eitaa logo
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
100 دنبال‌کننده
218 عکس
50 ویدیو
5 فایل
خوشا ایران خیالت را در آغوش‍...🇮🇷🌱 امروز قرارگاه حسین بن علی، ایران است... _حاج‌قاسم @garin1_20
مشاهده در ایتا
دانلود
به قول سید حسن: عمودی میاین افقی برمیگردین آقا سید بعد از ۱۳دی‌ماه۹۸ که بهترین رفیقت را از دست دادی، گفتی تنها پاسخ به ترور حاج قاسم خروج همه نظامیان آمریکایی از منطقه است. «...وقتی کار با این شفافیت و نه در سطح اظهارنظر آغاز شود، اگر دقیق باشد، اجساد نظامیان و افسران آمریکایی به کشورشان باز می‌گردد. یعنی اگر عمودی بیایند، افقی به آمریکا بازمی‌گردند...»_سیدحسن‌نصرالله امروز آقای سخنگوی قرارگاه خاتم الانبیا می‌گوید با توجه به اینکه همه پایگاه‌های آمریکا در منطقه از بین رفته است، ما به‌دنبال فرماندهان و سربازان فراری آمریکا هستیم که در مخفیگاه ها پناه گرفته‌اند. درست است که جای‌خالی‌تان دارد آزارمان می‌دهد، ولی ما قوی ایستاده‌ایم تا انتقام خون تک‌تک شهدای عزیزمان را بگیریم و منطقه را از وجود نحس آمریکایی‌ها پاک کنیم. http://eitaa.com/aagoosh
[به حضورت محتاجیم...] هر چه به میدان مفید نزدیک‌تر می‌شوم باران درشت‌تر می‌بارد. می‌رسم به مردمی که کنار سیستم صوت جمع شده‌اند. دعای فرج با صدای علی‌فانی گذاشته‌اند. شانه‌هایشان تکان تکان می‌خورد و زیر باران دعا را عاشقانه زمزمه می‌کنند. با خودم می‌گویم مگر نمی‌گویند دعا زیر باران مستجاب است؟ اینجا هم که سقفی بالای سرمان نیست و قطرات باران دست های رو به آسمانمان را خیس می‌کند. یعنی خدا ما را آدم‌های مضطری نمی‌بیند؟ یعنی هنوز آماده‌ی ظهور نشدیم؟ دلم می‌گیرد از غیبتت در این روزگار غریب.‌ یا صاحب الزمان دنیا با وجود این همه ظلم جای راحتی برای زندگی نیست. بیا که ما به حضورت محتاجیم... سه‌شنبه|۴فروردین http://eitaa.com/aagoosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هرچند که زخمی شده از تیغ جفاست یا لحـظـه به لحـظـه زیـر آمـاج بلاست این خـاک همـیـشه در امان می‌ماند تا «گنبد» مشهد الرضا بر سر ماست رســــم دلـــــ♡ـــــدادگی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پروردگارا؛ دشمنان خودت را به دست ما مجازات کن:) پ‌ن: تصویری چشم‌نواز از رقص آتشین موشک‌های ایرانی بر سر صهیونیست‌ها http://eitaa.com/aagoosh
* [چه "فتح" و چه "شهادت"، هر دو برای ما "پیروزی" است.] _شهیدآوینی http://eitaa.com/aagoosh
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[شبِ دلتنگی] به آسمانِ‌شب نگاه می‌کنم. اشک‌هایش زمین را خیسِ‌خیس کرده. دلم برای دیدن بارانِ‌کربلا خیلی تنگ شده. همیشه وقتی اسم کربلا نرفته‌ها می‌آمد، ذهنم می‌رفت سمت آقا. کلی برایش غصه می‌خوردم که چقدر این فراق برایش سخت است. حالا حتما امشب دست در دست بهترین یارانش در بین الحرمین قدم می‌زنند و خستگی یک عمر جهاد در راه خدا را در می‌کنند. می‌رسم به موکبی که حال‌وهوایش را خیلی دوست دارم. موکب مردمی فاطمه الزهرا از عراق‌. همان جا که دعوتت می‌کنند به نوشیدن چای عراقی؛ با همان کلمات جادویی و شیرینی که از عراقی‌ها در مسیر مشایه می‌شنویم. با نوشیدن چای عراقی جرعه‌ای از دل‌تنگی‌ام کاسته می‌شود. می‌خواهم از موکب عبور کنم و به مسیر ادامه دهم که موکب‌دار این مداحی را می‌گذارد و دل‌تنگ‌تر می‌شوم: من ایرانم و تو عراقی چه فراقی چه فراقی... آقا خوش‌به‌حالت که کربلایی به یاد ما هم باش :) شبِ‌جمعه|۶فروردین http://eitaa.com/aagoosh
* [ما به شهیدمان نمی‌گوییم خداحافظ! بلکه می‌گوییم به امید دیدار، به امید دیداری همراه با پیروزی خون بر شمشیر، به امید دیدار در حالی‌که ما هم شهید شده و به شما پیوستیم...] _شهید‌سیدحسن‌نصرالله http://eitaa.com/aagoosh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
•|خیالت‌را‌درآغوشـ...
