با اینکه دل از ظلمتِ غم تاریک است
یا رشتهی امیدِ دلم باریک است
هر دم به خودم باز بگویم این را :
پایانِ غمت غصه نخور نزدیک است
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
دل را که سپردهام برایش
جان هم بفدای خاک پایش
ایمن شدم از غمی که از اوست
تن گشته؛ سپر به هر بلایش
او پادشهی که جان ببخشد
در بارگهش منم گدایش
دریای کرامتش عظیم است
حاتم شده مات از سخایش
بر لوح دلم غمی ندارم
تا میشنوَم دمی صدایش
ابروی کمان و چشم زیبا
از خرمن زلفِ باصفایش
بر تیره شبم چو مه بتابد
افسانهی غم رسد فنایش
با اینکه فضای سینه ابری است
اما تو که حاضری ورایش
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
بر دردِ دلم موعد درمان آمد
شادم که دگر غصه به پایان آمد
از عرش شنیدم که ملائک گفتند:
اعیاد پر از برکت شعبان آمد
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
جز تو در یادم نمانده گفته های هیچ کس
غیر تصویرت نباشد سینه جای هیچ کس
تا بهار عارضت اقلیم جانم را گرفت
با حضورت نیست در قلبم صفای هیچ کس
عشق؛ تنها در ضمیرم با تو معنا می شود
بعد تو عشقی نمی ماند برای هیچ کس
خانهات آباد باشد مُلک دل کردی خراب
جز تو ماوایی ندارم در بنای هیچ کس
هر چه دارم نازنینم جمله در دستان توست
در فضای دل نمانده ردّ پای هیچ کس
یک نفر در باورم حتی شبیه تو نشد
جان بقربانت نباشد جان فدای هیچ کس
گر چه هر دم با جفا رنجی به جانم دادهای
حسرتی دیگر ندارم از وفای هیچ کس
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
آبادی شعر 🇵🇸🇮🇷
خدایا ذهن سرشاری عطا کن
مرا هر لحظه بیداری عطا کن
نباشم روز و شب بر دور باطل
مرا خیر سزاواری عطا کن
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
از بسکه لحظهلحظه به نامت قلم زدم
اسم تو را کنار خودم محترم زدم
شادم که از شرار تو جانم شرر گرفت
گرچه نگاه سرد تو را نقشِ غم زدم
محراب و قبلهگاه منی، دین و دل تویی
از گنج مهر توست که در دل حرَم زدم
تا گم شدم ز خویش رسیدم به محضرت
سرمست و عاشقانه به کوی عدم زدم
با اینکه در نگاه تو گشتم غریبهای
اما همیشه از تو و عشق تو دم زدم
زیبای مهوَشم تو نباشی که مُردهام
در زندگی برای تو دم، بازدم زدم
هر شب که زلف ناز تو را شانه میکنم
در خواب خوش دست بر آن پیچ و خَم زدم
امشب دوباره از تو نوشتم به عادتم
همراه خاطرات قدیمی قدم زدم
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
آبادی شعر 🇵🇸🇮🇷
چمن از لاله پر از نقش و نگارست؛ گلم
که نشان از رخِ زیبای نگارست ؛ گلم
برساند به دلم باد سحر مژده ی وصل
که خزان طی شده برخیز بهارست ؛ گلم
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
از شرار آتشِ عشقت چه زیبا سوختم
در مسیرِ دلبری با قلب شیدا سوختم
مثل شمعی روشنَم ؛ گاهی چنان پروانهای
جان فدایت نازنینم بی تو تنها سوختم
خواستم مثل کبوتر پر زنَم اما نشد
در میان موج غمهای تو زیرا سوختم
در میان شعلهها میرقصم از شوقی که هست
همچو ققنوسی شدم در عاشقی تا سوختم
در مسیر دلبری باید که اول دل بُرید
دل بُریدم تا که از آن سروِ رعنا سوختم
تا که بُردم نام زیبایت دلم آتش گرفت
روی لب ؛مانند هر شب حینِ نجوا سوختم
موجِ گیسویت مگر ما را رساند ساحلی
من کویر تشنهلب از داغ دریا سوختم
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
دیباچهی دل با تو پر از زیبایی است
از بسکه نگاهت به نظر رویایی است
هر لحظه نباشی دل من در رویا
مشغول تماشای تو در تنهایی است
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
تو به میدان عمل غیرت صدها مردی
همه ی چلچله ها را به ستوه آوردی
چه سبکبال به دنبال پریدن بودی
عاقبت پر زدی و کار خودت را کردی
#سیدعلی_خوشقامت
#تقدیمبهشهیدرییسیعزیز
@abadiyesher
رهبرم "سیّدعلی" فخری برای کشور است
در هجومِ دشمنان همواره مثلِ سنگر است
در شجاعت همردیفش را نجُستم در جهان
مقتدایش فاتحِ دروازههای خیبر است
بیمی از طوفان ندارم تا که کشتیبانِ ماست
کشتیِ اسلام و دین را مهرِ نابَش لنگر است
بر سرِ دشمن شبیهِ آذَرخشی میشویم
در سپاهِ اهلِ ایمان رهنمودش یاور است
هر چه میخواهد بگوید دشمنِ غدّار ما
خوب فهمیده که دیگر این نبرد آخر است
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher
غم در دلِ ما گر چه که دنیاست، چه غم؟
تا مادر ما حضرتِ زهراست، چه غم؟
مانند شقایق نهراسیم ز داغ
با فاطمه دلها همه دریاست، چه غم؟
#سیدعلی_خوشقامت
@abadiyesher