[مدرسه]
هفته پیش که جنگنده های آمریکایی وارد حریم هوایی شهرمان شدند محلی را هدف قرار دادند که کنارش مجتمع آموزشی و بیمارستان و مسجد بود.
در گزارشها نوشته شده بود به علت تهدید دشمن، محل مورد هدف قبل حمله تخلیه شده.
این تصاویر مدرسه راهنمایی ای است که ۶ سال پیش در آن درس میخواندم.
دلم میگیرد. آن لحظه که صدای بمب ها را میشنیدم فقط به فکر مردم بودم و اصلا گمان نمیکردم مدرسه آسیبی ببیند.
تصاویر را میدیدم و خاطراتم از فضای مدرسه زنده میشد. کمد قهوهای رنگ کنار دفتر مدیر، که تویش پر از جوایزی بود که اگر دختر خوبی بودی و فعال بودی میتوانستی آخر سال چیزکی از درونش برداری. درهای کرمی رنگ که قیژ قیژ صدا میداد، و البته اغلب اوقات باز بود و میتوانستی با یک سرک کشیدن ساده تا آخر اتاق معاونین را ببینی. دیوارهای تا نیمه سنگی، سقف های کاذب، پنجرهی شیشه ای کلاسها و....
راستش آن روزها که من اینجا درس میخواندم نهایت حرفی که از جنگ با اسرائیل میزدیم همان تکرار کردن جمله آقا در سال ۹۴ بود:
رژیم صهیونسیتی ۲۵ سال آینده را نخواهد دید...
من نمیفهمیدم جنگیدن با آمریکا و اسرائیل یعنی چه. درکی از زدن مدرسه و شهید کردن ۱۶۵ دانش آموز را نداشتم. درکی از حمله به مناطق مسکونی آن هم وقتی شب است و ساکنانش خوابند نداشتم. درکی از حمله به مراکز درمانی نداشتم. اصلا درکی از حمله به ایران نداشتم و سایه جنگ را دور میدیدم.
این خرابی ها را میشود درست کرد و جبران خسارت کرد.
اما گرفتن جان عزیزانمان را چه؟ چگونه قرار است جبران شود؟...
[اگر یک ملتی در تاریخ لیاقت تاریخی شکست آمریکا را داشته باشند آن ملت ایران است. هیچ ملتی این لیاقت را ندارد]
_حاجقاسم
امشب در خیابان چند باری برای مردم آیتالکرسی خواندم. باید اسپند برایشان دود کرد و دور سرشان چرخاند.
واقعا مردمی که من میبینم حقشان جز پیروزی نیست. خدا به دل هایشان حتما نگاه میکند. خدا بغضها و اشکهایشان را موقع خواندن دعای فرج حتما میبیند. خدا امیدهایشان را هرگز ناامید نمیکند.
مردم خدا مراقب ماست :)
•|خیالترادرآغوشـ...
[اگر یک ملتی در تاریخ لیاقت تاریخی شکست آمریکا را داشته باشند آن ملت ایران است. هیچ ملتی این لیاقت
[آدم های خسته نشو]
این روزها از خیلیها باید تشکر کنیم.
از خانواده هایی که همین چند روزه شهید دادن و خم به ابرو نیاوردن و پا به پای مردم شبها تو خیابونن.
از مغازهدارهایی که با افتخار عکس آقا رو پشت شیشه مغازهشون چسبوندن
از مردی که مردونگی کرد و پول پیش خونه اش رو خرج موکب کرد تا شبها غذای گرم بده به مردم
از مردمی که تا نزدیکای اذان صبح دور میدون های شهر رو خالی نمیکنن
از پیر زن و پیر مردی که عاشقانه دست هم را گرفته بودند و پرچم هاشون رو در هوا تکان تکان میدادند
از نیروهای امدادیی که با زبان روزه بی وقفه دنبال افراد محبوس در زیر آوار میگشتند و آوار برداری میکردند
از مامانایی که با وجود اینکه دلشون داره از غصه میترکه و حوصله زندگی کردن ندارن، اما چراغ آشپزخونه رو روشن نگه داشتن و حواسشون به بچهها هست
از معلمهایی که سعی میکنن انرژی و حال خوب رو با وجود مجازی بودن کلاس ها تو این روزهای پر از بغض به دانش آموزاشون برسونن
از خانومی که پای راه رفتن نداشت و با واکر اومده بود و همراه همسرش صندلی گذاشته بود گوشهی پیاده رو و نشسته به مردم قوت قلب میداد
از باباهایی که با وجود سختی معیشت موقع افطار سعی میکنن دست پر بیان خونه
از پلیسی که چندین شبه خونه نرفته و نتونسته خانواده اش رو ببینه و خانواده اش صبوری میکنن
از مردمی که سرما براشون بهونه به خیابون نیومدن نیست و حتی چهارشنبه سوری هم گفتن تو خیابونن
از...
