دیگه انرژی و میلی برای ِدوستیهای بیمعنی، تعاملات اجباری و مکالمههای غیرضروری را ندارم.
به نظر من رها کردن منفعل بودن نیست ،
تسلیم شدن نیست ، بلکه
یک انتخاب ِاگاهانه است در مقابل ِ
چیز هایی که از کنترل من خارج است ؛
چیز هایی که ارزش جنگیدن ندارد ،
چیز هایی که بدست میآیند اما به
قیمت ِفرسودگی ِروح ُروان ِمن.
کاش هنوز تو اون مرحله از زندگی بودم
که وقتی دندونم میافتاد، میذاشتمش
زیر ِبالش و با دلِ خوش منتظر ِیه هدیهی
کوچولو میموندم؛نه دغدغهای بود،
نه دلمشغولیای، فقط رویـاٰ بود
و یه عالمه امید ِ قشنگ.
گاهی آدمیزاد نگران ِحال ِکسی هست که حتی
نمیتونه بهش پیام بده و از حالش باخبر بشه.