eitaa logo
آوارگی‌ها
562 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
183 ویدیو
91 فایل
باشد تا مرهمی باشد، بر افکار و خطورات گاه و بی‌گاه، بر دلتنگی عاشقانه‌ها، بر گوش‌نوازترین شعر‌ها، بر روایات و حکیمانه‌ها، بر الهامات و خواب‌ها؛ تا مرهمی باشد بر آوارگی‌ها... 💠تحصیل و طهارت: 🔹 @mtganjali ♦️ارتباط: 🔸 @Sheikhtaha 🔸 @Sina_d02
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از آوارگی‌ها
وصل تو، خواب و خیال است ولی باور کن عاشقی بی سر و پا عزم رسیدن دارد... 🌱کاظم بهمنی •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
فائدة الخلق هو الانسان لا غیره و إذا عرفت هذا فاعلم أن الانسان هو العالم الأکبر. فائده آفرینش، انسان است نه چیز دیگر، اگر این را فهمیدی پس بدان که: انسان، بزرگترین جهان است! 🌱شیخ الرئیس، الرسائل •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
دارد از ترس فراق تو دلم می‌لرزد اصلا این وصل به این ترس بگو می‌ارزد؟ •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
شوق پرواز بده، روح زمین‌گیر مرا... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
من و تخیّل حسنت، چه یار بهتر ازین؟ به غیر عشق چه ورزم؟ چه کار بهتر ازین؟ به روزگار شدی یارِ من، بحمدالله دگر چه کار کند روزگار بهتر ازین؟ به غمزه آهویِ چشمت، شکارِ مردم کرد که دید آهوی مردم‌شکار بهتر ازین؟ ز جرعهٔ کرمت بیشتر فشان بر من تو ابرِ رحمتی آخر، ببار بهتر ازین... تبارک الله ازین سبزه و گلی که تراست! نبوده است و نباشد بهار بهتر ازین... تو مستِ جامِ غروری همیشه، ای زاهد مباش غره، که رنجِ خمار بهتر ازین... بِران سمند، که در چابکی و جلوه‌گری، نیامده‌ست به میدان سوار بهتر ازین... ز دورِ چرخ، هلالی، به داغِ دل خوش باش طمع ز کوکبِ طالع مدار بهتر ازین... 🌱هلالی جغتائی پ.ن: واقعا چه کار بهتر ازین؟ •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
آوارگی‌ها
بدون حُسن تو ای گل، بهـار جلوه ندارد گل شکفته‌ی زيبـا، خـدا کنـد که بيـايی... #شعر #مهدویات •✾•❀﴾@
‌ آخرش روزی بهارِ خنده‌هامان می‌رسد پس بیا با عشق فصلِ بغضمان را رد کنیم... 🌱قیصر امین‌پور •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
می‌رسد اینجا بهاری تازه با احوالِ نو حیف دیگر شوقِ ما را این زمستان برده است... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
رقیب مرگِ مرا خواست گفتمش آمین که نیست عاشقِ دلتنگ را جُز این حاجت... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست می‌رسم با تو به خانه از خیابانی که نیست می‌نشینی روبه رویم خستگی در می‌کنی چای می‌ریزم برایت توی فنجانی که نیست باز می‌خندی و می‌پرسی که حالت بهتر است؟ باز می‌خندم که: خیلی، گرچه می‌دانی که نیست شعر می‌خوانم برایت واژه‌ها گل می‌کنند یاس و مریم می‌گذارم توی گلدانی که نیست چشم می‌دوزم به چشمت، می‌شود آیا کمی دست‌هایم را بگیری بین دستانی که نیست؟ وقت رفتن می شود با بغض می‌گویم نرو پشت پایت اشک می‌ریزم در ایوانی که نیست می‌روی و خانه لبریز از نبودت می‌شود باز تنها می‌شوم با یاد مهمانی که نیست رفته ای و بعد تو این کار هر روز من است باورِ اینکه نباشی کار آسانی که نیست... •✾•❀﴾@aavaregi﴿❀•✾•
هدایت شده از “دیوانه نوشت”
تفاوت‌‌های ما، بیش از شباهت‌هاست. باور کن! تو تلخی شراب کهنه‌ای، من تلخی زهرم!