☀☀☀
#خطبه۱۱۱
🔹در نكوهش دنيا ...هشدار از دنياپرستي
پس از ستايش پروردگار،
همانا من شما را از دنياي حرام مي ترسانم، زيرا در كام شيرين و در ديده انسان سبز و رنگارنگ است، در شهوات و خواهشهاي نفساني پوشيده شده، و با نعمتهاي زودگذر دوستي مي ورزد، با متاع اندك زيبا جلوه مي كند، و در لباس آرزوها خود را نشان مي دهد، و با زينت غرور خود را مي آرايد، شادي آن دوام ندارد،
و كسي از اندوه آن ايمن نيست شناخت ماهيت دنيا دنياي حرام بسيار فريبنده و بسيار زيان رساننده است، دگرگون شونده و ناپايدار، فناپذير و مرگبار، و كشنده اي تبهكار است،
و آ نگاه كه به دست آرزومندان افتاد و با خواهشهاي آنان دمساز شد مي نگرند كه جز سرابي بيش نيست كه خداي سبحان فرمود: (زندگي چون آبي ماند كه از آسمان فرو فرستاديم و به وسيله گياهان فراوان روييد سپس خشك شده، باد آنها را پراكنده نمود و خدا بر همه چيز قادر و تواناست).
كسي كه از دنيا شادماني نديد جز آنكه پس از آن با اشك و آه روبرو شد، هنوز با خوشيهاي دنيا روبرو نشده است كه با ناراحتيها و پشت كردن آن مبتلا مي گردد، شبنمي از رفاه و خوشي دنيا بر كسي فرود نيامده جز آنكه سيل بلاها همه چيز را از بيخ و بن مي كنند،
هرگاه صبحگاهان بياري كسي برخيزد، شامگاهان خود را به ناشناسي مي زند،
اگر از يك طرف شيرين و گوارا باشد از طرف ديگر تلخ و ناگوار است.
كسي از فراواني نعمتهاي دنيا كام نگرفت جز آنكه مشكلات و سختيها دامنگير او شد، شبي را در آغوش امن دنيا به سر نبرده جز آنكه صبحگاهان بالهاي ترس و وحشت بر سر او كوبيد، بسيار فريبنده است و آنچه در دنياست نيز فريبندگي دارد،
فاني و زودگذر است، و هر كس در آن زندگي مي كند فنا مي پذيرد روش برخورد با دنيا در زاد و توشه آن جز تقوا خبري نيست، كسي كه به قدر كفايت از آن بردارد در آرامش به سر مي برد، و آن كس كه در پي به دست آوردن متاع بيشتري از دنيا باشد وسائل نابودي خود را فراهم كرده، و به زودي از دست مي رود،
بسا افرادي كه به دنيا اعتماد كردند، ناگهان مزه تلخ مصيبت را بدانها چشاند و بسا صاحب اطميناني كه به خاك و خونش كشيد، چه انسانهاي باعظمتي را كه خوار و كوچك ساخت، و بسا فخرفروشاني را كه به خاك ذلت افكند حكومت دنيا ناپايدار، عيش و زندگاني آن تيره و تار، گواراي آن شور، و شيريني آن تلخ، غذاي آن زهر، و اسباب و وسائل آن پوشيده است، زنده آن در معرض مردن، و تندرست آن گرفتار بيماري است، حكومت آن بر باد رفته، و
عزيزان آن شكست خورده متاع آن نكبت آلود و پناه آورنده آن غارت زده خواهد بود.
عبرت از گذشتگان آيا شما در جاي گذشتگان خود به سر نمي بريد؟
كه عمرشان از شما طولاني تر و آثارشان با دوامتر، و آرزويشان درازتر، و افرادشان بيشتر، و لشگريانشان انبوه تر بودند؟
دنيا را چگونه پرستيدند؟ و آن را چگونه بر خود گزيدند؟ و سپس از آن رخت بربستند و رفتند بي توشه اي كه آنان را براي رسيدن به منزلگاه كفايت كند، و بي مركبي كه آنان را به منزلشان رساند.
