تو آدم قویای هستی، پاهای استوار و قلب محکمی داری... قلبت بهت الهام روشنی میبخشه، و ذهنت به قلبت کمک میکنه تا اراده رو به پاهات برگردونه و تورو حرکت بده، برو و به پشت سرت نگاه کن! اما نباید باعث بشه پیشرو و آیندتو بخاطرش بزاری تو منگنه. گذشتهت باید پلههایی برای رسیدن به زندگی به معنای آینده باشه. نه یه کوله بار روی دوشت که تو رو به خستگی وا داره.
بزار لطافت اشکاتو روی گونههات حس کنی*این اوج امیده* اگر حس کردی تنهایی، بدون باید خودتو به بودنِ با خیلیا ترجیح بدی... خود واقعیتو دوست داشته باش. خودتو توی اولویت قرار بده. درهرشرایطی. بیشتر ازهرکسی به خودت ایمان داشته باش!
تو همان گریههای بیصدای نصف شب
هوای مِهآلود خاکستری
رگه های خونی چشمانم
که پاره شدند
نفسی که تقلا میکنم تا وارد ریههایم شود
و میمیرم تا به بیرون بدمَد
غروب کُشندهی روزهای جمعه
و مفهوم بیمعنای خستگی روزهای هفته
تو در اشک هایم جا خوش میکنی
و روان میشوی.. بر گونه هایم
با دستانم نوازشت میکنم...
اشکهای شور و سوزناک
حالا تو مرگ، یک مرگ آرامی.