ما از وقتی فهمیدیم علاج در وطن است همه جوره پای ایرانمون ایستادیم و خواهیم ایستاد :)
آقا سید
از روزی که رهبر پیشوند اسمش شده است شهید، فکرم پیش شماست. فکرم پیش حزبالله است که بعد شهادتتان غم دنیا روی سرشان آوار شده بود و میگفتند خدارا شکر که آقا را داریم. دلشان گرم بود به نفس حضور آقا. و حالا دوباره یتیم شدهاند....
نمیدانم شاید آنها از ما انقلابی ترند. چون شما خودتان را سرباز رهبر میدانستید و این اندیشه به یارانتان به ارث رسیده. وقتی حرف از بیعت با رهبر شد اولین کسی در ذهنم آمد، شما بودید. مطمئن بودم با دلی قرص با ایشان بیعت میکنید. شما تک بودید آقا سید. دنیا دیگر مثل شما را نخواهد دید.
یادم نمیرود آن جملات کوبندهتان را که از با صلابت همیشگی فریاد زدید:
[ به خدا قسم ای آقای ما و ای امام ما اگر همه ما کشته شویم، سپس سوزانده شویم و خاکسترمان را در هوا پخش کنند، و هزار بار این کار را با ما بکنند،
ما هرگز تو را ترک نخواهیم کرد ای فرزند حسین...]
پن: آقا سید تربت پاک مزارتان که به دستم رسید، لبخندی آمد روی لبم. مطمئن شدم صدای من را میشنوی و حالم را میبینی :)
36.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[اگر موقعیت گریه کردن و بغضی شدن ندارید کلیپ را باز نکنید]
یادتان هست سرود پسراتو ببین دو ماه پیش از برنامه مهدیه معلی پخش شد؟
همان موقع میان اشک و لبخند خداراشکر میکردم که سایهات بالای سرمان است و قربان صدقه ات میرفتم.
دهه نودی ها لباس رزم پوشیده بودند و میگفتند سرباز تواند. کف دست هایشان با ماژیک اسم هایشان را نوشته بودند و میخواندند پسراتوببین پشتشون به بودن تو گرمه آقا جون...
دیشب در تجمع خودرویی توی ماشین سرود را گذاشتم. فکرش را نمیکردم انقدر برای شنیدن این سرود اشک داشته باشیم و در لحظه صورت هایمان خیس اشک شود. فهمیدم چقدر بیشتر از آن چیزی که فکر میکردم دوستتان داشتیم آقاجون :)
[مردم یک خواهش؛
احساس خستگی به خودتون راه ندهید.
امشب اصلا میدان را خالی نکنید.]
_سردار رادان
یادم نمیآید هیچ سالی چهارشنبه سوری از ترس آدمهایی که کلهشان باد دارد پایم را از خانه بیرون گذاشته باشم. ولی امسال همه باید برویم و خیابانها را حفظ کنیم. امشب دشمن باید مأیوستر از همیشه باشد.
رییسجمهور منفور آمریکا پیش از جنگ گفته بود اگر سلیمانی زنده بود الان اسرائیل وجود نداشت.
آن موقع وقتی این جمله را خواندم تازه فهمیدم بودنت چقدر میتوانست معادلات را به هم بزند.
امروز در پنجاه۵۹نهمین موج حمله به مواضع دشمن، برای اولین بار، از موشک بالستیک راهبردیی با نام شما _حاجقاسم_ استفاده شد. این موشک سوخت جامد است و سرعت لحظه ورود به جو آن نزدیک ۱۳_۱۴ ماخ است. با سر جنگی شدیدالانفجار و بالک های هدایت شوندهای که دارد به صورت لحظه ای روی هدف هدایت میشود و میتواند همزمان چند هدف را با سر جنگی بارانی که دارد مورد اصابت قرار دهد. بعد از انهدام رادارهای هشدار زود هنگام دشمن برگ جدیدی از موشکهای ایرانی برای دشمن رو میشود و میتواند دقیق مواضع را مورد هدف قرار دهد.
