنود. باز صدای میترا بلند آمد که میگفت خوشگل شدم؟ کجا رو نگاه میکنی؟ موهام رو میگم؟ و باز صدای شهاب را نشنید... و باز دلش چنگ شد. بعد از دقایقی صدای بسته شدن در آمد و باز یلدا از پشت پنجره نگاه کرد . شهاب همراه او بود . هر دو سوار اتومبیل میترا شدند و شهاب حتی نگاهی به پنجره نیانداخت. یلدا نمیدانست چه بر سرش آمده است؟ فقط دیگر رمقی برای ایستادن نداشت گویی نفسش بسختی بالا میامد. روی زمین چمباتمه زد . احساس سرما ویرانش کرد. زانوهایش را در برگرفت و سر بر روی آنها گذاشت. و آنچنان عاجزانه گریست که دلش برای خودش سوخت. از ته دل زجه زد. تمام رویاهایش به یکباره نابود شدند. و او خود را در دامن واقعیت تنها یافت. پس شهاب این بود؟ حتی از او خداحافظی نکرد و میترا که چه خندان میرفت. حتما میدانست یلدا پشت پنجره مچاله میشود . حتما او را ریشخند میکرده. یلدا با خود گفت پس عروسیشان خیلی نزدیکه . خیلی. خدایا . چرا بدنم این قدر میلرزه؟ خدایا چرا اینقدر سرده.؟ خدایا چرا اینقدر تنهام؟ مامان...مامان. کمک کن. تو رو خدا؟ آن شب شاید بدترین شب زندگی یلدا بود. شبی که خود را بیکس ترین حس میکرد. شبی که احساس شکست او را متلاشی میکرد . شبی که شهاب را نفرین کرد آنشب تا صبح نخوابید و از فرط بیخوابی گرسنگی و ناراحتی احساس بیماری کرد. نیمه شب شهاب بازگشته بود. اما اصلا سراغی از او نگرفته بود. یلدا که تصمیم خود را برای آینده اش گرفته بود با وجود آنهمه بیحالی و ناتوانی از جای برخاست تا آبی به سرو صورتش بزند. آنقدر بیحال و بیجان بود که کنار در آشپزخانه مجبور شد بنشیند. سرش گیج میرفت و قلبش تند تند میزد. شهاب که تازه از خواب بیدار شده بود و در اتاقش باز بود به محض دیدن یلدا که روی زمین نشست از اتاق بیرون زد و کنار او نشست و پرسید یلدا چی شده؟ نگاه بیرمق و سرد یلدا لحظه ای او را حیرت زده کرد وخونسردی نگاهش تنش را لرزاند. یلدا گفت چیزی نیست. یک کم سرم گیج رفت. خب استراحت کن. واسه چی اینقدر زود بیدار شدی. مگه کلاس داری؟ یلدا که اصلا بفکر کلاس رفتن نبود گفت آره کلاس دارم. شهاب آمرانه گفت امروز نمیخواد بری کلاس . پاشو...پاشو برو استراحت کن. یلدا با بیحالی از جا برخاست و گفت نه . صورتم رو بشورم خوب میشم. دیگه نمیتونم گرسنه بخوابم. شهاب لبخند زد (از همانهایی که آتش را بجان یلدا میکشید.)و گفت ای شکمو. بلند شو مگه دیشب شام نخوردی؟ یلدا بزور لبخند زد و گفت نه. شهاب جدی شد و نگاهش برای لحظه ای طوری شد که انگار همه چیز را میداند. اما دوباره لبخند زنان گفت باشه الان یک صبحانه ی حسابی بهت میدم. تا حسابی سر حال بشی. حالا بلند شو. و در حالی که دست یلدا را میگرفت تا بلندش کند متوجه ناتوانی غیر طبیعی یلدا شد. احساس کرد یلدا از همیشه رنجورتر و لاغرتر شده است. با یک حرکت او را بلند کرد و درآغوش گرفت و به اتاقش برد. روسری اش را برداشت و موهایش را روی بالش رها کرد و دست روی پیشانی اش گذاشت وگفت الان برات یک چپزی میارم بخوری. و سراسیمه به آشپزخانه رفت و بعد از لحظه ای با یک سینی شیر خرما کره عسل نان و هرچه که در یخچال داشتند با خود آورده بود و رو به یلدا گفت پاشو عزیزم. پاشو یک لقمه نان بخور. شهاب دست یلدا را گرفت و او را روی تخت نشاند و لیوان شیر را بدستش داد و با تعجب دید که دست یلدا میلرزید بزور چند لقمه به او خوراند و یلدا کم کم جان گرفت . انگار تازه شهاب را دید.
🫂 یواشکی های زندگی💍🔞
یلدا چشمش را به او دوخت. فرناز گفت چرا اینطوری نگاه میکنی؟ پسر خوبیه دیگه. چقدر هوای بیرون عالی بود.
