eitaa logo
دانلود
سرعت زندگی از سرعت ترمیم رنج های تو بیشتره... خیلی بیشتر. پس همیشه باید ادامه بدی... حتی اگه داشتی توی اقیانوس ناامیدی و اندوه غرق می‌شدی... باید دوباره و دوباره شنا کنی. سرّ در استمراره.
🍃 : هرچه دلبستگی‌های انسان کمتر باشد رنج و سختی انسان هم کمتر است؛ کسی که می‌خواهد از همهٔ رنج‌ها رها شود یا باید دلبستگی‌های خود را از ریشه رها کند یا باید به چیزی دلبستگی داشته باشد که هیچ‌گاه از او جدا نمی‌شود و از دست نمی‌رود. برشی از کتاب «به سوی بی نهایت» ❲➛ @bartarin_arezu | نشر برترین آرزو
"وقتی دوتا روح یکی بشن صدای همو میشنون حتی توی سکوت، حتی از راه دور."
سلام سلام :) امیدوارم حال دلت خوب باشه و گل لبخند رو لبت شکوفا!✨ وجودم مملو از حس خوبه بخاطر اینکه میتونیم برای پنجمین بار، آغاز یکی دیگه از بهارهای زندگیتو باهم جشن بگیریم؛ هفدهمین بهار... باورت میشه؟ هفده تااا سال زندگی!😂 به عنوان رفیق نمی‌دونم چی باید بگم که شایسته و دقیق باشه... اما فقط می‌خوام ازت تشکر کنم>🥲 بابت اون شبایی که تا صبح درمورد هر چیزی باهم حرف زدیم. لحظاتی که باهم گذروندیم و من با تمام قلبم برای خاطراتمون ذوق زده و خوشحالم :) ... آبمیوه و بستنی بعد از آخرین امتحانا، مسیر برگشت مدرسه از دورشهر، حرم رفتنا، پیراشکی، شیرکاکائو و کیک، فلافل زنگای تفریح، جشن تولدام که با وجودت قشنگشون کردی... تقلبای امتحانا... توضیح دادن درسا... سمبوسه، بوستان نجمه، والیباااال. توی همه‌ی موقعیت‌های زندگیم که سرشار از اضطراب، غم، خوشحالی یا هر احساس دیگه ای بودم، تو پناه بودی و رفیق. مثل همیشه همراهم بودی و مهربون! وقتی مریض بودم و حالم به قدری بد بود که نمی‌تونستم تلفن دست بگیرم، تو زنگ میزدی و پیگیر حالم بودی... حتی اومدی خونمون و من از همون لحظه که اومدی دیدنم، دوباره لبخند زدم و حالم بهتر و بهتر شد... تو همیشه مثل یه معجزه بودی... هستی و از خدا می‌خوام همیشه باقی بمونی :) اون کاغذه رو یادته که هرسال بعد از تعطیلات عید توی مدرسه توش یه نوشته یادگاری اضافه میکردیم؟ امسال کنار هم نیستیم و شاید نشه این کارو تکرار کرد... اما من الان، بیشتر از هر موقعی دلم برات تنگ میشه و قدر بودن باهاتو می‌دونم :') و متاسفم برای خودم که چند ماه قبل نتونستم درک کنم ارزش واقعی در بودن کنارِ آدمهای واقعیِ. آدم‌های عزیز و عزیز... و اشتباه تشخیص دادم. اما امیدوارم دنیا انقدری بی‌رحم نباشه که فرصت جبرانو ازم بگیره... دلم برات تنگ شده. خیلی زیاد. امیدوارم به زودی دوباره همدیگه رو ببینیم و دوباره به دفترچه‌ی خاطرات دوستیمون سر بزنیم و بهش زندگی ببخشیم. پُر بشه از لحظه های زیادی که کنار هم درس میخونیم، می‌خندیم، زندگی میکنیم و کنار هم به اون چیزی که میخوایم میرسیم و جشن می‌گیریم... دوباره زمستون تموم میشه... بهار میاد و شکوفه های سفید از درختای سبز بوجود میان. دوباره غصه تموم میشه و صبح میشه. دوباره بارون بند میاد و ما زیر رنگین کمونِ آرامش قدم می‌زنیم. نور خورشید به تاریکی های زندگی می‌تابه و جلوه‌ی مهتاب راهُ هموار می‌کنه... با رخداد هر اتفاقی، من بهت افتخار میکنم و بهت اطمینان دارم... با تمام قلبم! تو لایق بهترینِ بهترین هایی. تولدت مبارك ضحای عزیزم! بلوبریِ آبی💙 هتی‌خانوم.🤝 امید به اون روزی که گواهینامه بگیریم بعد بریم به بی‌کرانِ آسمونا.🗿😔 9.12.1404
اللهم عجل لولیک الفرج...
داداشم همین چند دقیقه قبل، قبل از خوابش بهم گفت "آبجی تو نترسیااا من پیشِتم"