🍃
#حسین_جان ❤️
سلام میکنم از دور بر تو و حرمت
سلام من به بلندای بیرق و علمت
اگر که سر به هوا هستم و پریشانم
زمین زدم دل خود را به احترام غمت
گدایی در این خانه سربلندم کرد
مرا جدا نکن از خیمه های محترمت
چگونه نام تو را هر نفس صدا نکنم؟
که شاملم شده یک عمر دائماً کرمت
"زمان مرگ به راهت دخیل می بندم"
بیا که سر بگذارم به محضر قدمت
#محمدحسن_بیاتلو
#صلیاللهعلیکیااباعبدالله 🥀🍃
#السلامعلىصاحبالقبهالسامیه
برای سوگ تو باید زبان دیگر داشت
نگاه روشنی از آسمان فراتر داشت
شهادت تو حماسهاست با شکوه و عیان
حماسهای که هزاران پیام در بر داشت
زلال جاری چشم تو حسرت دریاست
فرات بود که ناکام دیدهی تر داشت
سوال کهنه ی تاریخ تا ابد باقیست:
چرا زمانه سر ِ جنگ نابرابر داشت
قیام سرخ تو یک پرده از قیامت بود
قیامتی که درونش هزار محشر داشت
تو آن رسول به معراج رفته هستی که
برای امت خود روی نیزه منبر داشت
هنوز ملتهب از ماتم شگفت توییم
که این مصائب داغ تورا که باور داشت؟
سپاه بود و حرم بود و غارت و آتش
درست لحظهی تلخی که آنطرفتر داشت...
#محمدحسن_بیاتلو
#محرم 🏴
صلیاللهعلیكیااباعبدالله !🥀•°
سلام میکنم از دور بر تو و حرمت
سلام من به بلندای بیــرق و علمت
ســــروده اند فراوان بــرای تو اما
هنوزنقشکتیبهاستشعرمحتشمت
#محمدحسن_بیاتلو
#امام_حسین
#اربعین
گِره انداخت به کار همه دنیا آنکه
ریسمان گردن مولای دو دنیا انداخت
#فاطمیه
#محمدحسن_بیاتلو
تیر بلا رسید و دلم را نشان گرفت
آتش به سینه ام زد و تاب وتوان گرفت
عمری ز خاطرات گذشته گریستم
شکرخدا که زهر ازاین خسته جان گرفت
مویم حکایت غم دیرینه می کند
بغض گلو و اشک مسیر بیان گرفت
راوی روضه های غروب مدینه ام
در آن زمان تلخ دل آسمان گرفت
ازقصه ای که برکسی آن را نگفته ام
باغ امید من همه رنگ خزان گرفت
دستی که بین کوچه به مادرکشیده زد
باضربه اش ازاین دل زارم امان گرفت
روزی به پشت در صدمه دید مادرم
سرو قدش خمیده وشکل کمان گرفت
دیدم که مادرم پی من دست میکشد
سیلی ز مادرم همه تاب وتوان گرفت
#محمدحسن_بیاتلو
به رو سیاهیم اقرار میکنم … العفو
برای خوب شدن، کار میکنم … العفو
مرا تو میخری و پاک میکنی اما
منم که آینه را تار میکنم … العفو
رسیدهام که خودم را نشانِ تو بدهم
به هر بهانهای تکرار میکنم … العفو
خودت اجازه شب زنده داریم دادی
که با اجازهات اصرار میکنم … العفو
مران ز خودت مرا، که من خود را
بدون تو همه جا خوار میکنم … العفو
از این که عفو تو شد شاملم ولی
من با گناه کردنم انکار میکنم … العفو
#محمدحسن_بیاتلو
در این روزگاریکه دل بیقرار است
گدای کریمه شدن افتخار است
#محمدحسن_بیاتلو
#یا_فاطمه_اشفعی_لی_فی_الجنه
@abadiyesher
باور نمیکنم که تو بی بال و پر شدی
خستهشدی، شکستهشدی، مختصرشدی
شرمندهام بهخاطر من زخم خوردهای
روزی که در مقابل دشمن سپر شدی
افتادی از نفس، نفست بند آمده
افتادهای به بسترِ غم، محتضر شدی
هیزم به دستهای مدینه که آمدند
مجروحِ دودِ آتش و زخمیِ در شدی
آتش زبانه میزد و در نیمهباز بود
فهمیدم از صدا زدنت؛ بی پسر شدی
این شهر چشم دیدن ما را نداشتند
از چشمهای شور مدینه نظر شدی
همسایهها رعایت حالت نمیکنند
از دست هممحلی خود خون جگر شدی
#محمدحسن_بیاتلو
@abadiyesher