eitaa logo
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
157 دنبال‌کننده
627 عکس
29 ویدیو
2 فایل
جوانی نویسنده!
مشاهده در ایتا
دانلود
یک درخت نصفش سبزه و نصفش زرد، انگار کمی زندگی دارد و کمی مرگ، اما قرار است کدام بر او غلبه کند؟ جواب ساده‌است، هیچکدام، وقتی دیگر از او خوششان نیاید، وقتی دیگر کربن دی اکسید را نگیرد و اکسیژن را هدیه دهد، قطعش میکنند، به این اهمیت نمی‌دهند، درخت از کی همراه آدم ها بوده، چه چیزهایی دیده، قطعش می‌کنند، بدون حرف و عذاب وجدانی.
و درد زاده شد، هنگامی که خورشید زودتر از زمانی که باید می‌رفت، رفت.
جا داره که هر روز خدا از لئو حرف بزنم، اما شاید همین که میگم پاکش کنم، یهو وسطش هرچی که نوشتم رو پاک کنم و برم بخوابم، نمیدونم چرا، نه دروغ گفتم، میدونم، چون فکر میکنم من اونقدر براش مهم نیستم، اینکه اون همون قدر که میگم مهم نیست، اما مگه مهمه؟ من و لئو کلی خاطره داریم، کلی حرف، ما بزرگ شدن هم رو دیدیم، واقعیت های هم رو، اما مگه مهمه؟ شاید فقط این مهمه که وقتی حالم بده بهش نمیگم یا اون نمیگه، نمیدونم حالش بده؟ خیلی وقته مثل قبل با هم حرف نمیزنیم، حرف رسید به قبل‌تر ها، اونجا من و لئو چی بودیم؟ نمیدونم، فقط میدونم لئو تا ابد لئو میمونه، میدونم اگه صد سال حرف نزنیم چیزی تغییر نمیکنه، لعنت، تو دلم گفتم شاید، اما نه.
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
اونجا که میری نمیدونم کجاست زمین شادیِ یا جای غم هاس
قایم موشک تموم شد و من پیدا نشدم.
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
رافائل، امیدت را گم کردی؟ دیشب آن زیر تخت گذاشتی و تا صبح برایش گریستی، خورشید هم که بالا آمد، صورتت
رافائل، استاد خواهش میکرد که درگیر اعتیاد نشویم، انگار نمی‌دانست که بدون امید بیدار شدن و لبخند زدن خودش تبدیل به اعتیاد شده.
اگه خورشید در نیامد، شب طولانی نشده، زندگی پایان یافته.
کاش زمان جلو برود، آن قدر جلو که خودم هم یادم نیاید تا کجا می‌خواستم پیش بروم‌.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قطورترین کتابم، کاش فقط راجب بریکینگ بد توش میگفتین استاد بازرگانی.
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
کار کردن با این کتاب باید اینطوری باشه که شکل های داخلش رو رنگ کرد نه اینکه مطالبش رو خوند و شگفت زده شد.