جسم و روح و روانم و درسام... درسام.. همشون آسیب دیدن.. از زندگی عقب افتادم انگار یکی از درون داره آروم آروم لِه و نابودم میکنه
فقط میخوام نجات پیدا کنم... نمیدونم تهش چی میشه.. مرگ دست خداست... اما ازتون میخوام دعا کنید.. خیلی دعا کنید برام:) لطفاً
فردا برای هزارمین بار دوباره بوی بیمارستان... قیافه دکترای خشن و پرستارای مهربون... دوباره صف صندوق و پذیرش... آدمای مریض، خسته و بیجان. ای غم...