و این روزها، هرجا میبینم حول مسئلهای بحث شکل میگیره، حتماً یهجا به تفاوت آرمانها، یا فهم نادرست از آرمان مشترک، به چشم میخوره.
اگه آرمان رو بفهمیم، بشناسیم، دنبالش بگردیم، و با هم درموردش حرف بزنیم، خیلی چیزا حل میشه!
ما خیلی وقتا میایم سطح ماجرا و سر چیزایی بحث میکنیم که وقتی از بالا به قضیه نگاه کنیم، میبینیم این یه برگ کوچیک از درخت بزرگیه که هزارتا شاخهی دیگه هم داره اگه این حل شه، بقیهش چی؟
در حالی که اون درخت پر شاخ و برگ، یه تنهی مشترک داره که همه از اون نشأت گرفتن.
و اون تنه هم هزارتا ریشه داره که زیر زمینه و تا حالا نمیدیدیمش...
فکر میکنم آرمان، هویت اون تنه باشه.
که حاصل از ریشههای عمیقه و باعث شاخ و برگهای بالایی...
اگه بنیان اون درخت که ریشههاش باشن، طوری شکل بگیره که برایند همهی اونها بشه یه تنهی مستحکم، اونوقته که شاخههای متصل به اون درخت هم ذیل اون آرمان رشد میکنن.
باید رو ریشهها وقت بذاریم.
اگه هنوز شکل نگرفتن، طوری شکلشون بدیم که آرمانساز باشن.
اگه هم که شکل گرفتن، بریم سراغ شناختشون؛ ببینیم برایندش چی شده.
اگه آشفتگیآفرین شده، اصلاح بشه و اگه درخت پرثمری ساخته، تقویتش کنیم تا آسیب نبینه و به رشدش تو همین مسیر کمک کرده باشیم.
از مثال درخته خوشم نیومد ولی مثال دیگهای الان به ذهنم نرسید.
راهنوشتههای یک کفترِ آرمانجو
میخوام از آرمان بنویسم؛ و این همون موضوعیه که میتونم ساااااعتها درموردش حرف بزنم و خسته نشم. آرما
حالا چرا این حرفا رو زدم؟
چون اولاً "آرمان" و "آرمانجو" بودن بخشی از هویت من شده.
و دوماً، از این به بعد میخوام بیشتر درموردش بگم و همهی عالم رو خبردار کنم که آرمان داشتن چهقدر قشنگه.
ممکنه سوال پیش بیاد که
این آرمان شما چیه که انقدر سنگشو به سینه میزنی؟
باید بگم آرمان چند بُعد داره.
اما چون ما اینجا یه اجتماع محسوب میشیم، پس درمورد آرمان هم از بُعد اجتماعیش حرف میزنیم.
(گرچه ابعاد مختلفش به هم بیربط نیستن و اتفاقا ارتباط مؤثر و چندطرفهای هم دارن.)
و این آرمان اجتماعی چیه؟
#آرمانشهر، مدینهٔ فاضله، یا تمدّن اسلامی.
یادمه تقریباً اولینباری که خواستم درموردش با آدمای اطرافم صحبت کنم، آخرین روزهای کلاس دوازدهم بود.
یه کتاب یادگاری گرفتم واسه کل بچهها، و یه نامه هم نوشتم و گذاشتم داخلش و بهشون هدیه دادم.
الان هرچی فکر میکنم بهتر از اون حرفا نمیتونم توضیح بدم چی تو ذهنمه. پس همونو میفرستم شما هم بخونین.