هدایت شده از نفور 𝐅𝐥𝐨𝐫𝐚𝐥 𝐜𝐮𝐩 ᩘꨪᰰ☕
برای گذشتهام گریه میکنم، برای دختر کوچولویی که آنقدر دست پدرش را در دست گرفت تا اینکه کاملاً سرد شد. برای دختر کوچولویی که سعی کرد در سرزمینی که از او متنفر است زنده بماند.
وسط فروپاشی روانی بودم که دیدم داره عصر یخبندان رو میده، رفتم سید، مندی و دیگو رو دیدم، پر قدرت برگشتم برای ادامه فروپاشیم.
بزرگسالی اینجوریه که وسط فروپاشی و هزار تا اتفاق دیگه باید بلند شی کارهات رو بکنی.
هدایت شده از ✐کتابخونهِ یه خدای کوچولو✎
اون واقعیه
اما نه به شیوه ای که جهان واقعی بودن تعریف میکنه
پـروانه های آبی_
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
حق رای زنان
. زنی که با یک طومار ۲۷۰ متری سراغ مجلس رفت 📝
سال ۱۸۹۳ در نیوزیلند، کیت شپرد و زنان دیگری برای گرفتن حق رأی زنان مبارزه میکردند.
آنها فقط حرف نزدند؛ یک طومار عظیم جمع کردند. نسخهی اصلی بیش از ۲۷۰ متر طول داشت و هزاران زن آن را امضا کرده بودند. مجموع طومارهای همان سال حدود ۳۲ هزار امضا داشت.
مخالفان هم بیکار ننشسته بودند و حتی طومارهای ضدحقرأی جمع میکردند؛ بعضی از امضاها هم جعلی یا با فریب گرفته شده بود.
اما در ۱۹ سپتامبر ۱۸۹۳ قانون جدید امضا شد و نیوزیلند تبدیل شد به نخستین کشور خودگردانی که زنان در انتخابات پارلمانی حق رأی گرفتند.
تصورش را بکن: یک زن در یک شهر کوچک، ورقبهورق امضا جمع میکند، بارها جواب رد میشنود، مخالفان علیهاش کار میکنند… و آخرش چیزی که تقریباً غیرممکن به نظر میرسید، اتفاق میافتد.
گاهی نوشتن فقط داستان گفتن نیست؛ میتواند راهی باشد برای اینکه چیزی را که دیگران نمیخواهند دیده شود، جلوی چشم مردم بگذاری.