[تاریخ بشکند قلمت اگر ننویسی...] بچه‌ها نباید در جریان جزئیات دردناک جنگ قرار بگیرند. آخر ما بزرگ‌تر ها هم کشش هضم این‌همه قساوت قلب دشمن را نداریم؛ چه برسد به بچه‌ها با آن قلب های پاک و معصومشان که بدی را دوست ندارند. وقتی خبر مدرسه «شجره طیبه» در میناب رسید سعی کردیم خبر به خواهر هفت ساله‌ام نرسد، تا مبادا در مدرسه احساس ناامنی کند. با اینکه قلبمان به درد آمده بود، از او مراقبت کردیم که نفهمد ۱۶۵ دانش‌آموز آسمانی شدند. تا اینکه چند شب پیش سوال‌هایش شروع شد. در تجمع‌های شبانه داشتیم راه می‌رفتیم و شعار می‌دادیم. دختری با لباس فرم مدرسه همراه مادرش روی جدول‌های کنار خیابان نشسته بود. تا ما را دید از جایش پرید و شکلاتی را به خواهرم رساند و رفت. اول پرسید چرا امشب بیشتر بچه‌ها با لباس مدرسه آمدند؟ واقعیت این بود که لباس های غرق به خون بچه‌های میناب دلمان را آتش زده بود و بچه‌ها می‌خواستند بگویند به یادشان هستند. ولی من گفتم با لباس مدرسه آمدند که بگویند با همین سن کم‌شان قوی هستند و سرباز رهبرند. جوابم برایش قانع کننده بود. ولی سواد نصفه نیمه‌اش کار دستمان داد. کاغذی روی شکلات چسبیده بود و رویش نوشته بود به یاد همکلاسی های شهیدم (دختران میناب) _میناب کجاست ؟ چی‌شده؟ همکلاسی های این دختره بودن؟ چقدر سخت بود برایم آن لحظه که بغض گلوگیر شده بود و باید جوابش را می‌دادم. نباید می‌گفتم عزیزم حتی بچه‌ها در مدرسه هم در امان نیستند. دشمن آنها را بی هوا زد. نه یک بار بلکه چندین بار موشک زد. حالا هم گردن نمی‌گیرد و می‌گوید خودتان زدید. امروز برایم کره زمین آورده. ایران را پیدا می‌کند و می‌گوید میناب کجای نقشه است؟ لحظه ای وا می‌روم. می‌خواهد بداند کجای نقشه بچه‌ها شهید شدند و فاصله‌اش را با شهر خودمان بفهمد. دلم می‌سوزد برایش و کاری از دستم برنمی‌آید. تاریخ بشکند قلمت اگر ننویسی چه بر سر کودکان ما در جنگ می‌آید. آنها چه نقشی در جنگ دارند که هیچ جا برایشان امن نیست؟ نوزاد سه روزه چه تهدیدی برایتان داشت که جانش را گرفتید؟ شما بدترین اهل زمینید‌ و قلب‌هایتان از سنگ هم سخت‌تر است. ما انتقام بچه‌هایمان را می‌گیریم. باید نیست و نابود شوید تا دل‌هایمان آرام بگیرد. اصلا به قول شهید لاریجانی: قلب ما را سوزاندند، قلب‌شان را می‌سوزانیم... پ‌ن: عکس‌ مربوط به مدرسه شجره طیبه است. مدرسه ای که دیگر مدرسه نمی‌شود... http://eitaa.com/aagoosh