eitaa logo
عجایب/
13.2هزار دنبال‌کننده
5.4هزار عکس
5.6هزار ویدیو
0 فایل
ִֶָ در اندک من تویی فراوان یا رب.!🤍🕊️ تبلیغات. @Baran_HQ ִֶָ شروعِ ما : 1402/12/11 ִֶָ ִֶָ دانا شو☝️
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از داستان های جذاب
⚖ سوال آزمون وکالت : دو صفر دو سه کدام است؟ الف) 2023 ب) 0023 ج) 0033 د) 2033 مشاهده پاسخ ✔️
حلزون‌ها 14000 دندان دارند که بیشترین تعداد دندان در میان تمام حیوانات می‌باشد که هر چند سال یکبار همه هزاران دندانشان می‌ریزد و سپس بار دیگر در می‌آید! فشار لازم برای شکستن یکی از این دندان‌ها با فشار مورد نیاز تبدیل شدن کربن به الماس در جبه‌ی زمین برابری می‌کند! ▹ ·————— ·𔘓· —————· ◃ °•°🌎 https://eitaa.com/joinchat/2571174621Cc4db5079fd
هدایت شده از داستان های جذاب
تب موقت..
هدایت شده از داستان های جذاب
❌مواظب دخترهاتون باشید و به کسی اعتماد نکنید❌ من خواستم تجربه ای تلخی رو که داشتم بگم دختری دارم الان یازده سالشه چندسال پیش که 7یا 8سالش بود تابستون بود هوای خوزستان گرم گرم سوپری داشتیم تو محله نزدیک خونمون بود در هوای گرم کوچه خلوت بود همه زیر کولر بودن ی روزدخترم برا خرید بستنی به سوپری رفت ما با خانواده سوپری خیلی راحت بودیم خصوصا با حاجی که خیلی مرد خوبی بود بهش اعتماد داشتم حاجی مردی میانسال بود دخترم تا آمد احساس کردم لنگ. می‌زند و گریه کرده😭😭🤯 دخترم از دنیا بی خبر گفت ماما پیر مرده بهم گفت بعدا بیا با هم بازی کنیم بهش گفتم چه بازی گفت ماما من که وارد مغازه شدم منو نشوند.....😱😕 🚫ادامه داستان👇🏻😰🤯 https://eitaa.com/joinchat/2017461287Ca296a7e08c https://eitaa.com/joinchat/2017461287Ca296a7e08c ⭕️جزئیات این سنجاق شده😳☝️🏼☝️🏼
📛وقتی شروع کردم به نوشتن تکنیکِ رایگان ۱۰ میلیون در ۱۰ روز ، خط پنجم بودم که ۱۰ میلیون به حساب همسرم واریز شد😍 🔴کاسه‌ی برکت روبرحسب👈 اعداد تسلا نوشتم ،وروز بعدهمسرم ۲۰۷خرید وسندش روبه اسم من زد🥰 😱باورم‌ نمیشه مبالغ۱۰۰میلیون و۱۲۰ میلیون تومن رو در تسلای اول و دوم به دست بیارم😍 https://eitaa.com/joinchat/969146553Cd116c6ad6b 👆دراین کانال ،خیلی سریع درمسیرمعجزه قرارخواهی گرفت وهمه چیز شدنی خواهدبود کافیه امتحان کنی👆ازدستش نده😍
برای تجزیه شدن پلاستیک 700 سال زمان لازم است! در واقع اولین پلاستیک دفن شده هنوز تجزیه نشده! با طبیعت مهربانتر باشیم ▹ ·————— ·𔘓· —————· ◃ °•°🌎 https://eitaa.com/joinchat/2571174621Cc4db5079fd
‌ چرا اکوگلد معتبرترین پلتفرم خرید طلاست؟👇 چون‌ به ازای هر ۱۰۰کیلو طلای کاربر، ۱۰۵کیلوگرم پشتوانه‌ طلا در بانک داره ۱۰ سوت طلا هدیه ثبت نام با این کد
ecogoldfirst
