اللهم عجل لولیک الفرج
#یا_صاحب_الزمان
به چشم روشنی شام تار منتظرم
به صبح - آن قسم آشکار- منتظرم
بیا که عید بیاید به خانهی دل ما
حضور سبز تو را ای بهار منتظرم
اگرچه دیر شده با گذشت اینهمه سال
به حکم مطلق پروردگار منتظرم
تورا نخواستم آنگونهای که باید خواست
شبیه مردم اهل شعار منتظرم
زمانه میگذرد نا امید ؛ اما من
به رغم خستگی روزگار - منتظرم
هنوز آمدنت آرزوی عقربه هاست
به دیرپایی این انتظار منتظرم
تو را ندارم و از هرکسی ندارترم
کجاست آن کرم بیشمار ؟ منتظرم
میان روضه هوای مدینه پیچیده
به خاک چادر آن بی مزار منتظرم
#محمدحسن_بیات_لو
#حضرت_زهرا_س_مدح
میآید استجابت اگر پیشواز تو
فخر خداست محفل راز و نیاز تو
محراب خانه نورٌ عَلی نور میشود
از جانماز و وصلهی چادر نماز تو
فهم بشر به ساحت درکت نمیرسد
پنهان شده به دست خداوند راز تو
این آن حقیقتیست که کتمان نمیشود
غیر از علی نبوده کسی همترازِ تو
ای ساده زیستیِ تو تدریس بندگی
ای شوکت بهشت، گلیم جهاز تو
نامت سلام داشت؛ قیامت قیام داشت
زندهست آن شهادتِ تاریخسازِ تو
محشر که اختیار شفاعت بهدست توست
داریم ما امید به برگ جوازِ تو...
#محمدحسن_بیات_لو
31.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#یا_زهرا
یکتایی و برای تو همتا فقط علیست
سوگند میخورم به خدای یگانهات
#محمدحسن_بیات_لو
شعر خوانی در محفل بهشت
نشست شعرای آیینی - ایام فاطمیه
جمعه هجدهم آذر ماه ۱۴۰۱
مردی که تمام دین و ایمان بوده
ماهیّت آیههای قرآن بوده
مظلومیتش را بنگر بعد از او
گفتند: مگر علی مسلمان بوده؟
#محمدحسن_بیات_لو
#حضرت_معصومه_س_مدح
آیینهی حُجب و عفتی معصومه
مستورهی نور عصمتی معصومه
یا فاطِمَه! اِشفَعي لَنا فِی الْجَنَة
باب الکرم شفاعتی معصومه
#محمدحسن_بیات_لو
#عید_غدیر
یا علی مدد
در محفلی که نام تو باشد گناه نیست
غیر از دو دست تو بخدا تکیه گاه نیست
در مکتب تو بحث سفید و سیاه نیست
حالم بدون یاد نجف رو به راه نیست
توصیف قدر و منزلتت کار هرکه نیست
دریایی و وجود تو مانند برکه نیست
نامت به زیر سلطه کشیده لغات را
در شیشه کرده خون رقیق دوات را
بر هم زده نظام همه کائنات را
میخواهم از دو دست تو برگ برات را
لطفت زیاد و خواهش دستان ما زیاد
ما کم ارادتیم و مرام شما زیاد
دست غزل به مرز کمالت نمیرسد
قدّ قلم به اوج جلالت نمیرسد
صد چشمه هم به جوی زلالت نمیرسد
بیچاره هر کسی به وصالت نمیرسد
قول فمن یمت یرنی ات بعید نیست
جز دیدنت به وقت وفاتم امید نیست
باید نوشت نام تو را با دوات عشق
زیرا که از تو بوده همیشه حیات عشق
پنهان شده به سایه ی عشق تو ذات عشق
پس اهدنا صراط علی شد صراط عشق
با تو مشخصاست مسیر درست مان
جانم فدای نام امام نخست مان
دنیا شبیه نقطهای بین کتاب تو
مانده نگاه چرخ و فلک بر جناب تو
جز فاطمه نبوده کسی بازتاب تو
صد آفرین به فاطمه صد مرحبا به تو
از تو تمام خلق بگویند هم کم است
آیینه دار جلوه ی پاک تو فاطمه است
تاریخ شاهد است که جز تو دلیر نیست
ذکری به غیر نام "علی" دلپذیر نیست
عیدی شبیه عید سعید "غدیر" نیست
هرکس که با ولایت تو هم مسیر نیست
بیراهه رفته است-به پایش ثبات نیست
راهی به غیر راه تو راه نجات نیست
پیدا نمی شود احدی برتر از علی
آقا تر و عزیز تر و بهتر از علی
در معرکه کجاست دلاورتر از علی
صدها هزار مرتبه پیغمبر از علی
تعریف کرده ست چنان و چنین علی است
