331.1K
🍃🌼🍃
🌼🌸
🍃
چون کلامم به زبان یکسره مشکل دارد
فکر کردی که تنم یک دل زایل دارد
لکنت روی زبانم شده بازیچهٔ تو
هیچ گفتی به خودت این پسرک دل دارد
حرمت عاشق دلداده شکستی عملا
و کسی این عملت را متقابل دارد
قایقی را که شکستی شده مانند کسی
که به دریای تو آرامش ساحل دارد
گفت حالا تو چرا عاشق دلباخته ای
این سوالی است که خود حل مسائل دارد
میخورم حسرت ابراز بدون لکنت
طعم تلخی که فقط زهر هلاهل دارد
لعنتی من د د دو دو س س تت دارم سخت
بیت سخت است ولی مصرع کامل دارد
#سید_طباطبایی
🍃
🌼🌸
🍃🌼🍃
@abadiyesher
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خوش باش که جام ِتازه دارد خورشید
هر صبح پیام ِتازه دارد خورشید
با نغمه ی بلبلانِ سر مست آمد
امروز سلام تازه دارد خورشید
#صفيه_قومنجانی
بخت و اقبالِ مرا
با بودنت خوش کردهای
اي دلیلِ حالِ خوبم ؛
صبح زیبایت بخیر !
#امیرعباس_خالقوردی
چه جرم کردم و از من چه در وجود آمد
که یادت از من خستهجگر نمیآید؟!
#خواجوی_کرمانی
لبخند بزن دلبر، لبخند تو شیرین است
دارو به چه کار آید؟
لبخند تو تسکین است :)
#محمد_جواد_سرخه
.
بی رحم ترین حالت یک صبح همین است
خورشید بتابد به جهان ، باز نیایی ....
#هما_کشتگر
#امام_زمان
بعد از تو به تصویر تو خو کرده نگاهم
بیچارهام آنقدر که همصحبتم این است!
#حسین_دهلوی
🌹🌹🌹🌹
«تا چند نشینیم به امید نگاهی»
تا کی بگذاریم سر دیده کلاهی
در حاشیه جاده پر رمز وصالت
تا کی بنشینیم چو طفلی سر راهی
عمریست به دنبال تو آواره ترینم
ای بر من آواره و بیچاره پناهی
کوچکتر از آنم که شوم مشتری تو
سهم من از آن عشق شده ناله و آهی
هر عابد و زاهد همه مغلوب نگاهت
چون مردم چشم تو برابر به سپاهی
فریادی اگر کنج گلو نیست غمی نیست
زیرا که به حال من دل خسته گواهی
بازآ و بزن رنگ خدا بر شب تارم
بیزارم از این ظلمت و از رنگ سیاهی
ای ماه شب افروز بیا فاصله کم کن
شاید نرسید عمر من خسته به ماهی
#علی_جباری
از من حیا و از تو خجالت، چه خلوتی است؟
چیزی بگو که وا بشود رویمان به هم
#شایان_مصلح
12.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
🍃 بوی گیسو
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
پیش هر بیگانه گویم راز خود
آشنارویی مرا دیوانه کرد
ای مسلمانان به فریادم رسید
طفل هندویی مرا دیوانه کرد
میزنم خود را به آتش بیدریغ
آتشینخویی مرا دیوانه کرد
از حرم لبیکگویان میروم
جذبۀ کویی مرا دیوانه کرد
واقف از میخانه و مسجد نیم
چشم و ابرویی مرا دیوانه کرد
فکر زنجیری کنید ای عاقلان
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد
عنبرینمویی مرا دیوانه کرد
یاسمنبویی مرا دیوانه کرد
بوی گیسویی مرا دیوانه کرد...
🎙 خواننده: #علیرضا_قربانی
ترانهسرا: #واقف_لاهوری
مدّتی هست که از حالِ دلم بیخبری
نه پيامی، نه سلامی، نه سراغی، نه سری
دوریات نظمِ پریشانِ مرا ریخت به هم
شاعرِ خاطرهها بی تو ندارد هنری
اشکِ هر صبح و غروبم به هوایِ تو چکید
شاید این گریهٔ هر روزه نماید اثری
ذرّههایِ سخنم یکسره خورشید شوند
اگر از مِهرِ تو تابد به وجودم نظری
ای که در دشتِ دلت رودِ اجابت جاریاست
مرحمت کن به بیابانِ دلم کن گذری
خونِ احساس به رگهایِ دلم لخته شدهاست
بی مددکاریات ای دوست ندارم جگری
آنچه رفتهاست که رفتهاست، ولی زود بیا
شاید از عمرِ به جا مانده ببینم ثمری
اگر از بخششِ تو انجمنی شاد شوند
مطمئن باش که این کار ندارد ضرری
شربتِ زندگیام تلخ شد از زهرِ سکوت
با سخنهایِ پُر از شور بیفشان شکری
وقتِ تکبیرِ اذان، چشمِ طلب باز کنم
تا که در باغِ نگاهت بزنم بال و پَری
هر زمان، قصد کنی پا به رکابت هستم
دمِ صبحی، سرِ ظهری، سرِ شب یا سحری
لحظهای در نظرِ خاطرهها ساکن شو
ای که هر لحظه به ابیاتِ دلم در سفری.
#حسینعلی_زارعی