آيا شنيده ايد كه دنيا خود را فداي آنان كرده باشد؟
يا به گونه اي ياريشان داده با با آنان به نيكي به سر برده باشد؟
نه هرگز!! بلكه سختي و مشكلات دنيا چنان به آنها رسيد كه پوست و گوشتشان را دريد، با سختيها آنان را سست و با مصيبتها ذليل و خوارشان نمود، و بيني آنان را به خاك ماليد و لگدمال كرد، و گردش روزگار را بر ضد آنها برانگيخت،
شما ديديد! دنيا آن كس را كه برابر آن فروتني كرد، و آن را برگزيد، و بر همه چيز مقدم داشت، كه گويا جاودانه مي ماند، نشناخت و روي خوش نشان نداد تا آنكه از دنيا رفت، آيا جز گرسنگي توشه اي به آنها سپرد؟
آيا جز در سختي فرودشان نياورد؟ و آيا روشني دنيا جز تاريكي، و سرانجامش جز پشيماني بود؟ پرهيز از دنياي حرام آيا شما چنين دنيايي را بر همه چيز مقدم مي داريد؟ و بدان اطمينان مي كنيد؟ يا در آرزوي آن به سر مي بريد؟
پس دنيا بد خانه اي است براي كسي كه خوشبين باشد، و يا از خطرات آن نترسد، پس بدانيد!- و مي دانيد- كه آن را ترك مي كنيد و از آن رخت برمي بنديد، و پند گيريد از آنها كه گفتند: (چه كسي از ما نيرومندتر است؟) سپس آنان را به گورهايشان سپردند بي آنكه سواره كارانشان خوانند، و در قبرها فرود آوردند بي آنكه همسايگان ناميده شوند، از سطح زمين، قبرها، و از خاك كفنها، و از استخوانهاي پوسيده همسايگاني پديد آمدند، كه هيچ خواننده اي را پاسخ نمي دهند، و هيچ ستمي را باز نمي دارند، و نه به نوحه گري توجهي دارند، نه از باران خوشحال و نه از قحطسالي نوميد مي گردند، گرد هم قرار دارند و تنهايند،
همسايه يكديگرند اما از هم دورند، فاصله اي با هم ندارند ولي هيچگاه به ديدار يكديگر نمي روند، نزديكان از هم دورند، بردباراني هستند كه كينه ها از دل آنان رفته،
بي خبراني كه حسد
در دلشان فرومرده است، نه از زيان آنها ترسي، و نه به دفاع آنها اميدي وجود دارد، درون زمين را به جاي
☀☀☀
#خطبه۱۱۴
🔹در اندرز به مردم
ارزش ستايش و شهادت به يگانگي خدا
ستايش خداوندي را سزاست كه حمد و ستايش را به نعمتها، و نعمتها را به شكرگزاري پيوند داد، خداي را بر نعمتهايش آن گونه ستايش مي كنيم كه بر بلاهايش، و براي به راه آوردن نفس سركش كه در برابر اوامر الهي سستي مي كند، و در ارتكاب زشتيها كه نهي فرمود شتاب دارد، از خدا ياري مي خواهيم، و از گناهاني كه علم خدا به آنها احاطه دارد و كتابش آنها را برشمرده و ثبت كرده، طلب آمرزش مي كنيم،
علم خداوندي كه كمتر نارسايي نداشته، و كتابي كه چيزي را وانگذاشته است، به خدا ايمان داريم، ايمان كسي كه غيبها را به چشم خود ديده، و بر آنچه وعده داده اند آگاه است،
ايماني كه اخلاص آن شرك را زدوده، و يقين آن شك را نابود كرده است.
و گواهي مي دهيم كه خدايي نيست جز خداي يكتا، نه شريكي دارد و نه همتايي، و گواهي مي دهيم كه حضرت محمد (ص) بنده و فرستاده اوست (كه درود خدا بر او و خاندانش باد) اين دو گواهي (شهادتين) گفتار را بالا مي برند، و كردار و عمل را به پيشگاه خدا مي رسانند، ترازويي كه اين دو گواهي را در آن نهند سبك نباشد، اگر بردارند با چيز ديگري سنگين نخواهد شد.
سفارش به تقوي اي بندگان خدا! شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم، كه زاد و توشه سفر قيامت است،
تقوا توشه اي كه به منزل رساند، پناهگاهي كه ايمن مي گرداند،
بهترين خواننده آن را به گوش مردم خوانده، و بهترين شنونده آن را فرا گرفت،
پيامبري كه بهتر از هر كس سخن را به گوش مردم رساند.