با امر حق برای نبی جانشین علی است
#محمدحسن_بیات_لو
السلام علی #عبدالله_بن_حسن
#یا_کریم_بن_کریم
وقتی که از حال عمویش با خبر شد
غیرت وجودش را گرفت و شعله ور شد
از دستهای عمه دست خود کشید و
فریاد زد: عمه دگر وقت سفر شد
آمد میان گودی گودال و با دست
جان عموی نیمه جانش را سپر شد
تیزی تیغ حرمله بر او اثر کرد
دستش برید و طفلکی بیبال و پر شد
با دست آویزان شده بر پوست میگفت:
حالا زمان دیدن روی پدر شد
#محمدحسن_بیات_لو
#السلام_علی_الحسین
هم بهتر است پای عزای تو سر شکست
هم بهتر آنکه در غمت از هر نظر شکست
چیزی نداشتم سر بازار عاشقی
جز این دلی که هست-بفرما بخر ؛ شکست
میخواستی برای کسی جز تو نشکند !؟
اصلاً فدای خواستنت دل اگر شکست
هرکس برای روضهی تو خرج می کند
هرگز نمیشود همهی عمر ور شکست
اوج لطافت است سرودن برای تو
گفتم "حسین جان" دل اهل هنر شکست
یک لحظه دست و پا زدی و جبرئیل هم
آنقدر بال وپر به زمین زد که پر شکست
حالا چگونه از غم داغ تو نشکنیم ؟
وقتی برای درک تو کوه از کمر شکست
▪︎▪︎▪︎
بالا سر ضریح تو قلبم شکسته بود
پایین پات آمدم و بیشتر شکست
دنیا هنوز بر سر پا ایستاده بود ؟
روزی که قامت تو ز داغ پسر شکست؟
#محمدحسن_بیات_لو
السلام علی العباس
#تاسوعا
عطش کودک تو آبم کرد
لب خشک علی کبابم کرد
مشک پاره ؛ نگاه اهل حرم
به خدا از خجالت آبم کرد
ای برادر بیا مرا دریاب
مادر تو پسر خطابم کرد
رویم آیینه ی جمال تو بود
حرمله با سه شعبه قابم کرد
قمر خون گرفته ی حرمم
طلعت رویت آفتابم کرد
گفتم ای مشک تا خیام بیا
قطره قطره ولی جوابم کرد
پس بریده بریده می گویم
آب شرمنده ی ربابم کرد
از دعای مجیب پر بودم
دستم افتاد و مستجابم کرد
شدت تیرها و ضرب عمود
بر نگین زمین رکابم کرد
آمدی و نشد که برخیزم
نه تکانم نده که می ریزم
#محمدحسن_بیات_لو
تا بگیرد زندگانیام صفا، گفتم: حسین
با همه بی بند و باری، بارها گفتم: حسین
دستهایم را گرفتی هرکجا خوردم زمین
تا نهادم دست خود را روی پا، گفتم: حسین
اشکهایم را خریدی، خنده دادی جای آن
در میان خندهها و گریهها، گفتم: حسین
هرکه با هر نیّتی خوانده تورا، دادی جواب
گاه با اخلاص و گاهی با ریا گفتم: حسین
گاه در تنهاییام نام تو را ناله زدم
گاه در بزم عزایت بیصدا گفتم: حسین
تا که دیدم نوکرانت یک به یک زائر شدند
ناگهان بغضم شکست و بیهوا گفتم: حسین
"از حرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین"
اربعین من از وطن تا کربلا گفتم: حسین
حال میخواهی جواب گریههایم را نده_
ابتدا گفتم حسین و انتها گفتم: حسین
#محمدحسن_بیات_لو
در خلوت خود خیالانگیز شدی
از حالت شاعرانه لبریز شدی
با خشخش برگها غزل میخوانی
ای دل نکند عاشق پاییز شدی
#محمدحسن_بیات_لو
@abadiyesher
حضرت_زهرا_س_بستر_شهادت
#زبان_حال_امیرالمومنین_ع
باور نمیکنم که تو بی بال و پر شدی
خستهشدی، شکستهشدی، مختصرشدی
شرمندهام بهخاطر من زخم خوردهای
روزی که در مقابل دشمن سپر شدی
افتادی از نفس، نفست بند آمده
افتادهای به بسترِ غم، محتضر شدی
هیزم به دستهای مدینه که آمدند
مجروحِ دودِ آتش و زخمیِ در شدی
آتش زبانه میزد و در نیمهباز بود
فهمیدم از صدا زدنت؛ بی پسر شدی
این شهر چشم دیدن ما را نداشتند
از چشمهای شور مدینه نظر شدی
همسایهها رعایت حالت نمیکنند
از دست هممحلی خود خون جگر شدی
#محمدحسن_بیات_لو
@abadiyesher