شهاب آنروز تا ظهر خانه ماند و نگذاشت یلدا از جایش تکاه بخورد. یلدا احساس بهتری داشت. کمی خوابیده بود تا بیخوابی شد گذشته را جبران کند. تلفن چندین بار زنگ زد و شهاب پاسخ داد. از طرز حرف زدنش معلوم بود که میترا است. یلدا با خود گفت میترا چه پر کار شده. قبلا این همه حال شهاب را نمیپرسید. از جا برخاست تا شهاب مطمئن شود حالش خوب است و اگر برنامه ای با میترا داشته بهم نخورد. یلدا مغرورتر از آن بود که با مظلوم نمایی عشق را طلب کند. شهاب لحظه ای او را نگاه کرد و پرسید چطوری؟ 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛
🫂 یواشکی های زندگی💍🔞
#نکات_سلامتی 🍏 یکی از شکایات عمده زنان بخصوص در سنین باروری، وجود ترشحات واژن است. اغلب عفونت ها
❤️ اگر در طول یک سال خانمی، چهار بار یا بیشتر دچار عفونت قارچی شود این فرد عفونتی از نوع راجعه دارد. در این موارد به دو نکته باید شک کنیم که آیا واقعا عفونت از نوع قارچی است یا یک بیماری پوستی ملتهب در آن ناحیه وجود دارد (اصطلاحا درماتیت آتوپیک مزمن می گوییم). البته در زنان با واژن آتروفیک نیز این نشانه ها دیده می شود. درباره آتروفی واژن بیشتر توضیح دهید. زنان یائسه به دلیل قطع هورمون های جنسی دچار واژن خشک و شکننده و درد هنگام نزدیکی و خارش می شوند (سلول های واژن تحلیل می رود). در زنان یائسه نیز ممکن است علائمی مانند عفونت های قارچی دیده شود، ولی الزاما به معنای عفونت قارچی نیست و برای رفع آن باید استروژن های موضعی تجویز شود. البته قبل از تجویز آزمایش هایی از دهانه رحم، ماموگرافی و سونوگرافی از رحم درخواست می کنیم. اگر به کرم های هرمونی موضعی جواب ندهند می توانیم از دارو های سیستمیک خوراکی نیز استفاده کنیم و بیمار باید کاملا تحت نظر پزشک باشد. درمان در عفونت های عودکننده چگونه است؟ برای درمان بیمار تحت نظر باشد و ممکن است به مدت شش ماه برای بیمار دارو تجویز کنیم. برای تجویز برخی دارو ها شاید نیاز به تست های کبدی نیز باشد. آیا این مواقع شست وشوی واژن با بتادین یا ترکیبات دیگر می تواند مفید باشد بخصوص زنانی که عفونت های عودکننده دارند؟ درباره عفونت های قارچی، تمیز و خشک نگه داشتن ناحیه واژن خیلی مهم است. مشاهده می کنیم این نوع از عفونت در دخترخانم هایی که لباس های تنگ و چسبان و لباس زیر غیر نخی می پوشند بیشتر است. عفونت های قارچی، ناحیه تناسلی را ملتهب می کند. شست وشوی مکرر این ناحیه با شوینده ها یا بتادین بیشتر باعث تحریک پوستی و مخاطی می شود و زیاد توصیه نمی شود، ولی خشک کردن ناحیه واژن بدون این که آسیب زیادی وارد شود، مفید است. استفاده از هیچ نوع ماده شوینده و کرم های واژینال بدون نظر پزشک به هیچ وجه توصیه نمی شود. گاهی بعضی خانم ها یک کرم خاص را برای همه عفونت ها استفاده می کنند. توجه کنید سه نوع عفونت در واژن وجود دارد و تشخیص نوع آن به عهده پزشک معالج است. گاهی نشستن داخل محلول سرکه و آب می تواند نقش پیشگیری کننده در عفونت داشته باشد، ولی با بروز عفونت این درمان ها بی فایده بوده و حتما دارویی مختص به همان نوع عفونت باید تجویز شود. بسیاری از دخترخانم ها از وجود ترشحات عادی واژن نگران هستند. توصیه تان چیست؟ همان طور که ابتدای مطلب ذکر شد همه زنان باید مقداری ترشح در طول سیکل ماهانه داشته باشند. عفونت ها اغلب با خارش، سوزش و بوی بد همراه است. اگر این علائم دیده نشود جای هیچ نگرانی نیست. 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛
14)یک‌دوم مقدار آرد سمنو را می‌توانید از آرد جوانه گندم نرم شد و الک شده استفاده کنید که به مقدار ویتامین‌های سمنو و شیرینی طبیعی مزه آن کمک می‌کند. نوش جان 🔅 𝓳𝓸𝓲𝓷↷ ┏ • • - • - • - • - • - ┓ @Yavaaashakii ͎ ͎‹🦋͜͡🍃› ┗┳┳• - • - • - • ┳┳┛