(بزنید روش کپی میشه) 👇 https://ecogold.ir/dashboard?utm_source=Gostarde3&utm_id=1 🔥 تا ۲۰۰ میلیون اعتبار فوری میده😍☝️
هدایت شده از داستان های جذاب
‌ طلای رایگان میددددن🥲☝️ ‌
دانشمندان: دلفین‌ها به دلیل آلودگی صوتی در دریاها مجبور به فریاد زدن می‌شوند نتیجه یک پژوهش جدید نشان می‌دهد که دلفین‌ها به دلیل آلودگی صوتی در اقیانوس‌ها مجبور به «فریاد زدن» می‌شوند. به گفته دانشمندان بریتانیایی دلفین‌ها در محیط پر سر و صدا برای ارتباط‌ گیری و هماهنگی با یکدیگر با مشکل روبرو هستند. این امر تبعات گسترده‌ای برای زندگی در اقیانوس‌ها و دریاها در پی دارد ▹ ·————— ·𔘓· —————· ◃ °•°🌎 https://eitaa.com/joinchat/2571174621Cc4db5079fd
هدایت شده از حکایت های بهلول
شوهرم با اینکه خودش سرگرد بود اما مادرش مثل دخترها ی ۱۸ ساله می گشت و با کلاس و امروزی بود اما من بابام مذهبی و پیشنماز مسجد بود هیچ کس خبر نداشت منی که مدام تو مسجد و روضه ها بودم قبلا با پسری که مدام تو پارتی های شبانه بود دوست بودم و حتی پنهانی باهاش می رفتم پارتی و مهمونی اونم با چه وضعی کنارش میشدم یه دختر قرتی اما حالا شده بودم زن سرگرد و کسی از گذشته ام خبر نداشت اما اونقدر بد شانس بودم که شب عقد دوست پسر سابق ام کنار شوهرم دیدم که باهاش دست داد و گفت مبارک دایی ...😱 https://eitaa.com/joinchat/183174308Cde94edfd23
هدایت شده از حکایت های بهلول
اون شب ما رو به زور فرستادن به اتاق مخصوص عروس و داماد و تنها شدیم ... نفس بلندی کشیدم و در رو پشت سرمون بستم. من پسر یه خانواده‌ی ثروتمند و سرشناس تهرانی بودم که مجبور شده بودم دختر کم سن و سال و آفتاب مهتاب ندیده‌‌ای رو عقد کنم. برده بودمش تو یه عمارت مجلل اما بهش دست نزده بودم تا اینکه خانواده م یه عروسی مفصل گرفتن و ما رو به زور فرستادن به سوئیت بزرگ و مجهز یه هتل. اونجا تشک دو نفره‌ای بود که با ریسه و تور تزئین شده بود. با صدایی محکم و جدی به دخترک که ترسیده بود گفتم بیا تو! برو لباست رو عوض کن! وقتی لباسش رو عوض کرد دلم لرزید دو گیس بافته‌اش از دو طرف گردنش افتاده بود تا نزدیکی کمرش، حجب و حیای خاصی توی رفتارش بود جوری که خجالت می‌کشید نگاش کنم. نشست ولی بعض کرده بود. حوصله‌ی ناز کشیدن نداشتم توری یک سمت رو بالا زدم و گفتم بگیر راحت بخواب! من میرم روی کاناپه می‌خوابم. غرق خواب بودم که نصفه شب با صدای جیغش از خواب پریدم و رفتم طرفش. تکونش دادم از جا پرید ناخودآگاه دستهام دورش حلقه شد زد زیر گریه! همینطور که داشت گریه می‌کرد زیر گوشش گفتم: _آروم باش! هیشش، چیزی نیست جانم! خواب دیدی بدنش خیس عرق بود و داشت می‌لرزید دستم آروم روی پشتش حرکت کرد و ... ادامه‌ی این عاشقانه واقعی با پایان خوش اینجاست👇 https://eitaa.com/joinchat/953483999Ce1300adfdd