من تو خونه يه شازده كوچولو دارم... اون يه روز سر زده اومد
#حرفهایاو
از صبح رفت دم پنجره و خيره شد به حياط، من وفتم ناهار با دوستام و برگشتم، ديدم همونجا وايساده! گفتم:شازده چيزي نمي خواي؟ گفت: خوبم!
گفتم : من اينو نپرسيدم! همونجوري كه بيرون و نگاه مي كرد گفت: خيلي وقته...
#حرفهایاو