میدانم آخر بعد از من ، تنها چیزی که از من باقی میماند کلمه ای ست به نام دلتنگی برای تو.
جدیداً دخترا فقط تلاش میکنن نشون بدن زنانگیای وجود نداره و ما باید مثل مردها رفتار کنیم ، باید لات محل بشیم و هر کی سعی کنه بیشتر بددهن باشه برندهست ، از دنیایی که آدمها از خودشون فرار میکنند بدم میاد . من عاشق دختر بودن و خانومانه رفتار کردنم ؛ اما وقتی سعی میکنم مثل یک خانم متشخص رفتار کنم آدمها انگشت اتهامشون رو به سمتم میگیرن :(
حتیٰ اگر از این خانه بروی
از من نمیروی .
ما به هم باز خواهیم گشت
در تقاطع خیابان «ولیعصر»
روی صندلیِ سرمهای انتهای کلاس
پشت میزِ کافه «لمیز»
وقتِ خریدِ ژاکت
برای سرد ترین زمستان
در مغازهای آشنا
در شلوغیِ «قهوه فرانسه»ی انقلاب
میانِ آدمهایی که با بلیطِ سینما
دنبالِ جایگاهشان میگردند
ما به هرکجا رو بچرخانیم ،
یکدیگر را درست همانجا میبینیم
منتظر، شاید پشیمان
اماٰ به حتم دلتنگ ، دلتنگ ..
ما روزی به هم بازخواهیم گشت .