پس خواننده، دعوت خود را به خوبي شنواند، و شنونده خود را رستگار گرداند.
اي بندگان خدا! همانا تقواي الهي دوستان خدا را از انجام محرمات باز مي دارد، و قلبهايشان را پر از ترس خدا مي سازد تا آنكه شبهاي آنان با بي خوابي، و روزهايشان با تحمل تشنگي، و روزه داري، سپري مي گردد، كه آسايش آخرت را با رنج دنيا و سيراب شدن آنجا را با تحمل تشنگي دنيا به دست آوردند، اجل و مرگ را نزديك ديده و در اعمال نيكو شتاب كرده اند، آرزوهاي دنيايي را دروغ خواندند و مرگ را به درستي نگريستند. شناخت دنيا آري همانا دنيا خانه نابود شدن، رنج بردن از دگرگونيها، و عبرت گرفتن است، و از نشانه نابودي آنكه روزگار كمان خود را به زه كرده، تيرش به خطا نمي رود، و زخمش بهبودي ندارد، زنده را با تير مرگ هدف قرار مي دهد، و تندرست را با بيماري از پا درمي آورد، و نجات يافته
را به هلاكت مي كشاند
دنيا خورنده ايست كه سيري ندارد، و نوشنده اي است كه سيراب نمي شود، و نشانه رنج دنيا آنكه آدمي جمع آوري مي كند آنچه را كه نمي خورد، و مي سازد بنايي كه خود در آن مسكن نمي كند، پس به سوي پروردگار خود مي رود نه مالي برداشته و نه خانه اي به همراه برده است.
و نشانه دگرگوني دنيا آنكه، كسي كه ديروز مردم به او ترحم مي كردند امروز حسرت او مي خوردند و آن كس را كه حسرت او مي خوردند امروز به او ترحم مي كنند، و اين نيست مگر براي نعمتهايي كه به سرعت دگرگون مي شود، و بلاهايي كه ناگهان نازل مي گردد،
و نشانه عبرت انگيز بودن دنيا، آنكه، آدمي پس از تلاش و انتظار تا مي رود به آرزوهايش برسد، ناگهان مرگ او فرا رسيده، اميدش را قطع مي كند، نه به آرزو رسيده، و نه آنچه را آرزو داشته باقي مي ماند.
سبحان الله! شادي دنيا چقدر فريبنده و سيراب شدن از آن، چه تشنگي زاست؟
و سايه آنچه سوزان است؟
نه زمان آمده را مي شود رد كرد و نه گذشته را مي توان باز گرداند، پس منزه و پاك است خداوند، چقدر زنده به مرده نزديك است براي پيوستن به آن؟
و چه دور است مرده از زنده كه از آنان جدا گشتند؟
ارزيابي دنيا و آخرت هيچ چيز بدتر از شر و بدي نيست جز كيفر و عذاب آن، و هيچ چيز نيكوتر از خير و نيكي وجود ندارد جز پاداش آن، همه چيز دنيا شنيدن آن بزرگتر از ديدن است، و هر چيز از آخرت ديدن آن بزرگتر از شنيدن است،
پس كفايت مي كند شما را شنيدن از ديدن، و خبر دادن از پنهانيهاي آخرت.
آگاه باشيد، هرگاه از دنياي شما كاهش يابد و به آخرت افزوده گردد بهتر از آن است كه از پاداش آخرت شما كاسته و بر دنياي شما افزايش يابد، چه بسا كاهش يافته هايي كه سودآور است، و افزايش داشته هايي كه زيان آور بود، همانا به آنچه فرمان داده شديد گسترده تر از چيزي است كه شما را از آن باز داشتند، و آنچه بر شما حلال است، بيش از چيزي است كه بر شما حرام كرده اند،
پس آنچه را اندك است براي آنچه بسيار است ترك كنيد، و آنچه را بر شما تنگ گرفته اند به خاطر آنچه كه شما را در گشايش قرار دادند انجام ندهيد.
