تو خانه کرده ای در دلم
چنان که میخوانمت ای آشنا
در دم صبح صدایت شنیده میشود
از نم نم باران
تصویری نهفته در شبنم برگ درختان
بوی تو همان عطر پاییز است
صدای قدم هایت
همراه خش خش بزرگان
شکسته ای مرا
همچون شاخه ای در سرمای زمستان
نگاهت امر شکوفه است
برای بهار شدن
اما شکسته ای مرا
بی ریشه ام