تو در تک تک سلولهای درونم نفس میکشی
در من زنده و حیاتم بخشیده ای
چگونه آتش فکرت را خاموش کنم؟
وقتی که از سوختن در سوز نبودنت
جان میدهم...
مشهد:)
چقدر دلم آسمون مشهد، خیابونای مشهد، آدمای مشهد، لهجهی مشهدی، حرم حرم حرم میخواد
شاید صدایی از تو در میان اشکها و دستی از تو برای همدلی...
لبخندی از تو برای آرامش و رساندن نور در تاریکی...