eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸🇮🇷
2.1هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
2.5هزار ویدیو
106 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تلخ است که لبریز حقایق شده است زرد است که با درد، موافق شده است عاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است
تلخ است که لبریز حقایق شده است زرد است که با درد، موافق شده است عاشق نشدی وگرنه می‌فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است 🌾🌸🌾
سرتاسر عمرتان به تردید گذشت عمری که به پوشاندن خورشید گذشت ای جرئت داعش از شما! وایِ شما! از این همه خون چگونه خواهید گذشت؟
وسط کوچه زمین خورد پی حیدر و باز با وقاری علوی چادر خود را سر کرد... 🏴
قاسم هنوز با ماست در کوچه و خیابان قاسم هنوز زنده‌ست، ما را گواه: قرآن
می ترسم اے رفیق! تو هم مثل خاڪ سرد وقتے مرا به دل بسپاری کہ مرده‌ام!
14.46M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه شب دست به دامان خدا تا سحرم كه خدا از تو خبر دارد و من بی خبرم رفتی و هيچ نگفتی كه چه در سر داری رفتی و هيچ نديدی كه چه آمد به سرم گرمی طبعم از آن است كه دل سوخته ام سرخی رويم از اين است كه خونين جگرم كار عشق است نماز من اگر كامل نيست آخر آنگاه كه در ياد توام در سفرم ای که در آینه هرروز به خود می نگری من از آيينه به ديدار تو شايسته ترم عهد بستم كه تحمل كنم اين دوری را عهد بستم ولی از عهد خودم ميگذرم مثل ابری شده‌ام دربه‌درِ شهر به شهر وای از آندم که به شیراز بیفتد گذرم 🌱
آن ماهی ام که گوشه ای از حوض، مرده ام بیچاره آن دلی که به دریا سپرده ام بی تاب ، مثل شعر به کاغذ نیامده شرمنده مثل نامه ی برگشت خورده ام از بس که زخم بود برآن، جا نیافتم تا بار عشق را بگذارم به گُرده ام ای باغبان ! مزاحمتم را به دل مگیر از باغ، غیر حسرت چیدن نبرده ام می ترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سرد وقتی مرا به دل بسپاری که مرده ام... 💔
خود را که به خلوتی رسانَد خورشید از داغ، دلش را بتکاند خورشید گفتیم غروب کرده اما انگار رفته‌ست نماز شب بخواند خورشید
ابــــریـــــم کــه ارث پدری‌مان اشک است مشق شب و درس سحری‌مان اشک است هرکس به زبان خود سخن می‌گوید ما نیز زبــــان مادری‌مان اشک است
ماییم کسی که بی سبب می کوشد آن تشنه که از جوی عطش می نوشد خسران زده ایم و سرنوشتش این است آن کس که در آفتاب، یخ بفروشد
چشم از تو نبست دوستش داشته باش پیمان نشکست دوستش داشته باش آنطور که هستی به تو دل داده، تو هم آنطور که هست، دوستش داشته باش