eitaa logo
دانلود
از شبی ک گذشت و یکی از بهترین شب‌های ماه‌رمضون همراه با آبجیم‌زُلفا، هتی‌خانوم، میرای <💗>
مدت‌ها قبل... والیبال به همراه هتی‌خانوم و مایک.
و تَن فدای وطن .
و چه تَن‌ها که شدند فدای وطن . . .
روزهای آخر ۱۴۰۴ .
و ما نور ستاره‌ها را زمانی می‌بینیم که آنها سالها قبلش مُرده‌اند.
هنگامی‌که به بی‌کرانِ فلک می‌نگرم و سفیدی درخشش ماه را از لابه‌لای ابرهای درخشان به نظاره می‌ایستم، یاد تو در جانم جوانه می‌زند... در من درختی سپیدار، سبز می‌شود و افکار من از آن درخت به همراه تو به سمت آغوش آسمان قد می‌کشند. شاخ و برگ‌های وجودت در تمام جانم رشد می‌کنند و حال، مرا جنگلی از انبوهِ حضورت ساخته‌ای که بر فرازش پرندگانِ‌عشق در میان آبیِ آسمان، تو را نجوا می‌کنند./آبی - https://eitaa.com/ZY2008 + https://eitaa.com/joinchat/3410035625C5696a14e74 قلم: زینب‌یعقوبی دوربین: مهدی‌قنبری
جایی میان زمین و آسمان و به دور از نوری نمایان. لحظه‌ای که به هرچه چنگ می‌زنم دستانم رها شده و باز گم می‌شوم. چشم که می‌گردانم، در پایین پاهایم دره‌ی تاریک و عمیق از ترس را می‌بینم و در بالای سرم آسمانِ شب در حضور مه و طوفان؛ و بر روی گونه‌هایم باران را احساس می‌کنم که اندک لحظه‌ای بعد، موجب سُر خوردن دست‌هایم از پناهگاهِ موقت میشود... و من دوباره در لابه‌لای پیچ و خم افکارم زندانی می‌شوم. زندانی که هر سلولش یادآور اشتباهات گذشته و اضطراب از ندانستن آینده است و نگرانی از لحظات گذرانِ حال، که فرصت زندگی را از من ربوده‌اند./شکست - https://eitaa.com/ZY2008 + https://eitaa.com/Judy12 قلم: زینب‌یعقوبی دوربین: مهدی‌قنبری