خداوند روزي شما را ضمانت كرده و شما را به كار و تلاش امر فرمود، پس نبايد روزي تضمين شده را بر آنچه كه واجب شده مقدم داريد، با اينكه به خدا سوگند آنچنان ناداني و شك و يقين به هم آميخته است كه گويا روزي تضمين شده بر
شما واجب است، و آنچه را كه واجب كرده اند، برداشتند.
پس در اعمال نيكو شتاب كنيد، و از فرا رسيدن
☀☀☀
#خطبه۱۱۵
🔹در طلب باران _دعا براي طلب باران
خداوندا! كوههاي ما از بي آبي شكاف خورده، و زمين ما غبارآلود، و دامهاي ما در آغلهاي خود سرگردانند، و چون زن بچه مرده فرياد مي كشند، و از رفت و آمد بي حاصل به سوي چراگاهها و آبشخورها، خسته شده اند،
بار خدايا! بر ناله گوسفندان و فرياد و آه شتران ماده رحمت آور، خدايا به سرگرداني آنها در راهها و ناله هاشان در خوابگاهها رحمت آور.
بار خدايا! هنگامي به سوي تو بيرون آمديم كه خشكسالي پياپي هجوم آورده، و ابرهاي پرباران از ما پشت كرده و خشك و نامهربان بدون بارش قطره اي باران گذشتند
خدايا! تو اميد هر بيچاره و حل كننده مشكلات هر طلب كننده مي باشي، خدايا تو را مي خوانيم، در اين هنگام كه همه نااميد شدند، و ابر رحمت بر ما نمي بارد، و حيوانات ما نابود گرديدند، ما را به كردار ما عذاب نكني، و به گناهان ما كيفر ندهي. خدايا! رحمت خود را با ابر پرباران، و بهار پرآب، و گياهان خوش منظر شاداب بر ما نازل فرما، باراني درشت قطره بر ما فرو فرست كه مردگان را زنده و آنچه از دست ما رفته به ما باز گرداند.
خدايا! ما را با باراني سيراب كن كه زنده كننده، سيراب سازنده، فرا گيرد و به همه جا رونده، پاكيزه و بابركت،
گوارا و پرنعمت، گياه آن بسيار، شاخه هاي آن به بار نشسته، برگهايش تازه و آبدار، تا با چنان باراني بنده ناتوان را توان بخشي، و شهرهاي مرده ات را زنده سازي.
خدايا! باراني ده كه بسيار ببارد تا زمينهاي بلند ما پرگياه شود، و در زمينهاي پست روان گردد، و نعمتهاي فراوان در اطراف ما گسترش يابد، تا با آن ميوه هاي ما بسيار، گله هاي ما زنده و فراوان، و سرزمينهاي دورتر از ما نيز بهره مند گردند، و روستاهاي ما از آن نيرومند شوند، اينها همه از بركات گسترده و بخششهاي فراوان تو باشد كه بر سرزمينهاي فقرزده و حيوانات وحشي ما نازل مي گردد.
خداوندا! باراني ده! دانه درشت كه پياپي براي سيراب شدن گياهان ما ببارد، چنانكه قطرات آن يكديگر را برانند، و دانه هاي آن به شدت بر هم كوبيده شوند، نه رعد و برقي بي باران، و ابري بي ثمر، و كوچك و پراكنده، و نه دانه هاي ريز باران همراه با بادهاي سرد.
خدايا باراني پرآب فرو فرست كه قحطي زدگان به نعمتهاي فراوان رسند، و آثار خشكسالي از ميان برود كه همانا، تويي خداوندي كه پس از نااميد شدن مردم باران را فرو مي فرستي، و رحمت خود را همه جا گسترش مي دهي و تويي سرپرست نظام آفرينش كه به ستودن سزاواري.
