آدما گاهی وقتا جوری باهم رفتار میکنن
که انگار دل همدیگه رو فرش زیر پاشون
میبینن ؛ نه تیکه پارهای از خودشون ،
کاش یادشون بیاد همه ما از یه جنسیم.
ولی خب به نظرم نیازی نیست بجنگی و خودتو
خسته کنی برای چیزهایی که خارج از کنترلته.
به نظرم یکی از شجاعانهترین تصمیمها ؛
رها کردن چیزیه که به روانِ شما آسیب میزنه.
و اما در پایان ِمسیر ، همه چیز محو میشود؛
تنها چیزی که از تو میماند همان حال ِ
خوبیست که خودت برای خودت پروردهای.
بعضی وقتا ذهن آدم مثل ِیه اتاق دربستهس،
پر از سر و صدا، هیاهو، افکارِ بی پایان
که هیچکس نمیتونه نفوذ کنه بهش.