شاید از این توضیحات فنی خیلی سر در نیاورم ولی این اولین ها را باید گفت. باید گفت که امثال حاجی زاده ها چرا انقدر دوندگی کردند تا دستمان در هوا فضای سپاه باز باشد.
حاج قاسم
ما هنوز انتقام ات را آن طور که باید نگرفتیم. چه برسد به انتقام رهبر شهیدمان و سید حسن. انتقامتان نابودی
تمامی استکبار جهانی است :)
«من مرگ را جز سعادت نمیبینم و زندگی با ستمگران را جز ملال و خواری نمیدانم.»
_حسینبنعلی
میان جمعیت ایستاده ام و صدای مهدی رسولی از بلندگو پخش میشود و مردم تکرار میکنند: بزن که خوب میزنی...
دو دلم که بروم سراغ موبایلم.
تلوبیون را باز میکنم و شبکه خبر را آنلاین رصد میکنم تا خبر موثق را ببینم، نه گمانه زنی برخی کانالدارهای ایتا که از صبح توی دلم را خالی کردهاند.
مهدی رسولی میخواند: اگر چه داغ فرزندانمان جانکاه و جانسوز است ولی تاریخ میگوید که خون بر تیغ پیروز است...
نفس عمیقی میکشم. به مردم اطرافم که پر شور شعار میدهند نگاه میکنم.
خبر عمیقترین نقطهی قلبم را میسوزاند.
آقای لاریجانی هم...
دیگر حال خودم را نمیفهمم. قاب عکس آقا را محکم در آغوشم فشار میدهم. مشت گره کردهام را بالا میبرم و همراه مردم شعار میدهم. بغض راه گلویم را میخواهد سد کند ولی نباید بکند. من صدایم را نیاز دارم. اشک از گوشهی چشمم راه خودش را پیدا میکند تا روی گونه ام سر میخورد پایین. جوری ذکر الله اکبر را میگویم که گلویم درد میگیرد و صدایم خشدار میشود.
چیزی درونم بهم ریخته که نمیدانم چیست.
فکر کنم دلم تنگ شده است. دلم تنگ شده برای همهی آنهایی که از دستشان دادیم و فرصت عزاداری برایشان نداشتیم.
آقای لاریجانی عزیز
از امروز شما هم پیشوند اسمتان شده است شهید.
دیدم نوشتهاند در خانه پدریمان، نجف بهدنیا آمدید. خدا کند که لحظه شهادت آغوش گرم مولا پناهتان بوده باشد.
سلامم را به شهدا برسانید و بگویید ما پر از زخمیم ولی هنوز ایستادهایم و انتقامتان را میگیریم :)
*
{اَللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ غَيْبَهَ وَلِيِّنَا
وَ كَثْرَهَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّهَ عَدَدِنَا وَ شِدَّهَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا}
خدايا از نبود پيامبران ما كه درودهاي تو بر او و خاندانش و از ناپيدايي مولايمان،
و بسياري دشمنانمان و كمي نفراتمان، و سختي فتنه ها به سويمان، و از جريان زمان بر زيانمان به درگاه تو شكوه مي آوريم...
_دعایافتتاح
سخت است وطن موکب ماتم شده باشد
عیدانه ما فرق کند غم شده باشد
سخت است که مجبور شوی صاف بگیری
قد و کمری را که ز غم خم شده باشد
سخت است سر شب رمضان باشد و
ناگاه چون صبح شود ماه محرم شده باشد
از داغ جگر سوزتر آن است که آن را
از اول شب هلهله مرهم شده باشد
ای وای از آن دل که خبر پشت خبر
باز با موج غم و درد دمادم شده باشد
سخت است یتیمی به خدا داغ بزرگ است
هر چند که فرزند تو محکم شده باشد
در خواب نمیدیدم از این دست پریشان
من باشم و سوگ تو فراهم شده باشد
ای کاش که بیدار شوم باز تو باشی
بی آنکه نخی مو ز سرت کم شده باشد
تو زنده ای و باز دل ما به تو قرص است
بگذار که دنیا همه دردم شده باشد...
پن: نام بانویی که این شعر را سروده هر چه گشتم پیدا نکردم. انشاالله که حلال کنن بدون نام شاعر منتشر کردم :)