کاش انقدر آب داشتم که جهنم را خاموش و آنقدر آتش داشتم که بهشت را میسوزاندم تا مردم خدا را به خاطر خودش بپرستند.
در فروپاشیهایم. اشکی نریختم و حالا برای گیر کردن لباسم به دستگیره در زار میزنم، طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست. این حاصل نادیده گرفتن رنجی است که باید در آغوش میگرفتمش.
Pain
خدا رحم نمیکند،به کسی که به مردم رحم نمیکند.
بنویسید که باعطر وضو اوردن
نعش دلدار مرا لای پتو اوردند.