هدایت شده از 𝑺𝒂𝒉𝒃𝒂
امروز، روزی است که خورشید با نوری متفاوت طلوع کرد، گویی آسمان هم میخواست بگوید که تولد تو، آغازی است برای شکوفایی دوبارهی زیباییها.
چه جمله ای گفتم😃😂 البته فکر کنم یه جایی شنیده بودم🤔🤣
طوری نیس مهم نیته
باید بگم که شاید بعضی وقتا شده که به هم حرفامونو نزدیم یا در حد یه پیام کوتاه بوده، ولی تو دلم و قلبم جایگاه خیلی خاصی داری.
امیدوارم امسال که پا به سن جوانی گذاشتی(پیر شدی دیگه😂)، سالِ تو باشه. سالی که توش به همهی آرزوهات برسی، حتی اونایی که هنوز به کسی نگفتی. آرزو میکنم هر روزت پر از اتفاقای خوب باشه، آدمای خوب دورت جمع بشن و هیچوقت دلت نگیره. امیدوارم همیشه همینقدر پرانرژی، مهربون و قوی باشی.
مهم تر از همه به دانشگاه خفن با رشته ای که دوست داری قبول شی و خانوم دکتر یا خانوم نویسنده یا خانوم عکاس یا هر سه تای اینا صدات کنیم😌😉
یادت باشه که من همیشه اینجام، هر وقت که بخوای حرف بزنی، بخندی یا حتی گریه کنی. تو تنها نیستی، من همیشه کنارت هستم.
تولدت جدنی مبارک! بترکون امسال، چون لایق بهترینهایی.🤏🏻
هدایت شده از Zoha Mehrghasemi
زینب عزیزم
تولدت خیلییی خیلییی مبارک🤍🧸
بالاخره به سن ۱۸ سالگی رسیدیییی✨
ایشالا باهم بعد از این امتحانای لعنتی میریم بیرون و میترکونیم
امیدوارم روزهای خاطره انگیزی رو توی ۱۸ سالگیت تجربه کنی🌻
هدایت شده از نقطه
📮 پیام جدید
خانومی تولدت حسابی مبارک😭⭐
آرزوی من برات دل خوش و کلی خاطرات خوبه که امسال ثبتشون کنی
اینم اضافه کن که مسیح کیههه
#نقطهسرخط
@ns_khat
هدایت شده از یـاقوت خانم'
سلام زیبا و خوشگل و ناز و بامزه و سوگلی خاتون💞
تولدت فرخنده و مبروک خانم جان.
امیدوارم سال پیش رو برات سراسر تجربه های قشنگ و لبخند باشه🫶🏾🙂↔️
هدایت شده از Nandemonai
اولین تصویری که ازت یادمه مال وقتیه که کلاس شیشم بودم و تو کتابخونهی زیرزمین مدرسه بودیم . بقیه داشتن راجب این که چه تغییری تو کتابخونه و چیدمانش بدن ، صحبت میکردن . قبل اینکه بخوام وارد بحث بشم و حرفی بزنم ، یدیقه وایستادم و نگات کردم و چشم تو چشم شدیم ✨ و با خودم گفتم : «این دختره چقدر چشماش قشنگه »
و با اینکه دورتر از بقیه وایستاده بودی و حرف خاصی نمیزدی ، چندبار سرمو بالا بردم تا ببینمت و اینجوری بودم چقدر این دختره ناز و قشنگه :>
واقعا یادم نمیاد چجوری تو راهنمایی باهم دوست شدیم و حتی بیشتر ، چجوری شروع شد که کلی جا باهم رفتیم ، چجوری شد که وقتی بهت زنگ میزدم مثل این بود که رو عددای ساعت لی لی میکنیم ؛ همینقدر ساده و سریع . .. چجوری شد؟! واقعا نمیدونم ، تو میدونی؟!
ولی خب برای منی که اونموقعا بلد نبودم حرف بزنم و درست ارتباط بگیرم ، همه چی با تو خیلی متفاوت بود ، با تو حتی اگه حرفی هم نمیزدم منظورمو میفهمیدی و واقعا شبیه ترین آدم بودی به من . چیزی که اونموقعا بیشتر از هرچیزی نیاز داشتم بهش .
هیچوقت به خودت نگفتم (شایدم گفته باشم) ولی خب بالاخره تا کی نگفتن ؟! بزار حالا که زبونم باز تر شده بگم من همیشهی همیشهی همیشهی خیلی دوستت داشتم . تو اولین کسی بودی که به همه میگفتم مثل خواهر خودم دوستش داشتم و اینو حتی وقتایی که باهم دوست نبودیمم میگفتم . تو دفترخاطراتمم مینوشتم . و حرفت همیشه بوده با دوستام ، چه دوستای اونموقعم مثل سید و الباقی چه از دوستای الانم بپرسی ، واقعا برام از خاص ترینایی و بودن باهات همیشه پره از حس درک شدن . ..
تو خیلی فوق العاده تر ازینی که بتونم بنویسمت ، مخصوصا جدیدا که کلا نوشتنو کنار گذاشتم و حرفام بهمریختهان و کلا نوشتن راجب احساساتم اونم اینقدر مستقیم واقعا سخته . ولی خب چون گفتی دوست داری یبارم بقیه برات پیامای بلند عاشقانه بنویسن ، همونطور که تو همیشه مینویسی . این یبار اشکالی نداره 😔😂
و خلاصه همهی اینا تولدت مبارک دوست قدیمی✨