eitaa logo
قلم‌نَورد
376 دنبال‌کننده
561 عکس
12 ویدیو
1 فایل
از گذران زندگانی می‌نویسم و عکس می‌گیرم. + http://nskhat.ir/send?public_token=zy2008-5243e4 + https://eitaa.com/joinchat/560596573Cf4fff730f1 لطفاً کپی نکنید.
مشاهده در ایتا
دانلود
با داستان‌های بی‌انتها در خیالش. شاید سال‌های دور از حال، که دوباره نوزاد را در جسمی قهرمان و انسانی بزرگ ملاقات کند، بداند تعبیر این سال‌های جدایی چه بوده.
وقتی غم توی اعماق قلبم خونه کرده باشه و مثل یه میخ داغ توی ماهیچه قلبم مداوم فرو بره؛ بیشتر میخندم، بیشتر حرف میزنم، انرژی بیشتری دارم، چشمام براق تر بنظر میان، برون‌گرا تر میشم و بیشتر شیفته‌ی اجتماعم...
در حقیقت انسان‌ها در دنیای دروغینی که باور کرده‌اند، زندگی میکنند...
گمگشته‌ی انبوه حضورت شده ام من از خود خالی و مملو ز تو اینجا جز تو هیچ پیدا نیست به هر سو می‌نگرم نمایان گشته‌ای غرق در آن دریای خیالم که ابر چشمانم پر ز آبش کرده‌اند فکر تو از گلو تا گونه‌ام یک عمر بر چرخه‌ی تکرار است روان میگردی از من و روان بر دیده‌ام هر دم از متروکه می‌سازی قصری دگر تو در یکایک سلول های درونم نفس میکشی چگونه تو را فراموش کنم مگر انسان تنفس خود را از یاد می‌برد؟
همه جا تاریک است و سوی چراغی میدَوی؟ دستانت خالی از فانوسی روشن اند؛ اما نور نگاهت چه؟ درخشش آن را که از سِیر دیدگانت غارت نکرده‌اند... تو جلوه‌ی نور در چشمان کهکشانی! کهکشانی که در درونت جوشیده و جای تو را در میان ستارگان، نقطه‌ای متمایز یافته... جایی میان ستارگان، در آغوش ماه.
زندگانی وَهم است به توضیح...