🌴🌴🌴
☀☀☀
#خطبه۱۱۶
🔹در اندرز به ياران
ويژگيهاي پيامبر اسلام (ع)
خداوند پيامبر (ص) را فرستاد تا دعوت كننده به حق، و گواه اعمال خلق باشد، پيامبر (ص) بدون سستي و. كوتاهي، رسالت پروردگارش را رسانيد، و در راه خدا با دشمنانش بدون عذرتراشي جنگيد، پيامبر (ص) پيشواي پرهيزكاران، و روشني بخش چشم هدايت شدگان است. (و از همين خطبه است)
🔹اندرز ياران مردم اگر شما همانند من از آنچه بر شما پنهان است باخبر بوديد، از خانه ها كوچ مي كرديد، در بيابانها سرگردان مي شديد، و بر كردارتان اشك مي ريختيد، و چونان زنان مصيبت ديده بر سر و سينه مي زديد، سرمايه خود را بدون نگهبان و جانشين رها مي كرديد، و هر كدام از شما تنها بكار خود مي پرداختيد، و به ديگري توجهي نداشتيد. افسوس، آنچه را به شما تذكر دادند فراموش كرديد، و از آنچه شما را ترساندند، ايمن گشتيد، گويا عقل از سرتان پريده، و كارهاي شما آشفته شده است. تعريف ياراني كه به شهادت رسيدند به خدا سوگند! دوست داشتم كه خدا ميان من و شما جدايي اندازد، و مرا به كسي كه نسبت به من سزاوارترست ملحق فرمايد به خدا سوگند! آنان مردمي بودند، نيك انديش، ترجيح دهنده بردباري، گويندگان حق، و ترك كنندگان ستم، پيش از ما به راه راست قدم گذاشته، و شتابان رفتند، در به دست آوردن زندگي جاويدان آخرت، و كرامت گوارا، پيروز گرديدند.
خبر از خونريزي و شكمبارگي حجاج بن يوسف ثقفي.
آگاه باشيد! به خدا سوگند پسركي از طايفه ثقيف (حجاج بن يوسف) بر شما مسلط مي گردد كه هوسباز و گردنكش و ستمگر است، سبزه زارهاي شما را (اموال و داراييه
ا) مي چرد و چربي شما را آب مي كند، ابووذحه: بس كن. (وذحه، نوعي سوسك است، چون ماجرايي با حجاج دارد، او را (ابووذحه) خطاب فرمود، كه اينجا جاي آوردن آن نيست (مي گويند وذحه، سوسك مخصوصي است حجاج را گزيد كه بدنش ورم كرد و مرد)
🌴🌴🌴
☀☀☀
#خطبه۱۱۷
🔹موعظه ياران
سرزنش انسانهاي خودپرست.
نه اموال خود را در راه خدايي كه آن مالها را روزي شما كرد مي بخشيد، نه جانها را در راه خداي جان آفرين به خطر مي افكنيد، دوست داريد مردم براي خدا شما را گرامي دارند اما خودتان مردم را در راه خدا گرامي نمي شماريد،
از فرود آمدن در خانه هاي گذشتگان عبرت گيريد، و از جدايي با نزديكترين برادران و دوستان پند پذيريد.
🌴🌴🌴
☀☀☀
#خطبه۱۱۸
🔹ستودن ياران خود
ستودن ياران نيكوكار.
شما ياران حق و برادران ديني من باشيد، در روز جنگ چون سپر محافظ دوركننده ضربتها، و در خلوتها محرم اسرار منيد، با كمك شما پشت كنندگان به حق را مي كوبم و به راه مي آورم، و فرمانبرداري استقبال كنندگان را اميدوارم، پس مرا، با خيرخواهي خالصانه، و سالم از هر گونه شك و ترديد، ياري كنيد، به خدا سوگند!
من به مردم از خودشان سزاوارترم.
(پس از جنگ صفين و نهروان، مردم را براي سركوبي معاويه فرا خواند، سكوت كردند، فرمود شما را چه شده، آيا لال هستيد؟
گروهي گفتند اي اميرالمومنين، اگر تو حركت كني با تو حركت مي كنيم).
🌴🌴🌴
☀☀☀
#خطبه۱۱۹-
🔹تحريض مردم به جهاد
_علل نكوهش كوفيان.
شما را چه مي شود؟
هرگز ره رستگاري نپوييد! و به راه عدل هدايت نگرديد!
آيا در چنين شرائطي سزاوارست كه من از شهر خارج شوم؟
هم اكنون بايد مردي از شما كه من از شجاعت و دلاوري او راضي و به اطمينان داشته باشم، به سوي دشمن كوچ كند.
مسووليتهاي رهبري و براي من سزاوار نيست كه لشگر و شهر و بيت المال و جمع آوري خراج و قضاوت بين مسلمانان، و گرفتن حقوق درخواست كنندگان را رها سازم، آنگاه با دسته اي بيرون روم، و به دنبال دسته اي به راه افتم، و چونان تير نتراشيده در جعبه اي خالي به اين سو و آن سو سرگردان شوم.
