eitaa logo
زیوا | Ziva
1.5هزار دنبال‌کننده
181 عکس
136 ویدیو
0 فایل
«زیوا: تلاقیِ نغمه‌ها، تصاویر و دلنوشته‌هایِ بی‌پناه.»⛵
مشاهده در ایتا
دانلود
ما که در سایه خورشید معذب بودیم چشممان کور سزاوار همین شب بودیم.
"‌لَا اليَأسُ ثَوبِي وَلَا الأحزانُ تَكسِرُنِي جُرحي عَنِيدٌ بِلَسعِ النَّارِ يَلتَئِمُ..." نومیدی، ردایی نیست که بر قامتِ من ساز آید؛ و اندوه را توانی نیست که مرا در هم شکند مرا زخمی‌ست سرکش که با سوزِ آتش التیام یابد...
دیدمت و گویی تمام ذوق کودکانه ام برگشت :)
- یک مصرع است حاصل عمری که داشتم: یار آمد و گرفت و به بندم کشید و برد... - محمد سهرابی
سیاه به‌ چشای تو‌ قشنگ‌ بود‌؛ نه‌‌ روزگار‌ من.
‌‌
عادت کرده‌ایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان می‌رود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد. گاهی با یک غزل حافظ می‌توان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکه‌ای از بیهقی، صفحه‌ای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جمله‌ای از شکسپیر، خطی از نیما... ولی غافلیم! شبانه‌روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال می‌تپانیم توی کله‌مان؟! بعد هم با همان کله‌ی بادکرده به رختخواب می‌رویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست‌ کنده و با لبخند می‌گوید: بفرما! _ عباس معروفی
اگر مرا نابالغ یافتی؛ قطعا تو نزدیک ترین فرد به من هستی! غریبه ها فقط از بلوغ من آگاه‌اند.