وگاهی آنچنان در پی ِروزنهای از امید میدویم،
که گویی خودش از ما گریزانتر از سراب است.
گاهی آدمیزاد میان آرامشِ ظاهری
و آتشِ پنهانش معلق میماند ؛
و همین تناقض ِناپیداست
که او را سرپا نگه میدارد.
زندگی؟ همچون جادهای بیپایان است؛
انتخابی نیست، بلکه ضرورتی است که
آن را طی میکنیم اما همین ضرورت
فرصتِ نابیست تا در هر لحظه،
زیباییاش را دریابیم.
من معتقدم که هرچیزی که مورد توجه
قرار نگیره، رو به زوال میره؛ احساسات،
روابط یا هر گنج ِدرونی دیگهای.
یعنی یه جورایی توجه حکم اکسیژن رو
برای هستی ِهر چیزی داره.