من چونان سنگ آسياب، بايد بر محور خود استوار بمانم، و همه امور كشور، پيرامون من و به وسيله من به گردش درآيد، اگر من از محور خود دور شوم مدار آن بلرزد و سنگ زيرين آن فرو ريزد، به حق خدا سوگند كه اين پيشنهاد بدي است به خدا سوگند!
اگر اميدواري به شهادت در راه خدا را نداشتم، پاي در ركاب كرده از ميان شما مي رفتم، و شما را نمي طلبيدم چندان كه باد شمال و جنوب مي وزد زيرا شما بسيار طعنه زن، عيبجو، رويگردان از حق، و پرمكر و حيله ايد.
مادام كه افكار شما پراكنده است فراواني تعداد شما سودي ندارد، من شم
ا را به راه روشني بردم كه جز هلاك خواهان، هلاك نگردند، آن كس كه استقامت كرد به سوي بهشت شتافت و آن كس كه لغزيد در آتش سرنگون شد.
🌴🌴🌴
☀☀☀
#خطبه۱۲۰-
🔹بيان فضيلتهاي خود
يادآوري ويژگيهاي اهل بيت (ع) و اندرز ياران
به خدا سوگند!
تبليغ رسالتها، وفاي به پيمانها، و تفسير اوامر و هشدارهاي الهي به من آموزش داده شد، درهاي دانش و روشنايي امور انسانها نزد ما اهل بيت پيامبر (ص) است، آگاه باشيد كه قوانين دين يكي و راههاي آن آسان و راست است، كسي كه از آن برود به قافله و سرمنزل رسد، و غنيمت برد، و هر كس كه از آن راه نرود گمراه شده پشيمان گردد،
مردم!
براي آن روز كه زاد و توشه ذخيره مي كنند، و اسرار آدميان فاش مي گردد، عمل كنيد، كسي كه از خرد خويش بهره مند نگردد براي پند گرفتن از عقل و فكر ديگران عاجزتر است، كه آن غائب براي كمك كردن از عقل حاضر او ناتوان تر است، از آتشي بپرهيزيد كه حرارتش شديد، و عمق آن ناپيدا، و زيور آن غل و زنجير، آشاميدني آن زردآب و چرك جوشان است، آگاه باشيد!
نام نيكي كه خدا براي كسي ميان مردم قرار دهد، بهتر از مالي است كه براي ديگران باقي مي گذارد كه او را ستايش نمي كنند
🌴🌴🌴
☀☀☀
#خطبه۱۲۲
🔹خطاب به خوارج
(پس از پافشاري خوارج در شورشگري، امام (ع) به قرارگاهشان رفت و فرمود:)
آيا همه شما در جنگ صفين بوديد؟ گفتند: بعضي بوديم و برخي حضور نداشتيم فرمود: به دو گروه تقسيم شويد، تا متناسب با هر كدام سخن گويم. دو دسته شدند، امام ندا درداد كه: ساكت باشيد، به حرفهايم گوش فرا دهيد و با جان و دل به سوي من توجه كنيد، و هر كس را براي گواهي سوگند دادم با علم گواهي دهد آنگاه سخنان طولاني مطرح فرمود كه: (برخي از آن خطبه اين است)
سياست استعماري قرآن بر سر نيزه كردن آنگاه كه شاميان در گرماگرم جنگ، و در لحظه هاي پيروزي ما، با حيله و نيرنگ، و مكر و فريبكاري قرآنها را بر سر نيزه بلند كردند شماها نگفتيد كه: (شاميان، برادران ما و هم آيين ما هستند؟
از ما مي خواهند از خطاي آنان بگذاريم. و راضي به حاكميت كتاب خدا شده اند، نظر ما اين است كه حرفشان را قبول كنيم و از آنان دست برداريم؟)، اما من به شما گفتم كه: اين توطئه ظاهرش ايمان و باطن آن دشمني و كينه توزي است، آغاز آن رحمت و پايان آن پشيماني است، پس در همين حال به مبارزه ادامه دهيد، و از راهي كه در پيش گرفته ايد منحرف نشويد، و در جنگ دندان بر دندان فشاريد، و به هيچ ندايي گوش ندهيد، زيرا اگر پاسخ داده شوند گمراه كننده اند، و اگر رها گردند خوار و ذليل شوند، كه همواره چنين بود، اما دريغ! شماها را ديدم كه به خواسته هاي شاميان گردن نهاديد، و حكميت را پذيرفتيد،
سوگند بخدا! اگر از آن سر باز مي زدم مسوول پيامدهاي آن نبودم، و خد گناه آن را در پرونده من نمي افزود بخدا سوگند! اگر هم حكميت را مي پذيرفتم به اين كار سزاوار پيروي بودم زيرا قرآن با من است، از آن هنگام كه يار قرآن گشتم از آن جدا نشدم. وصف ياران جهادگر پيامبر (ص) ما با پيامبر (ص) بوديم، و همانا جنگ و كشتار گرداگرد پدران، فرزندان، برادران و خويشاوندان ما دور مي زد، اما از وارد شدن هر مصيبت و شدتي جز بر ايمان خود نمي افزوديم، و بيشتر در پيمودن راه حق، و تسليم بودن برابر اوامر الهي، و شكيبايي بر درد جراحتهاي سوزان، مصمم مي شديم.
