"لَا اليَأسُ ثَوبِي وَلَا الأحزانُ تَكسِرُنِي
جُرحي عَنِيدٌ بِلَسعِ النَّارِ يَلتَئِمُ..."
نومیدی، ردایی نیست که بر قامتِ من ساز آید؛
و اندوه را توانی نیست که مرا در هم شکند
مرا زخمیست سرکش که با سوزِ آتش التیام یابد...
- یک مصرع است حاصل عمری که داشتم:
یار آمد و گرفت و به بندم کشید و برد...
- محمد سهرابی
عادت کردهایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان میرود که ذهنمان هم به دوش نیاز دارد. گاهی با یک غزل حافظ میتوان دوش ذهنی گرفت و خوابید. یک شعر از فروغ، تکهای از بیهقی، صفحهای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین، جملهای از شکسپیر، خطی از نیما... ولی غافلیم! شبانهروز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال میتپانیم توی کلهمان؟! بعد هم با همان کلهی بادکرده به رختخواب میرویم و توقع داریم در خواب پدربزرگمان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده و با لبخند میگوید: بفرما!
_ عباس معروفی
اگر مرا نابالغ یافتی؛
قطعا تو نزدیک ترین فرد به من هستی!
غریبه ها فقط از بلوغ من آگاهاند.
داریوش | زیوا08 Tasvir Roya.mp3
زمان:
حجم:
9.3M
🎧 شب از جایی شروع میشه که تو چشماتو میبندی...
@Zivaaaaa