هَمهی ماٰ گویی به گونهای نامعلوم مبتلاییم؛
حالتی بینام که با تمام ِوجود حس میشود.
خیلی از آدمای گذشتت، یه ورژن از تو رو
میشناسن که حتی دیگه وجود نداره ؛
رشد کردن خیلی قشنگه.
مُـبهَـم.
مرآ بارییست از غَـم هـآ که سَنگین است بر دوشَـم ..
ایکاشالاناینجابودم((:
اگه آدما بلد بودن باهم حرف بزنن،
اگه زخم هاشون و نگه نمیداشتن،
خیلی از اتفاق ها نمیافتاد،
آدما هیچوقت کاملا مقصر
یا بیگناه ِمطلق نیستند؛
هرکس ممکنه یهجایی از
داستان حق داشته باشه،
فقط باید یاد بگیریم بشنویم
و بفهمیم و حرف بزنیم.