هدف مبارزه با شاميان. اما امروز با پيدايش زنگارها در دين، كژيها و نفوذ شبهه ها در افكار، تفسير و تاويل دروغين در دين، با برادران مسلمان خود به جنگ خونين كشانده شديم، پس هرگاه احساس كنيم چيزي باعث وحدت ماست و به وسيله آن با يكديگر نزديك مي شويم، و شكافها را پر و باقيمانده پيوندها را محكم مي كنيم، به آن
تمايل نشان مي دهيم، آن را گرفته و ديگر راه را ترك مي گوييم.
🌴🌴🌴
☀️☀️☀️
🗞 #خطبه ۲۴۱
💠از سخنان امام ( ع ) ڪه در آن اصحابش را به جهاد تشويق فرموده است خداوند از شما اداي شڪر و سپاس خويش را مي طلبد و فرمان خويش را به دست شما مي سپارد و در اين سراي آزمايش و تمرين به شما فرصت مي دهد
تا ڪوشش ڪنيد و برنده جايزه او [ بهشت برين ] شويد بنابراين ڪمربندها را محڪم ببنديد و آماده شويد
و دامنها را به ڪمر زنيد [ تا دست و پايتان را نگيرد و مانع تلاش شما نشود ] به مقامهاي بلندرسيدن با هوسراني و لذت سازگار نيست
بسا خوابهاي [ شب ] است ڪه تصميمهاي روز را از بين برده و تاريڪيها است ڪه ياد همتهاي بلند را از خاطر محو ڪرده است .
🌴🌴🌴
🎇🎇🎇🎇🌿🌹🌿🎇🎇🎇🎇
💠درود خدا بر او فرمود: در فتنه ها، چونان شتر دوساله باش، نه پشتی دارد كه سواری دهد، و نه پستانی تا او را بدوشند.
📒 #نهج_البلاغه #حکمت1
🎇🌹🕊
🎇🌿🌹
🎇🎇🎇🎇
فراز ١
✍ خطبه ١ نهج البلاغه دشتي
🎇🎇🎇🎇🎇#خطبه١🎇🎇🎇🎇🎇
آغاز آفرینش آسمان و زمین و آفرینش انسان
✔️ عجز انسان از شناخت ذات خدا
🔷 سپاس خداوندی که سخنوران از ستودن او عاجزند،
و حسابگران از شمارش نعمتهای او ناتوان،
و تلاشگران از ادای حق او درمانده اند،
خدایی که افکار ژرف اندیش، ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید.
پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد، و تعریف کاملی نمی توان یافت
و برای خدا وقتی معین، و سرآمدی مشخص نمی توان تعیین کرد.
مخلوقات را با قدرت خود آفرید، و با رحمت خود بادها را به حرکت درآورد و به وسیله کوه ها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد....
⛅️اللهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج⛅️
💠 با هم نهج البلاغه بخوانيم💠
🎇
🎇🌹🕊
🎇🌿🌹
🎇🎇🎇🎇🎇